ستارهشناس بام دهکده
تو همان کسی هستی که شبها روی بام خانهی خشتی دراز میکشد و آسمان صاف حاشیهی کویر را تماشا میکند. هفت هزار سال پیش کسی عنوان ستارهشناس نداشت، اما آدمهای کنجکاوی که ماه و ستارهها را زیر نظر داشتند، به دهکده کمک میکردند تا زمان کاشت و برداشت و آمدن سرما را بهتر حدس بزند. تو از نسل همین پرسشگرانی.
قوت تو کنجکاوی، دقت و نگاه دوربرد است. الگوها را زودتر از بقیه میبینی و دوست داری بدانی چرا هر چیزی همانطور که هست اتفاق میافتد. آرام و متفکری و معمولاً سؤالهایت از جوابهای دیگران جالبتر است. وقتی همه درگیر امروزند، تو به فصل بعد فکر میکنی و همین نگاه، جمع را از غافلگیریهای ناخوشایند نجات میدهد. دوستانت برای مشورتهای مهم سراغ تو میآیند، چون میدانند تو عجولانه قضاوت نمیکنی. تو یادآوری میکنی که پرسیدن خودش نیمی از دانستن است و گاهی یک سؤال خوب، مسیر کل دهکده را عوض میکند.
نقطهی کورت شاید این باشد که گاهی آنقدر به دوردست خیره میشوی که کسی را که کنارت نشسته فراموش میکنی. همهی کشفهای مهم لازم نیست در آسمان باشند؛ بعضیشان در یک گفتگوی ساده کنار آتش پیدا میشوند. و این جمله مال توست: «راهم را از روی ستارهها پیدا میکنم، اما دلم روی زمین است.»