rouzegar
روزگار
روزگار
دسته بندی موضوعات

زیباترین متن بلند دوستت دارم عاشقانه و زیبا برای همسر دوست داشتنی

زیباترین متن بلند دوستت دارم عاشقانه و زیبا برای همسر دوست داشتنی

متن بلند دوستت دارم ، همراه با انواع متن طولانی دوستت دارم جدیدترین متن های  بلند دوست دارم متن بلند عاشقانه دوستت دارم متن طولانی عاشقانه دوستت دارم متن های طولانی دوستت دارم  به همسر را در اختیار شما همراهان عزیز در این مجموعه از سایت روزگار قرار میدهیم  

 

متن عاشقانه شاد، متن عاشقانه شاد بلند


ای عزیز ترین مونس و ای ناز ترین همدم 
تورا در لحظه لحظه های عمرم یاد می کنم 
تو را در سطر سطر خاطرم یاد می کنم
تورا در صفحه صفحه دفتر دلم ورق می زنم
تو را می خوانم و تو ساده و نازنین مرا نگاه می کنی
فقط صدای پر مهر تو گوشم را پر کرده و نوای دلفریب تو آشیانه قلبم را لانه خود ساخته و نجوای دلربایت آن آورده بر سرم تا دیگر نه صدایی از کسی بشنوم و نه روی دیگری را ببینم
ومن قطرات اشک را بر روی گونه های خود چه خنک احساس می کنم
و قطرات خون را در دل چه گرم
و می اندیشم که تو در این زمان به چه مشغولی و دلت در کجا سیر می کند و شتابت برای چیست و 
هیچ شده نگاهی به دل نا آرام من کنی
هیچ شده صدایم کنی تا با صد جواب به سویت بدوم
ای کاش آشیانه روحم اسیر گردباد عشق تو ویران نبود تا تو را می بردم و هزار توی آن را به تو می نمایاندم
ای کاش نگاه معصومانه ات اینگونه صدایم را در گلو نمی شکست و نوای روح نوازت اینگونه آرام از من نمی ربود
ای کاش لختی تامل می کردی آخر این زنگی مست هم دلی دارد 
ای کاش بغض راه گلویت را نمی بست تا تو هم همراه من ترنم می کردی و صدای قناری خوش آواز قفس قلبت مرا مست و مدهوش می کرد
ای کاش می توانستم از پس این دیوار بلند دسته گلی از عشق برایت هدیه کنم 
ای کاش می شد قطرات باران دیدگانم را بر روی گونه هایت بکشم و دستانت رادر دست بگیرم تا گرمی آنها را
حس کنم و سرم را روی شانه هایت گذارم تا صفای تو دل مشوشم را کمی آرام تر کند
منتظر آغوش پر مهرت مانده ام تا کی بتوانم در این سودا غوطه ور کنم.

 

متن عاشقانه شاد، متن عاشقانه شاد بلند


ای ناب ترین لحظه شیرین رسیدن

ای تاب نیاورده به بستان حزینم
دل از عشق تو خون شد


ای خواب ترین غنچه پاییزی من 

ای سرخی رویم همه از دیدن رویت 
دل از عشق تو خون شد

ای سوگولی ناب من ای عشق مکرر 

ای صبر و قرار و هوس وعشق مدامم 
دل از عشق تو خون شد

دیگر به هوای سحر و دیدن مهتاب

هرگز نروم تا بر محبوب حزینم
دل از عشق تو خون شد 

 

زیباترین متن بلند دوستت دارم عاشقانه

 

سلام کمترین درودی که می توانم نثار رویت کنم تا بدین بهانه دری دوباره بگشایم تا از آن وارد باغ عشقت شوم

در این بستان پر محنت چه جای نگریستن به روی ماهت 
و در این بستان سایه روشن اگر سایه ها منم روشنایی ها همه تو هستی 
اگر خشکی ها منم همه طراوت ها تو هستی 
و اگر خارها منم همه لطافتها تو باشی

