rouzegar
روزگار
روزگار
دسته بندی موضوعات

مجموعه ای از جدیدترین شعر عاشقانه غمگین و پاییزی 97

مجموعه ای از جدیدترین شعر عاشقانه غمگین و پاییزی 97 

شعر عاشقانه ،  به همراه شعر عاشقانه معاصر ,شعر عاشقانه احساسی و کوتاه و شعر عاشقانه غمگین پاییزی . شعر های عاشقانه در بین جوانان از اهمیت زیادی برخوردار است و به همین منظور مجموعه ای از جدیدترین شعر عاشقانه غمگین و پاییزی 97  را برای شما در این مقاله از سایت روزگار قرار میدهیم

 

شعر عاشقانه، شعر عاشقانه پاییزی


مثل بوسه ی پیش از خداحافظی
تکلیفت روشن نیست
من چقدر ساده ام
که هنوز فکر می کنم
روزهای آخر پاییز
تمام طلسم ها باطل می شود
و تو مرا فتح خواهی کرد.

آرام می آیم
و از گوشه ی لب هایت
برگ های پاییز را جارو می کنم
من گذر فصل ها را
از خطوط صورت تو می فهمم.

 

عاشقانه های پاییز 
در چشمانت رخنه بسته است
نگاهم که میکنی
خشک میشوم و زرد و بعد فرو میریزم
از نگاهت… …

فصل های همیشه
شاعر محمد رضا قاضی

من باتو
پنهان ترین نجوا های عاشقانه پاییز را

به همراه باد خواهم خواند

نسیم برگ ریز تو بر گونه های مشتاقم 

آتش پرواز را تند تر می کند

با تو

فصلی نیست

 

شعر عاشقانه، شعر عاشقانه پاییزی

 

گیس بافت
شاعر فهیمه پارسا

درمن دختری
هروزصبح جلوی آینه موهایش را میبافد
رژ لب جیغ میزند
دامن چین دار می پوشد
و 
صدای زنگ تو
میکشاندش جلوی در 
شبیه شعرهای عاشقانه پاییز…! …


بوی شب یلدا را درک می کنی؟
انتهای پاییزاست.
قرار عاشقانه پاییز و زمستان 
قراری طولانی
به بلندای طولانی ترین شب 
شب عشق بازی برگ و برف
پاییز چمدان به دست ایستاده 
عزم رفتن دارد
خداحافظ پاییز
سلام زمستان
کجایی بهار دل ها؟
عاشقان دلتنگند
برای تو

 

شعر عاشقانه، شعر عاشقانه پاییزی

 

پاییز عاشقانه ترین فصل زندگیست

چشم تو قاتلیست که هرلحظه هرکجا
آرامش زمین و زمان را بهم زده است
در من شبیه آتشی و شعله میکشی
لبخند توست نظم جهان را بهم زده است


پاییز میرسد به تماشای چشمهات
پاییز عاشقانه ترین فصل زندگیست
آیینه ای برای شکستن شدم ببین
اینجا شکستن از غم تو اصل زندگیست


باران شروع شد که تو را زندگی کنم
این کوچه را برای عبور تو خوب کرد
باران تمام شد…دل تنهای من شکست
خورشید چشمهای تو در من غروب کرد


با اشک روی فاصله ها خط نمیکشم
سهم دلم نگاه غریبی ست بع� …

 

شعر عاشقانه، شعر عاشقانه پاییزی

 

ما
… نـشـــســته بـودیـم، چــه کــودکـانه
پاک

ما
… پــریـــده بودیـم، چـون نُتی روشن
از نـقـطه چـیــنِ خـیـال – اندکی شبنم
می چکـیـد…
بر مساحتِ ادراک

خـــــوابِ مــــرگ
یــادمانِ کهکـشـانـی غریب
ذهنِ ما – آسمانه ای نمناک

ذ ر ه ذ ر ه
نفیرِ زرد – نارنجـی
می دمید …
شاهواری از افلاک

بوی خرمنی از بهـشـت می آمـد
نـور روشنی بر چـمــن می تابید
طعمِ زندگی، شرابِ دیگر داشت
پـیـچکی زیبا .
در زمـــــ …

 

شعر عاشقانه، شعر عاشقانه پاییزی

 

روزی به جهانیان خواهم گفت

که پاییز ستوده به صفت غم نیست

و تنهاییِ نهفتهِ درونش را به فراموشی خواهم سپرد

تا برای روزهای زردش شعرهایِ سپید بسراید

ویا زردیِ برگ هایش رابه دست باد دهد

و ابرهای بارانیش را به دست رعد

سروده ای از مهر بخواند

و نوایی از باران

لبخند را به گل های پاییزی هدیه دهد

وعشق را به قلب رهگذران

محبت را نثار شاخه کند

وعاطفه را نثار آدمیان

روزی به جهانیان خواهم گفت

که پاییز

 

