شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ جمعه ۱۴ اسفند ۱۴۰۵

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنمبهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم
سخن درست بگویم نمی توانم دیدکه می خورند حریفان و من نظاره کنم
چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاهپیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم
به دور لاله دماغ مرا علاج کنیدگر از میانه بزم طرب کناره کنم
ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفتحواله سر دشمن به سنگ خاره کنم
گدای میکده ام لیک وقت مستی بینکه ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزیچرا ملامت رند شراب خواره کنم
به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانیز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظبه بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم
غزل شمارهٔ ۳۵۰

تعبیر فال

سحرگاه، شاعر تصمیم داشت توبه کند و برای آن از خدا خیر بخواهد، اما بهار از راه رسیده و گل‌ها با همهٔ شکوفایی‌شان دل او را برده‌اند. حافظ با لحنی شوخ و صمیمی می‌گوید در فصل لاله و غنچه، کناره گرفتن از بزم شادی کار عاقلانه‌ای نیست. او مثل غنچه‌ای با لب خندان است و گل مرادش از دیدار دوست شکفته است.

این غزل حال و هوای شکفتن دارد و برای صاحب نیت خبر از دوره‌ای تازه و پرنشاط می‌دهد. گاهی ما خودمان را به خاطر شاد بودن سرزنش می‌کنیم یا فکر می‌کنیم باید همیشه جدی و محتاط بمانیم. حافظ یادآوری می‌کند که هر فصلی حکمی دارد و فصل شکوفایی را نباید با سخت‌گیری بی‌جا از دست داد.

در بیت پایانی، شاعر از پنهان‌کاری خسته شده و می‌خواهد رازش را با صدای ساز آشکار کند. تعبیرش این است که شاید وقت آن رسیده که خواسته یا احساسی را که مدت‌ها پنهان کرده‌اید، آشکارا بیان کنید. گل مرادتان در حال شکفتن است؛ با دلی باز و لبی خندان از آن استقبال کنید، و فقط مراقب باشید که شور لحظه، شما را از سنجیدن بازندارد.

حال دل

به خودتان اجازهٔ شاد بودن بدهید؛ سخت‌گیری بیش از اندازه بر خود، رنگ بهار را از روزهایتان می‌گیرد.

عشق و رابطه

احساسی که پنهان نگه داشته‌اید آمادهٔ شکفتن است؛ با صداقت و شادی بیانش کنید، بدون ترس از قضاوت.

کار و آینده

دوره‌ای پربار در راه است؛ از فرصت‌های تازه استقبال کنید و ایده‌هایتان را پنهان نکنید، چون وقت دیده شدنشان رسیده.