شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۵

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
به بوی نافه ای کآخر صبا زان طره بگشایدز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دمجرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گویدکه سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایلکجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها
همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخرنهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظمتیٰ ما تلق من تهویٰ دع الدنیا و اهملها
غزل شمارهٔ ۱

تعبیر فال

این نخستین غزل دیوان، روایت کسی است که با شوق قدم در راه عشق گذاشته و حالا دریافته این راه آن‌قدر که در آغاز به نظر می‌رسید هموار نیست. حافظ از ساقی یاری می‌خواهد، از شب تاریک و موج و گرداب سخن می‌گوید و گله می‌کند که آسوده‌خاطرانِ کنار ساحل هرگز حال کسی را که در دل طوفان است درک نمی‌کنند. در عین حال یادآوری می‌کند که رهرو باید به راهنمای آگاه اعتماد کند، چون او از رسم و راه منزل‌ها بی‌خبر نیست.

فال شما از کاری خبر می‌دهد که با امید و سادگی آغازش کرده‌اید و اکنون گره‌هایی در آن پیدا شده است. «عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» حکایت همین روزهای شماست؛ اما این دشواری‌ها نشانهٔ اشتباه بودن مسیر نیست، بلکه بهای رسیدن به مقصدی است که ارزشش را دارد. در این مرحله با کسی مشورت کنید که پیش‌تر این راه را رفته و تجربه‌اش را دارد، و از قضاوت کسانی که از بیرون نگاه می‌کنند دلگیر نشوید.

حافظ در بیت پایانی می‌گوید اگر حضور می‌خواهی، غایب مشو. یعنی خواستهٔ شما با پراکندگی و دودلی به سرانجام نمی‌رسد؛ دل‌تان را یک‌جا کنید، از دلبستگی‌های کوچک بگذرید و با تمام وجود بمانید. آن‌وقت شب تاریک هم به صبح می‌رسد.

حال دل

احساس می‌کنید کسی حال‌تان را نمی‌فهمد؛ این تنهایی گذراست و آرامش پس از عبور از همین موج‌ها از راه می‌رسد.

عشق و رابطه

رابطه‌ای که در آغاز ساده به نظر می‌رسید حالا صبر و حضور بیشتری می‌طلبد؛ اگر آن را می‌خواهید، غایب نشوید و یک‌دل بمانید.

کار و آینده

کاری که شروع کرده‌اید سخت‌تر از انتظارتان شده، اما رها کردنش درست نیست؛ از یک راهنمای باتجربه کمک بگیرید و قدم‌به‌قدم پیش بروید.