شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

روز هجران و شب فرقت یار آخر شدزدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمودعاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح امید که بد معتکف پرده غیبگو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پریشانی شب های دراز و غم دلهمه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوزقصه غصه که در دولت یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قدحت پر می بادکه به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ راشکر کان محنت بی حد و شمار آخر شد
غزل شمارهٔ ۱۶۶

تعبیر فال

کمتر غزلی در دیوان حافظ به اندازهٔ این یکی بوی رهایی می‌دهد. شاعر با شادمانی اعلام می‌کند که روز هجران و شب جدایی به پایان رسیده، که ناز و تکبر خزان زیر پای باد بهار از میان رفته و شوکت خار در برابر گل شکسته است. او از صبح امید، که مدت‌ها پشت پردهٔ غیب پنهان بود، می‌خواهد بیرون بیاید، چون کار شب تار تمام شده. حتی می‌گوید هنوز باورش نمی‌شود که قصهٔ غصه به سر آمده باشد.

این فال خبر از گشایش دارد. اگر مدتی است سختی، انتظار یا دلتنگی کشیده‌اید، این غزل نوید می‌دهد که سنگینی آن روزها در حال کم شدن است. ممکن است تغییر یک‌باره نباشد، اما نشانه‌هایش را کم‌کم خواهید دید؛ مثل بهاری که اول در بوی هوا حس می‌شود و بعد در شکوفه‌ها.

نکتهٔ ظریف غزل در بیت پایانی است: حافظ می‌گوید کسی او را به حساب نمی‌آورد، اما شکر که آن رنج بی‌شمار تمام شد. یعنی لازم نیست منتظر تأیید دیگران بمانید تا از بهبود حالتان شاد شوید. سپاسگزار باشید، به کسانی که در این مسیر یاری‌تان کردند محبت کنید و با دلی روشن به استقبال فصل تازه بروید.

حال دل

سبکی و آرامشی که مدت‌ها منتظرش بودید نزدیک است؛ آن را باور کنید و قدرش را بدانید.

عشق و رابطه

دوران دوری یا سردی رو به پایان است؛ اگر آشتی یا دیداری در کار است، با دلی باز به استقبالش بروید.

کار و آینده

گره‌هایی که مدتی کارتان را کند کرده بودند، کم‌کم باز می‌شوند؛ با حوصله و امید ادامه دهید و فرصت‌های تازه را ببینید.