صدایت همواره ترنم بلبلان را در نظرم حقیر می نماید و رویت نشان از ماه دارد
ای کاش سزای سنگینی این عشق فراوان دوری از محبوب نباشد وای کاش کاسه صبر بشکند و همه شهدآن بر زمین ریزد تا باد عطر شیرینش را برای همه عالم به یادگار برد و نوازش دستان گرمت تداعی لحظات در محضر دوست بودن است و نوای آرام زمزمه هایت قلب را به اوج عزت و زیبایی آسمان می برد 
و چه نازنین است غبار از چهره نازت گرفتن و بوسه بر نگین سرخ فام گونه هایت نشاندن و دستان من همواره تهی است تا مگر دستان پر مهرت را بفشارد و صدای گرفته ام شاید با شنیدن صدایت گشوده گردد
و تو ای دست نایافتنی ترین محبوب 
من از تو هم توانگر ترم چون همچون تویی در کنار من است و تو همچون خودت در کنار نداری
نیمه نیمه نگاهم کن تا عرق شرم بدن فرتوتم را مرطوب نسازد و غریو صدایت پرنده جان از دلم نپراند
ای که نگاهت همه شایسته دیدن
و ای که صدایت همه درخور نیوشیدن

جرعه جرعه تنهایی را به یاد تو می نوشم
تا کی بر من آرام و قرار گیری 

 

متن عاشقانه شاد، متن عاشقانه شاد بلند

 

می کنم به از تو نوشتن کاغذ مست می گردد قلم به رقص در می آید نمی دانم
چرا هر وقت می خواهم چیزی از تو بر روی کاغذ بیاورم واز تو بنویسم
وجودم،قلمم،کاغذم همه و همه به وجد می آییم.عزیزم!تمام شب در خیالت گریستم
هنوز پاییز چشمانت را روی شاخه های سرد انتظار جستجو می کنم نمی دانی چقدر
محتاج نوام.هنوز کاغذهایم به شوق نگاهت رنگ کاهی را پس می زند وتمام شب
وتمام ثانیه ها، یکی یکی می گذرندوبه دریا ها اشک هایم روان می شوند انگار
تاب دیدن پاییز چشمانت را ندارد کاش برگردی زود،کوچه بی تو دل تنگی دارد
کاش برگردی زود ومی دیدی که دلم بی تو چه حالی دارد ببینی که هنوز حلقه
زرد خورشید داغ تنهایی من را دارد کاش زود برمیگشتی تا قاب عکس روی دیوار
تهی از چهره تو نباشد وتمام صفحات دفترم از حرف ونگاه واسم تو پر شود کاش
زود بر می گشتی.تو اگر برگردی من تمام شاخه های گل یاس را با تمام احساس
تقدیمت می کنم.


دوباره تنها شده ام، دوباره دلم هوای تو را کرده. خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم. به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم. دوباره می خواهم به سوی تو بیایم. تو را کجا می توان دید؟ در آواز شباویزهای عاشق؟ در چشمان یک عاشق مضطرب؟ در سلام کودکی که تازه واژه را آموخته؟ دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند، برای تو نامه بنویسم. و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی. ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم. کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم. می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند. می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود. می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو هدیه نشود. دوباره شب، دوباره طپش این دل بی قرارم. دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد. دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان چشمهایم بنشانم. دوباره شب، دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابرهای عالم پر نمی شود. دوباره شب، دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته. دوباره شب، دوباره تنهایی، دوباره سکوت، دوباره من و یک دنیا خاطره… 

 

متن عاشقانه دوستت دارم ، متن عاشقانه دوستت دارم 97

 

در بستان دلم دیشب هوای دیدن تو را داشتم
دستانت را گرفتم و با خود بردمت به انتهای بستان جایی که من و تو هردو از دیدگان محو شدیم
آنوقت این ناپیدایی بود که وجه تشابه هردوی ما بود
احساس می کردم که من و تو ما شده ایم
در بستان خیالم برایت کلبه ای از عشق ساخته ام کلبه ای کوچک اما مملو از غرور و محبت
کلبه ای مالامال از سرور 
در بستان خیالم تو مهربانانه سرود محبت می خواندی و این آیه آیه های زندگی بود که همه از غنچه لبانت می تراوید
و این نیمه شب سرد تنهایی ای کاش که رهایم می ساخت تا دور از هرگونه رخوت بی حد وحصرش اقلا شمایلت را در آغوش کشم تا گرمای نگاهت قلب فرتوت مرا آرام کند و مژگان سیاهت غبار از سینه تنگم برباید
و باز بتوانم هوای با نشاط عشقت را با تمام وجود استنشاق کنم
ای کاش ساحل زیبای وجودت مرا هم پذیرا بود تا از این تلاطم امواج جان سالم بدر برم و
سر منزل مقصود نزدیک و نزدیکتر شود
ای کاش نگاهت اینگونه به جانم آتش نمی افروخت
ای کاش معصومیت کلامت اینقدر دلنشین نبود تا صد دل واله و شیدایش شوم
ای کاش لااقل تاب و تحملی از جانب آسمان فرو می افتاد تا بتوانم ترس بی پایان ندیدنت را هرگز احساس نکنم

