rouzegar
دکتر کرمانی
روزگار
روزگار
دسته بندی موضوعات
   
روزگار

گلچین زیباترین اس ام اس ها و متن ادبی در مورد زمستان و برف

گلچین زیباترین اس ام اس ها و متن ادبی در مورد زمستان و برف 

متن ادبی در مورد زمستان و برف ، همراه گلچین زیباترین اس ام اس ها و متن ادبی در مورد زمستان و برف  پیامک ادبی در باره زمستان جملات ادبی زیبا در مورد زمستانو برف را  اختیار شما همراهان عزیز در این مجموعه از سایت روزگار قرار میدهیم  

 

متن ادبی در مورد زمستان، متن ادبی و زیبا در مورد زمستان

 

اس ام اس ها و متن ادبی در مورد زمستان و برف 

 

تو در برف

مهم نیست خیابان باشد

یا جنون باشد و یک عمر بیابان باشد

چه کسی گفته زمستان خدا زیبا نیست ؟

دوست دارم همه ی سال زمستان باشد

ره به جایی نبرد فکر فرار از باران

نیست چتری که به اندازه ی باران باشد

تا تو با ناز نخندی چه کسی خواهد دید ؟

سی و دو دانه ی برفی که درخشان باشد

می نویسی به تن برف سئوالت را، کاش …

پاسخ مسئله یک واژه ی آسان باشد.

خواندمش: تا به ابد عاشق من می مانی ؟

دوستت دارم اگر قیمت آن، جان باشد …

 

فصل که رخت عوض می کند دوباره عاشقت می شوم …
گیرم زمستان باشد و من آهسته روی پیاده روی یخزده راه بروم !
عشق تو همین شال پشمی است که نفسم را گرم می کند !

 

متن ادبی در مورد زمستان، متن ادبی و زیبا در مورد زمستان

 

دلم یک زمستان سخت میخواهد

یک برف

یک کولاک

به وسعت تاریخ

که ببارد…

که ببارد…

که ببارد…

و تمام راهها بسته شوند

و تو چاره ای جز ماندن نداشته باشی

و بمانی

 

  چین و چروک های صورتم را که ادامه دهی

به رفتنت می رسی

به زمستانی سخت

به برف

که سال هاست جای سایه ات روی سرم می نشیند

 

برای من زمستانی را آرزو کن که کوچه هایش پربرف باشد
مردمانش ساده
و خانه هایش گرم و بی ریا . . .

 

متن ادبی در مورد زمستان، متن ادبی و زیبا در مورد زمستان

 

آهای زمستان
حواست جمع باشد که دور تو و تمام عاشقانه هایت را خط خواهم کشید
اگر با آمدنت او حتی یک سرفه کند . . .

 

دارد برف می آید
در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند

 

 متن عاشقانه ادبی در مورد زمستان و برف 

 

من عاشق زمستانم
عاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه می روی که سر نخوری !
گونه هایت از سرما سرخ شده است
سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای
دست هایت در جیبت به هم مچاله شده
معصومانه به زمین خیره ای
چه قدر دوست داشتنی شده ای
حرفم را پس میگیرم
من عاشق زمستان نیستم ، عاشق توام …

 

متن ادبی در مورد زمستان، متن ادبی و زیبا در مورد زمستان

 

دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان ؟
مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان
دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم
از هر چه دو رنگی است رها بود زمستان
بود هرچه فقط بود سپیدی و سپیدی
اسمی که به او بود سزا بود زمستان
گرمای هر آغوش تب عشق دم گرم
یکبار نگفتند چرا بود زمستان
بی معرفتی بود که هر بار ز ما دید
با این همه باز اهل وفا بود زمستان
غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران
بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان
با برف بپوشاند تن لخت درختان
لبریز و پر از شرم و حیا بود زمستان
در فصل خودش ، شهر خودش ، بود غریبه
مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان …

 

پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم
خانه گرم گرم است اما بدنم از سرما میلرزد
نمیدانم از برف است یا از تنهایی
برای خود چای میریزم پتو را بدورم میپیچم شاید کمی گرم شوم
بی فایده است دستانم پاهایم چون تکه ای از یخ سرد سردند
به تو فکر میکنم آه میکشم بخود میگویم
یکی باید باشد
یکی که دستانش
آغوشش
نگاهش
احساسش
گرمابخش زندگیت باشد
یکی مثل تو
تویی که ندارمت . . .

