کشاورز صبور دشت کاشان
تو ریشهی دهکدهای. هفت هزار سال پیش، زندگی در سیلک بدون کسانی مثل تو معنا نداشت: کسانی که جو و گندم میکاشتند، آب چشمه را با حوصله به کشتزار میرساندند و گله را از دامنهها برمیگرداندند. تو میدانی که هیچ چیز خوبی یکشبه به دست نمیآید و هر دانهای برای جوانه زدن، فصل خودش را میخواهد.
قوت تو در صبر، پشتکار و مسئولیتپذیری است. وقتی کاری را شروع میکنی، تا فصل برداشت پایش میایستی. اطرافیانت میدانند که در روزهای سخت میشود روی تو حساب کرد؛ درست مثل انبار غلهای که زمستان را قابلتحمل میکند. تو حال زمین، آدمها و زمانه را خوب میفهمی و معمولاً زودتر از بقیه متوجه میشوی که کی وقت کاشتن است و کی وقت صبر کردن. سخاوتت هم بیسروصداست؛ اولین سهم خرمنت را به همسایهای میدهی که محصولش آسیب دیده است. در جمع دوستان هم همین نقش را داری؛ کسی که بیادعا همه را دلگرم و سرپا نگه میدارد.
نقطهی کورت شاید این باشد که گاهی آنقدر به روشهای امتحانشده دل میبندی که از بذرهای تازه غافل میمانی. هر از گاهی یک ردیف از کشتزارت را به چیزی نو بسپار؛ شاید محصول سال بعد همان باشد. و جملهی تو این است: «من عجله ندارم؛ من فصلها را میشناسم.»