rouzegar
دکتر کرمانی
روزگار
روزگار
دسته بندی موضوعات
   
روزگار

شب یلدا در شاهنامه به همراه فال حافظ و شاهنامه خوانی در شب یلدا

شب یلدا در شاهنامه به همراه فال حافظ و شاهنامه خوانی در شب یلدا

 شب یلدا در شاهنامه  به همراه  متن و اشعار زیبای شب یلدا و تاریخچه و فلسفه شب چله و  شب یلدا در شاهنامه را همراه با  مقالات زیبایی در زمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… برای شما در این مقاله از سایت روزگار قرار میدهیم

 

شب یلدا در شاهنامه,شب یلدا شاهنامه ,شب یلدا و شاهنامه خوانی

 

فال حافظ و شاهنامه خوانی در شب یلدا

یکی دیگر از رسم های شب یلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم ها و آیین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا و نیز در «تیرماه سیزه شو» (جشن تیرگان در مازندران) _ در سده های اخیر به رسم های شب یلدا افزوده شده است. شاهنامه خوانی و قصه گویی پدربزرگ و مادربزرگ دور کرسی برای کوچکترها نیز از آیین های یلدا است که خاطرات شیرینی برای بزرگسالی آنها فراهم می آورد.

 

شب یلدا در شاهنامه,شب یلدا شاهنامه ,شب یلدا و شاهنامه خوانی


یلدا,شاهنامه,خوانی
جعفر شهری در «طهران قدیم» می نویسد: «زمستان دو چله به اسم چله بزرگه و چله کوچکه داشت که چله بزرگه از اول دی تا دهم بهمن بود که زمین نفس دزده کشیده، تک (حدّت) سرما می شکست و از آن به بعد، تا آخر بهمن که چله کوچک بوده می گفتند کاری که چله بزرگه نکرده چله کوچکه می کند و چله کوچکه گفته اگر پشتم به بهار نبود بچه را در قنداق خشک می کردم و تقریبا به همین صورت هم بود و هرگز سرمای چله بزرگه به پای سرمای چله کوچکه نمی رسید و با تمام شدن چله کوچکه هم بود که فقرا می گفتند زمستان تمام شد و روسیاهی به ذغال ماند و غم سرما و عدم استطاعت تهیه خاکه ذغال را فراموش می کردند که پشتش به بهار می باشد. و شب اول چله بزرگه یا شب یلدا که «بلندترین شب سال» بود هر دسته از خویش و اقارب و همسایه شب نشینی گرفته در آن بساط سور و سات از آجیل و شیرینی و میوه و مخصوصا هندوانه و انار و خربزه فراهم کرده، دور هم جمع شده به خوشگذرانی و شب زنده داری و گرفتن فال حافظ می پرداختند، و در این شب بود که می گفتند با خوردنی های سفره شب یلدا، مثل خوراکی های پای سفره هفت سین طبیعت گرم را می توانند سرد و طبیعت سرد خود را گرم بکنند. به این صورت که اگر از گرمی مزاج رنج می برند هندوانه و انار و اگر از سردی ناراحت می شوند توت و کشمش و خرما و مثل آن بخورند و تا سحر آن که گفت و شنید و بگو و بخند می کردند. بگو و بخند و دور هم جمع شدنی که مربوط به شب یلدا و مثل آن نبوده، از هر فرصت و بهانه برای به وجود آوردن آن استفاده می کردند. بعد از آن اهمن و بهمن و پس از آن سرما پیر زن بود که سه دهه اسفند را در بر می گرفت.

حتما بخوانید :   جدیدترین عکس عاشقانه سربازی و عکس عاشقانه دونفره همراه با متن

 

شب یلدا در شاهنامه,شب یلدا شاهنامه ,شب یلدا و شاهنامه خوانی

 

اهمن و بهمن که دو برادر زمستان بودند و می گفتند «اهمن و بهمن، عهده همه با من» یعنی هر کاری که زمستان و چله های آن نکرده اند ما کرده و تلافی همه را ما در می آوریم، و سرما پیر زن هم آن بود که می گفتند در زمان حضرت رسول (ص) پیر زنی شتری داشت که مست شده بود و نزد حضرت شکایت می برد که زمستان تمام شد و شتر من مست، یعنی فهل گیر یا فهل ده نشده است و حضرت دعا فرموده ده روز به زمستان اضافه شده سرمای آن برگشت می کند، و سرمای دیگری هم به مدت ده روز از اول نوروز تا دهم آن بود که آن را هم سرما گل سرخ می گفتند.» 

 

شب یلدا در شاهنامه,شب یلدا شاهنامه ,شب یلدا و شاهنامه خوانی

 

شب یلدا در شاهنامه
جشن دانشی و کهن چله از دیرباز در میان ایرانیان روان بوده و هست و همه ساله با شکوه بسیار در میان خانواده های ایرانی برپا می شود. فردوسی بزرگ نیز به آیین های ایران زمین وابستگی بسیار داشته و در پاس داشت این جشن ها و آیین ها می کوشیده است.فردوسی در پایان داستان اورمزد ساسانی در شاهنامه ضمن اشاره به گذرا بودن این جهان، دگر بار از خواننده می خواهد که به این جهان گذرا و فانی دل نبندد و سپس اشاره ای به فرا رسیدن شب یلدا یا چله دارد و اینکه می باید این شب بلند را گرامی داشت :

 

شب یلدا در شاهنامه,شب یلدا شاهنامه ,شب یلدا و شاهنامه خوانی

 

چنین بود تا بود گردان سپهر

گهی پر ز درد و گهی پر ز مهر

ختنه دختران جوان+عکس
تو گر باهشی مشمر او را به دوست

کجا دست یابد بدردت پوست !

شب اورمزد آمد از ماه دی

ز گفتن بیاسای و بردار می

در شاهنامه فردوسی هم به شب یلدا اشاره ای شده است. فردوسی در پایان داستان پادشاهی اورمزد پس از آنکه از گذرا بودن جهان سخن می گوید، به شب یلدا اشاره می کند و از مخاطب شعرش می خواهد این روز را گرامی بدارد.در شاهنامه فردوسی که براساس نسخه مسکوی این اثر توسط سعید حمیدیان گردآوری شده است، می‌خوانیم:

 

شب یلدا در شاهنامه,شب یلدا شاهنامه ,شب یلدا و شاهنامه خوانی

 

چنین بود تا بود گردان سپهر

گهی پر ز درد و گهی پر ز مهر

تو گر باهشی مشمر او را به دوست

کجا دست یابد بدردت پوست

شب اورمزد آمد و ماه دی

ز گفتن بیاسای و بردار می

کنون کار دیهیم بهرام ساز

که در پادشاهی نماند دراز

 

شب یلدا در شاهنامه,شب یلدا شاهنامه ,شب یلدا و شاهنامه خوانی

شب یلدا در شاهنامه ,  فال حافظ شب یلدا در شاهنامه 

شب یلدا در شاهنامه,شب یلدا شاهنامه ,شب یلدا و شاهنامه خوانی

شب یلدا در شاهنامه ,  فال حافظ شب یلدا در شاهنامه 

شب یلدا در شاهنامه,شب یلدا شاهنامه ,شب یلدا و شاهنامه خوانی

 

برای اطلاع از آخرین و جدیدترین عکس های شب یلدا کلیک کنید

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

×