ای کاش دستان گرمت اینقدر از دل بی تاب من دور نبود
ای کاش قطره قطره اشکم سیلی روان می شد تا بر امواج مشتاقش شنا کنان خود را به کنارت می رساندم و همانگونه پذیرایم می بودی
ای کاش این محنت سرای پر از درد ورنج را استراحتگاهی می بود تا در هوای دیدنت لختی بیارامم

ای کاش تا مدهوش رویت اینگونه نمی ماندم تا حد اقل جان از کف نمی رفت تا امیدم را ناامید کند

در سرسرای مهرت من مانده ام چو خورشید
هرگز به یاد ما نیست آن را که شب به یاد است

 

متن عاشقانه دوستت دارم ، متن عاشقانه دوستت دارم 97


تویی که تمام لحظات زندگی مرا محاصره کردی…..


تویی که نمی دانم کی خواهی آمد….


اصلاً بگو ببینم می آیی؟

 

می آیی…..

 

تا با تمام دلتنگی های سرزمین آرزوهایم وداع کنم؟


می آیی…. تا شقایق های قلبم دوباره جان بگیرد؟


می آیی…. تا از دریای نگاهت


قطره ای هم بر کویر چشمانم بریزم؟


می آیی…. تا ستاره های آسمان زندگانیم 


از ناله های شبانه ام آرام بگیرند؟


کاش می دانستم از اوج کدامین قله ، 


از دل کدامین شب ، از عمق کدامین 


جنگل خواهی آمد….


تا برایت قلبم ، این بزرگ ترین سرمایه ام را


پیش کش آورم و به تو بگویم


دوســتــــت دارم

 

زیباترین متن بلند دوستت دارم عاشقانه و جذاب


از کجا بی آغازم؟
برای گفتن داستانی که نهایت عظمت عشق را جلوه گر کند
داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر ست
حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من ارزانی داشت

از کجا بی آغازم؟
با اولین سلامش! که معنای جدیدی به جهان تهی ام بخشید؛
که در آن هیچ شعف دیگری نبود
او به زندگی من پای نهاد و آن را چون شهد شیرین کرد
و او قلب مرا پر کرد …
مملو از چیزهائی خاص
با آواز فرشته ها، با تصاویری حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد
و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد

برای همین هر کجا که باشم تنها نخواهم ماند
به راستی؛ با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند!؟
و هر زمان در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است

چه مدت ممکن است این عشق دوام یابد؟
آیا می توان آنرا چونان ساعات شبانه روز مقیاس زد؟
من اینک هیچ نمی دانم؛ همین قدر توانم گفتن که …
می دانم به او نیاز دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند
و او آنجاست!!!؟

 

متن عاشقانه دوستت دارم ، متن عاشقانه دوستت دارم 97


خواستم برای دل دریائیت، بنویسم؛ دیدم پاک تر و زلالتر و عمیق تر از دریا چه دارم برایت
یادم آمد، همیشه می گفتی:

دوست داشتن همیشه گفتن نیست، گاه سکوت است و گاه نگاه!

پس با سکوت نگاهت می کنم!!!؟


تو که میدانی، من تنها از گوشه چشم تو بال میکشم به آسمان پر راز و آواز دنیا. من ردپای مادینه های غریزه را بر شنهای ساحل تنت پی نخواهم گرفت. من بانوی بی ردپای دریای دل توام و هیچکس نخواهد فهمید 
که من عبور کرده ام در سایه سار فانوس عشق. 
ما پاره های گسسته عشقیم و روز پیوستن ما جهان یکپارچه خواهد شد!