 

تو در برف

مهم نیست خیابان باشد

یا جنون باشد و یک عمر بیابان باشد

چه کسی گفته زمستان خدا زیبا نیست ؟

دوست دارم همه ی سال زمستان باشد

حتما بخوانید :   عکس های عاشقانه و احساسی دختر و پسر

ره به جایی نبرد فکر فرار از باران

نیست چتری که به اندازه ی باران باشد

تا تو با ناز نخندی چه کسی خواهد دید ؟

سی و دو دانه ی برفی که درخشان باشد

می نویسی به تن برف سئوالت را، کاش …

پاسخ مسئله یک واژه ی آسان باشد.

خواندمش: تا به ابد عاشق من می مانی ؟

دوستت دارم اگر قیمت آن، جان باشد …

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

 


در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . ارد بزرگ


لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیره برفه !!!!!
درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دل گرم میکنه

 

عشق یعنی : چون خورشید تابیدن بر شب های دوست و چون برف ذوب شدن بر غم های دوست .

 

متن ادبی در مورد زمستان، متن ادبی و زیبا در مورد زمستان

 


برف آمد و پاییز فراموشت شد . آن گریه ی یک ریز فراموشت شد . انگار نه انگار که با هم بودیم . چه زود همه چیز فراموشت شد

 

دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف ، چون یه روز آب می شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل ، چون یه روز پژمرده می شه . دوستت دارم به اندازه ی دنیا ، چون هیچ وقت تموم نمی شه !

 

اگه برف می دونست زمین خاکی چقدر کثیفه ، برای اومدن به اون لباس سفید نمی پوشید

 

آرزو می کنم غم های دلت بروند زیر برف های زمستانی تا همیشه بدون غم بمان

عشق یعنی آن نخستین حرفها

عشق یعنی در میان برفها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

عشق یعنی هر چه در آن یاد توست

 

متن ادبی در مورد زمستان، متن ادبی و زیبا در مورد زمستان

 

. میدونی فرق من با برف چیه ؟

برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم .

 

اس ام اس ها و متن ادبی در مورد زمستان

 

دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن …


آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم …


زمستان بهانه است برف از آسمون خسته می شه ! پاییز بهانه است برگ از درخت خسته می شه! اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ می شه !

 

متن ادبی در مورد زمستان، متن ادبی و زیبا در مورد زمستان


الا ای برف!
چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش
رد پا از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!


لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!


برف بارید و خدا پاکی خود را به زمین هدیه کرد. زمین مغرور شد که سفید است، پاک است چون دل خدا… و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد کرد

 

برف که حالا کم کم آب می شود ، سفید ، همرنگ آرزوهای تو بود ..

 

امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه . روزای زمستونیت قشنگ

 

متن ادبی در مورد زمستان، متن ادبی و زیبا در مورد زمستان

 

امسال زمستون خیلی قشنگه چون با تو آغاز میشه با تو نیستم با کفشمم…

 

یه گاز از دماغت میدی !؟(از عاشقانه های خرگوش و آدم برفی !!!) !

 

به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت ، من به این معجزه ایمان دارم ، منتظر باید بود تا زمستان برود ، غنچه ها گل بکنند !

 

ای که در فصل خزان بینی مرا با پشت خم ، این زمستان را مبین ، ما هم بهاری داشتیم ، این نیز بگذرد

 

 متن ادبی در مورد زمستان 

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

×