شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ پنجشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۵

هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایلهر کو شنید گفتا لله در قایل
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اولآخر بسوخت جانم در کسب این فضایل
حلاج بر سر دار این نکته خوش سرایداز شافعی نپرسند امثال این مسایل
گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانمگفت آن زمان که نبود جان در میانه حایل
دل داده ام به یاری شوخی کشی نگاریمرضیة السجایا محمودة الخصایل
در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستتو اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل
از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدموز لوح سینه نقشت هرگز نگشت زایل
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم استیا رب ببینم آن را در گردنت حمایل
غزل شمارهٔ ۳۰۷

تعبیر فال

حافظ در این غزل از راهی می‌گوید که در آغاز ساده به نظر می‌رسید و بعد جان را سوزاند. عشق و رندی اول آسان جلوه کرد، اما هرچه جلوتر رفت، بهای بیشتری طلبید. عاشق از یار می‌پرسد کی لطفش شامل حال او می‌شود و پاسخ می‌شنود: وقتی میان تو و من دیگر «خود» تو حایل نباشد. با این همه، اشک‌های بسیار هم نقش یار را از لوح سینه پاک نکرده است.

خواسته‌ای که در دل دارید از همین جنس است. شاید شروعش راحت‌تر از امروز می‌نمود و حالا می‌بینید که راه پیچ و خم دارد. فال می‌گوید دلیل دیر شدن کار بیش از آنکه بیرونی باشد، در غرور و اصرار بر خواست خودتان است. وقتی کمی از خودخواهی فاصله بگیرید و به جای پافشاری، اعتماد کنید، گره‌ها یکی‌یکی باز می‌شود.

وفاداری شما در این مسیر ارزشمند است؛ همان‌طور که نقش یار در دل شاعر ماند، امید شما هم نباید با چند ناکامی کوچک کم‌رنگ شود. کسانی که حرفتان را می‌شنوند، بی‌آنکه بگویید، صداقتتان را تحسین می‌کنند. کمی فروتنی و کمی صبر، کلید این فال است.

حال دل

دلتان خسته اما وفادار است؛ این وفاداری سرمایهٔ شماست، فقط سخت‌گیری بر خودتان را کمتر کنید.

عشق و رابطه

مانع اصلی میان شما و طرف مقابل، غرور و حساب‌وکتاب است. هرچه بی‌ریاتر باشید، پاسخ گرم‌تری می‌گیرید.

کار و آینده

کاری که ساده شروع کردید اکنون جدیت بیشتری می‌خواهد؛ اگر به‌جای پافشاری بر روش خودتان از تجربهٔ دیگران هم بهره بگیرید، مسیر هموارتر می‌شود.