شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من استوز پی دیدن او دادن جان کار من است
شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان درازهر که دل بردن او دید و در انکار من است
ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کوشاهراهی ست که منزلگه دلدار من است
بنده طالع خویشم که در این قحط وفاعشق آن لولی سرمست خریدار من است
طبله عطر گل و زلف عبیر افشانشفیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است
باغبان همچو نسیمم ز در خویش مرانکآب گلزار تو از اشک چو گلنار من است
شربت قند و گلاب از لب یارم فرمودنرگس او که طبیب دل بیمار من است
آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموختیار شیرین سخن نادره گفتار من است
غزل شمارهٔ ۵۱

تعبیر فال

در میان غزل‌های حافظ، این یکی سرشار از احساس خوش‌اقبالی است. شاعر خود را بندهٔ بخت خوش خویش می‌داند، چون در روزگاری که وفا کمیاب شده، عشقی سرمست خریدار او شده است. به ساروان می‌گوید بار را به سوی دروازه نبرد و از این شهر نرود، چون همین کوچه، شاهراهی است که به منزل دلدار می‌رسد. از باغبان هم می‌خواهد او را مثل نسیم از در نراند، چون آب گلزار از اشک‌های او سیراب شده است. در پایان، یار شیرین‌سخن را همان کسی می‌داند که ظرافت غزل گفتن را به او آموخته.

این فال مژدهٔ قدردانی و دیده شدن است. در زمانه‌ای که شاید احساس کنید وفاداری و زحمت کمتر دیده می‌شود، کسی یا جایی هست که ارزش شما را می‌فهمد. تعبیر مهم فال این است که برای رسیدن به مقصود، لازم نیست بار سفر ببندید و دور شوید؛ راه اصلی از همین‌جا که هستید می‌گذرد.

زحمت‌ها و اشک‌هایی که در این مسیر ریخته‌اید بی‌ثمر نبوده و باغ امیدتان را آبیاری کرده است. در جای خود بمانید، کار را ادامه دهید و از کسانی که الهام‌بخش‌تان هستند بیاموزید.

حال دل

احساس خوش‌اقبالی در شما بیدار می‌شود؛ سپاسگزاری از داشته‌ها این حس را پررنگ‌تر می‌کند.

عشق و رابطه

در روزگار کم‌وفایی، کسی شما را صادقانه می‌خواهد؛ قدر این همراهی را بدانید و از آن یاد بگیرید.

کار و آینده

لازم نیست برای پیشرفت به جای دوری بروید؛ فرصت اصلی در همین محیطی است که زحمتش را کشیده‌اید.