شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵

سال ها دفتر ما در گرو صهبا بودرونق می کده از درس و دعای ما بود
نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستانهر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
دفتر دانش ما جمله بشویید به میکه فلک دیدم و در قصد دل دانا بود
از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دلکاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود
دل چو پرگار به هر سو دورانی می کردو اندر آن دایره سرگشته پابرجا بود
مطرب از درد محبت عملی می پرداختکه حکیمان جهان را مژه خون پالا بود
می شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جویبر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود
پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشانرخصت خبث نداد ار نه حکایت ها بود
قلب اندوده حافظ بر او خرج نشدکاین معامل به همه عیب نهان بینا بود
غزل شمارهٔ ۲۰۳

تعبیر فال

مرور گذشته، نقطهٔ آغاز این غزل است؛ روزگاری که دفتر و دانش شاعر در گرو شور و شیدایی بود و پیر مغان، با همهٔ خطاهای او، به چشم کرم نگاهش می‌کرد. شاعر می‌گوید دلش مثل پرگار به هر سو می‌چرخید، اما در همان سرگردانی پابرجا ماند. او از روزهایی یاد می‌کند که چون گل بر لب جوی شکفته بود، چون سایهٔ سروِ بلندبالای یار بر سرش بود.

فال شما دربارهٔ ارزش یک پشتیبان و حامی است. غزل از بزرگی سخن می‌گوید که خطاها را می‌بخشد و عیب‌ها را زیبا می‌بیند. شاید در زندگی شما هم چنین کسی باشد، یا در راه باشد؛ قدرش را بدانید و از راهنمایی‌اش بهره ببرید.

تصویر پرگار نکته‌ای کلیدی برای شماست: حتی اگر این روزها میان گزینه‌ها و فکرهای مختلف دور خودتان می‌چرخید، مهم این است که پایهٔ اصلی‌تان ثابت بماند. اصول و ارزش‌هایتان را رها نکنید تا در میان این چرخش‌ها گم نشوید. بیت آخر هم یادآور می‌شود که در برابر آدم‌های روشن‌بین نمی‌توان چیزی را پنهان کرد؛ پس با صداقت کامل رفتار کنید و خودِ واقعی‌تان را نشان دهید.

حال دل

دلتان برای روزهای شکفتگی تنگ است؛ با یافتن دوباره سایه‌ای امن و همدلی مطمئن، آن طراوت برمی‌گردد.

عشق و رابطه

کسی در زندگی‌تان هست که با مهربانی از خطاهایتان می‌گذرد؛ این لطف را با وفاداری و قدرشناسی پاسخ دهید.

کار و آینده

میان چند گزینه سرگردان هستید؛ هدف اصلی‌تان را مثل پایهٔ پرگار ثابت نگه دارید و بعد دربارهٔ جزئیات تصمیم بگیرید.