شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۵

گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارمهمچنان چشم گشاد از کرمش می دارم
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جامخون دل عکس برون می دهد از رخسارم
پرده مطربم از دست برون خواهد بردآه اگر زان که در این پرده نباشد بارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شبتا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
منم آن شاعر ساحر که به افسون سخناز نی کلک همه قند و شکر می بارم
دیده بخت به افسانه او شد در خوابکو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم
چون تو را در گذر ای یار نمی یارم دیدبا که گویم که بگوید سخنی با یارم
دوش می گفت که حافظ همه روی است و ریابجز از خاک درش با که بود بازارم
غزل شمارهٔ ۳۲۴

تعبیر فال

گرهی که از زلف یار در کار عاشق افتاده، نقطهٔ آغاز این غزل است. با این حال شاعر همچنان چشم به کرم او دوخته است. می‌گوید سرخی چهره‌اش را نشانهٔ شادی نپندارید، که عکس خون دل است. شب تا صبح پاسبان حرم دل است تا جز اندیشهٔ یار چیزی به آن راه نیابد. خود را شاعری جادوسخن می‌داند که از قلمش شکر می‌بارد، اما بختش به خواب رفته و منتظر نسیمی از عنایت است تا بیدارش کند.

فالتان می‌گوید در کارتان گرهی افتاده که شاید ظاهرتان آن را نشان ندهد. اما امید را از دست ندهید. حافظ در همین وضعیت هم چشم به گشایش دارد و این یعنی مانع موقت است.

غزل به یک استعداد در شما اشاره می‌کند: قدرت کلام. سخن سنجیده و نرم شما می‌تواند گره‌گشا باشد. اگر نمی‌توانید مستقیم با کسی حرف بزنید، شاعر راه دیگری هم نشان می‌دهد: واسطه‌ای امین پیدا کنید که پیامتان را برساند. بخت خفته‌تان بیدار خواهد شد؛ فقط لازم است دل را پاک نگه دارید و با تدبیر و صبر، نسیم عنایت را به سوی خود بخوانید.

حال دل

بیرونتان آرام است اما درونتان پرتلاطم؛ بختتان در آستانهٔ بیدار شدن است.

عشق و رابطه

اگر دسترسی مستقیم به او سخت است، از دوستی مورد اعتماد کمک بگیرید تا حرف دلتان برسد.

کار و آینده

گرهی در کار دارید که با مهارت در گفت‌وگو و گاهی با کمک یک واسطهٔ مطمئن باز می‌شود.