 


آرزوی من این است…. آرزوی من این است که دو روز طولانی… در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی. آرزوی من این است یا شوی فراموشم… یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم. آرزوی من این است که تو مثل یک سایه… سرپناه من باشی لحظه تَر گریه. آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده…. همسفر شوی با من در سکوت یک جاده. آرزوی من این است هستی تو؛ من باشم… لحظه های هشیاری، مستی تو؛ من باشم. آرزوی من این است تو غزال من باشی… تک ستاره روشن در خیال من باشی. آرزوی من این است در شبی پُر از رؤیا… پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریا. آرزوی من این است از سفر نگویی تو… تو هم آرزویی کن؛ اوج آرزویی تو. آرزوی من این است مثل لیلی و مجنون… پیروی کنیم از عشق، این جنون بی قانون. آرزوی من این است زیر سقف این دنیا… من برای تو باشم، تو برای من؛ تنها آرزوی من این است… 

 

متن عاشقانه دوستت دارم ، متن عاشقانه دوستت دارم 97


دوستت می‌دارم 
زیرا که ناگزیرم از دوست داشتننت، 
دوستت می‌دارم 
زیرا که جز این نتوانم، 
دوستت می‌دارم 
به حکم تقدیرآسمانی، 
دوستت می‌دارم 
در مداری جادویی،
دوستت می‌دارم
چون سرخ‌گلی که بوته‌اش را،
دوستت می‌دارم
چون خورشید که پرتوش را،
دوستت می‌دارم 
زیرا که تویی نسیم حیاتم،
دوستت می‌دارم 
زیرا که هستی‌ام در گرو دوست داشتن توست.

 

هوای دیدنت دل را ربوده و هوای شنیدنت هوش از سمع برده 
وسودای گریختن از تو هرگز به وصال نخواهد رسید
دل اسیر نگاهت و جان در بند کمندت گرفتارند
شبنم و ژاله بستان خبری از تو ندادند و من منتظر بارانم شاید خبری شود
منتظر سیلابم شاید مرا با خود ببرد و عشقت را در یادم زنده و زنده تر کند
اما افسوس که تیغ تیز زمان جگرم را پاره پاره کرد و آفتاب درخشان امیدم زیر میغ تاریک پژمرد
نگاه نافذم دیگر اعماق فضا را نتوانست شکافت و صدای لرزان دعایت دلم را از جاکند 
ای کاش دوریت را پایانی و فراقت را انتهایی بود
ای کاش شعله های تنهایی اینقدر زبانه نکشد
ای کاش شرر زخم پوسیده دل تازه نکند و ای کاش نسیم خنکی از جانبت به سویم بوزد تا روحم زنده شود
ای کاش می شد تو را در کنار خود می دیدم
ای کاش کنج نگاهت استراحتگاه امن من می شد
ای کاش سوز سرمای زمستان جدایی با دستان پر از مهر و صفای تو بدل به گرمای عشق می شد و ای کاش دوباره رویت را از پس توری ادب و حیا نظاره می کردم
ای کاش صبوی صبرم نمی شکست تا اینگونه آواره بیایان 
تنهایی شوم 
ای کاش جام گوارای وصالت را می توانستم تا انتها بنوشم
ای کاش نظرم به نگاهت می افتاد و این دو نور محبت با هم گره می خورد
ای کاش نیم نگاهت سر سوزن دوباره تکرار می شد
ای کاش دستانت دوباره برای دعا بالا می رفت تا شاید از سوی آسمان گشایشی بر زمین افتد و نصیب من شود

 

ای کاش تنم خسته از این راه نبود
ای کاش سرم مانده به این راه نبود

ای کاش نگاه شررانگیز وغم یار نبود
ای کاش به بستان خبر از نار نبود

 

متن بلند دوستت دارم 

 

باید فراموشت کنم 

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم 

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ….

تا بعد، بهتر می شود ….

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم 

من می پذیرم رفته ای 

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی 

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم

 

متن عاشقانه بلند، متن عاشقانه بلند احساسی


امشب همه چیز رو به راه است 
همه چیز آرام…. آرام … 
باورت می شود؟ دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم "با یاد تو "
تو نگرانم نشو!
همه چیز را یاد گرفته ام!
راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام!
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم، .بی صدا کنم!
تو نگرانم نشو!!
همه چیز را یاد گرفته ام!
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی!
یاد گرفته ام…. نفس بکشم بدون تو…… و به یاد تو!
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن…
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم!
تو نگرانم نشو!
همه چیز را یاد گرفته ام!
یاد گرفته ام که بی تو بخندم…..
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم… و بدون شانه هایت….!
یاد گرفته ام…که دیگر عاشق نشوم به غیر تو!
یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم….
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم!