شعر عاشقانه، شعر عاشقانه پاییزی

 

درختان خشکیده
قبای سبز 
بر تن کردند؛
بادهای سرسخت
جامه ی غم
از رخت ربودند؛
آسمان تیره
آوای شادی سر داد؛
بیرق سرخ عشق 
افراشته شد!
پاییز
روی دست خدا ماند
آنگاه که
عاشقانه آغاز شد…! …

 

عاشقانه های پاییز 
در چشمانت رخنه بسته اند
نگاهت که میکنم 
هزارو یک شب عاشقانه ها 
از چشمانم فرو می افتد…

 

شعر عاشقانه، شعر عاشقانه پاییزی

 

باز هم ترانه های ناتمام
سرگردان میان هوای پر باد و باران دلم.
چه می کند این پاییز با دلم!
عجب حال و هوای عاشقانه ایست
این روزهای خنک پاییزی:
نسیمی که زیر پوست صبح من می رقصد.
هرچند صبح تنهایی ست.
و آفتاب کوچک ظهرهایش.
با تمام نبودنت.
دلتنگی غروب غمناکش.
و سکوت دلگیر شب هایی که
جای خالی تو را در آغوش جستجو می کند.
این پاییز چه می کند با دل من!
یاد بارانی که روی پوست من و تو نم زد.
و ما گفتیم عشق را زیر باران دیدیم.
من به پاییز بودن تمام سال عادت …

 

شعر عاشقانه، شعر عاشقانه پاییزی


باکاغذ بادبادک ساختن، فقط بهانه ی ویرایش
آخرین شکایت نامه ای ، بی اساس ست…
از روی مدار گیس های بلند آفتاب،
پارا فراتر گذاشته ای و اجازه داده ای، سرانگشتانت،
پوست باکره ی آسمان را،
با تو، آشتی دهد!
ازل بود یا ابد ، نمی دانم!
حالا هم می بینم چندان زمانش مهم نیست!
یک هنگام طولانی بارها،
در امتداد چند قطره اشک بی سرپناه،
با من وعده دادی و همان جا،
عدالت خداوند،
در صوراسرافیل ، زاییده شد!
هر صبح و …

 

شعر عاشقانه، شعر عاشقانه پاییزی

 

امروز. پنجشنبه. هوا آفتابی بود
تا دیر وقت در خوابی ارغوانی بودم
از مرگ موقت دیشب رهایی یافتم
از پله های پاییز پایین رفتم
خیابان خلوت در خنده ی روز غرق بود
چند متر آنطرفتر؛
مرگ به پایکوبی مشغول بود
حجله ی پسرک در چشم آفتاب می سوخت
هوا در مسیر سرما گل افشانی می کرد
خو رشید در مسیر دلپذیری می تابید
نانوایی سرشار از عطر گندم بود 
ماه رمضانی دیگر متولد میشد
عطردلاویز روزه در گوشه و کنارآواز می خواند
سی عدد نان گرم حیات
نان ها چون برگ گل نازک …


از تو گذشته ام رویای زرد من
این عاشقانه ها ارزانی خودت
هر چند زاده ی عشق تو شد دلم
من می روم دگر این تو واین دلت

تو داده ای به من ازعشق خودگلی
می کاردش دلم از روی سادگی
این رسم عشق توست کز یاد میبری
بر باد می دهی این راز زندگی

از تو سروده ام ای مهر بی ثمر
فردا که می رسد بی تو دگر شوم
افسوس میخورم از آنچه رفته است
اما ز یاد تو من بی اثر شوم

پاییز شعر من دیگر گذشته است
آن برگ زردعشق رازش نهفته است
در فصل تازه ای من سبز میشوم
در خاطر بهار پا …

 

شعر عاشقانه زیبا،شعر عاشقانه

 

پای درخت بیدار … بید پیر
برگ نوشته افتاده : فصل پاییز است !
چهار صفحه به نوشتن ام اکتفا نکن
عاشقانه را 
هوای سبز شاعرانه هاست … !
نفس نفس ام … آه چه سبز می کشم
کجایی عاشق ! ؟
به آغوش قرارت بفشارام 
بهار من و تو است .

 

شعر عاشقانه زیبا،شعر عاشقانه

 

یکی بود یکی نبود

همهء دنیا پر از رو یای عاشقانه بود

توی یک دشت پر از لاله سرخ

توی یک خانه کوچک ، پر از بوی نسیم

دختری بود چو گل های بهار

قصه اش حیرت این لیل و نهار

فکر او بود یکی رنج بزرگ

چون به تن داشت یکی درد غریب

سرطان داشت در این سن چه عجیب

سرطان

همچو دژخیم در او ریشه دواند

این خبر را به کسی هیچ نراند

 

شعر عاشقانه

این مطلب مفید بود ؟
مجموعه ای از جدیدترین شعر عاشقانه غمگین و پاییزی 97
3.7 (73.33%) 3 votes

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

×