شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خداکآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن خدا را بسوختیمآخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیستدر حضرت کریم تمنا چه حاجت است
محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماستچون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است
جام جهان نماست ضمیر منیر دوستاظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است
آن شد که بار منت ملاح بردمیگوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است
ای مدعی برو که مرا با تو کار نیستاحباب حاضرند به اعدا چه حاجت است
ای عاشق گدا چو لب روح بخش یارمی داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شودبا مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است
غزل شمارهٔ ۳۳

تعبیر فال

در سراسر این غزل یک پرسش تکرار می‌شود: وقتی آنچه باید باشد هست، دیگر چه نیازی به جست‌وجوی بیرون؟ کسی که در خلوت خود به کوی دوست راه یافته، دلش هوای صحرا و تماشا نمی‌کند. حافظ می‌گوید در برابر بزرگواری که دل را مثل جام جهان‌نما می‌خواند، لازم نیست خواهش را به زبان آورد؛ و وقتی گوهر به دست آمده، کشیدن منت ملاح و دریا معنایی ندارد. در پایان به خودش نهیب می‌زند که با مدعیان بحث نکند، چون هنر واقعی خودش آشکار می‌شود.

این فال به شما می‌گوید بیش از آنچه فکر می‌کنید در دست دارید. شاید برای رسیدن به نیت‌تان به دنبال تأیید دیگران یا راه‌های دور و پرزحمت هستید، در حالی که کلید کار نزدیک‌تر است: در توانایی خودتان و در رابطه‌ای که همین حالا با آدم‌های مهربان اطرافتان دارید.

از جدل و اثبات کردن خود پرهیز کنید. کسانی که باید شما را بشناسند، می‌شناسند؛ و آن‌ها که سر مخالفت دارند با حرف قانع نمی‌شوند. آرام کارتان را خوب انجام دهید و بگذارید نتیجه به‌جای شما سخن بگوید. خواسته‌تان دیده شده است و فقط کمی اعتماد می‌خواهد.

حال دل

دل شما بیش از هر چیز به آرامش و قناعت نیاز دارد؛ آنچه دارید برای شاد بودن کم نیست.

عشق و رابطه

کسی که دوستتان دارد، ناگفته‌هایتان را هم می‌فهمد؛ به‌جای گلایه‌های پی‌درپی، به این فهم آرام اعتماد کنید.

کار و آینده

لازم نیست برای دیده شدن با رقیبان درگیر شوید؛ کیفیت کارتان به‌تنهایی معرف شماست و دیر یا زود به چشم می‌آید.