اما هنوز یک چیز هست… که یاد نگر فته ام…
که چگونه…..! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم…
و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم….
تو نگرانم نشو!!
"فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت…


و چه تکان دهنده اند کلمات
مانند ضربات پتک آهنگران
اینبار صدای ساعت عشق طنینی به غایت محکم دارد
انگار دل وصله دار من را از جا کند
انگار صدای پای تو را می شنوم
انگار ترنم باران مهرت دیگر لالایی دلنواز نیست
دیگر هیجانی است کوبنده که قلب را از جای می کند
صد روز صدایت می کنم 
صد شب نگاهت می کنم
شاید تو باشی آن که من
صد بار آن را خوانده ام

واما امشب 
در دل طوفانی است که راه را گم کرده ام و 
غوغایی که صدا به صدا نمی رسد
انگار ضربان این تکه گوشت خونین را از حلقوم احساس می کنم
انگار راه نفسم بندآمده
انگار چشمهایم به سرخی دلم تو را فراید می زند
اما اینبار به تو خواهم رسید 
هرقدر با سرعت سوار بر مرکب عشق تندتر ره بپیمایی با مرکب اشتیاق تو را خواهم ربود
امشب یا جان به معشوق می رسانم و یا این ودیعه به صاحبش باز می گردانم
امشب عجیب شبی است
ای کاش خزیدن دلخراش این 
پروانه بال سوخته را هرگز نمی دیدم
ای کاش فریادش را هنگام سوختن در بر شمع نمی شنیدم
او هم مثل من فریاد می زد
او هم همواره عشقش را مطالبه می نمود 
و البته سرانجامش آن شد که هست
ومن نیز آن شدم که می بینی

خم ابروانت ای مه 
دل خسته ام شکسته
برحاسدان چه باشد
خم قامتی شکسته


هر کجا که هستی بدان که قلب و روح من همیشه همراه توئه با وجود اینکه جسمم از تو فرار میکنه و مطمئن باش که این خواست من نبود!
دوستت دارم همانطور که میدانی

 

متن عاشقانه دوستت دارم ، متن عاشقانه دوستت دارم 97


عشق می گفت که پایان سفر با من نیست 
آتش انداخته ام در تو دگر با من نیست 

عشق می گفت که آشوب و خطر با من هست 
گر به فکر دگری فتح و ظفر با من نیست 

آب و آیینه و مهمانی شبنم با من 
ذکر و سجاده و تسبیح سحر با من نیست 

عشق در هر نفسی خانه کند جز غافل 
جای آن فتنه در او کرد اثر، با من نیست 

نیمه شب آمدم و در زدم و دل دادم 
گر نشد زامدنم باد خبر، با من نیست 

در قیامت سر عشاق شفاعت با من 
گنه جاهل و این چند نفر با من نیست 

گزیده شعر
عشق می گفت
دکتر منوچهر محمد زاده


وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی 

چه بس دور است بین ما که این سو
پیرمردی با سپیدیهای 
مو و هزاران بار مردن . رنج بردن با خمی در قامت از این راه دشوار که این سو دستهای خشکیده.
دل مرده.به ظاهر خنده ای بر لب و گاهی حرفهای پیچ در پیچ و هم هیچ و گهگاهی دو خط شعری که 
گویای همه چیز است وخود ناچیز.

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی
چه بس دور است بین ما که آن سو

نازنینی.غنچه ای شاداب و صدها آرزو بر دل.دلی گهواره ی عشقی که چیزی بیش نیست شاید.
و از بازیچه بودن سخت بیزار است. 

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی 
چه بس دور است بین ما که عاشق گشتن

و عاشق نمودن سخت دشوار است………..

 

متن بلند دوستت دارم

این مطلب مفید بود ؟
زیباترین متن بلند دوستت دارم عاشقانه و زیبا برای همسر دوست داشتنی
5 (100%) 1 vote

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

×