شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۵

خرم آن روز کز این منزل ویران برومراحت جان طلبم و از پی جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریبمن به بوی سر آن زلف پریشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفترخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بی طاقتبه هواداری آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر به سرم باید رفتبا دل زخم کش و دیده گریان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزیتا در میکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص کنانتا لب چشمه خورشید درخشان بروم
تازیان را غم احوال گران باران نیستپارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرونهمره کوکبه آصف دوران بروم
غزل شمارهٔ ۳۵۹

تعبیر فال

شوق رفتن، در سراسر این غزل موج می‌زند. شاعر از جایی که برایش مثل «زندان اسکندر» تنگ و دلگیر شده خسته است و آرزو می‌کند روزی رخت ببندد و به سوی ملک سلیمان، یعنی سرزمینی آباد و امن، رهسپار شود. می‌داند راه غریبی است و شاید آسان نباشد، اما به بوی زلف یار، دل به سفر می‌سپارد. حتی نذر کرده که اگر روزی از این غم رها شود، شادان و غزل‌خوان راهی جشن شود؛ و مثل ذره‌ای رقصان در نور، تا چشمهٔ خورشید برود.

برای شما، این فال خبر از تغییری دارد که دلتان مدت‌هاست آرزویش را دارد: عوض کردن محیط، شروع فصل تازه‌ای در کار یا رهایی از وضعیتی که انرژی‌تان را گرفته. حافظ می‌گوید آن روز «خرم» است؛ پس امید داشته باشید.

اما به نکته‌ای ظریف هم اشاره می‌کند: سبک‌باران حال کسانی را که بار سنگین دارند نمی‌فهمند، پس از اهل دل و همراهان مهربان کمک بخواهید تا راه آسان‌تر شود. برای این سفر عجله نکنید، اما دلتان را آماده کنید. و وقتی گره باز شد، شکرگزاری و شادی را فراموش نکنید؛ همان نذر شاعر که گفت غزل‌خوان خواهم رفت.

حال دل

محیط کنونی کمی دلتان را گرفته؛ به خودتان قول بدهید که پس از عبور از این مرحله، شادی‌تان را جشن بگیرید.

عشق و رابطه

دل شما به سوی کسی پر می‌کشد که مایهٔ آرامش جانتان است؛ به دنبالش بروید، اما با صبر و بدون بی‌تابی.

کار و آینده

آمادهٔ حرکت به سوی موقعیتی بهتر هستید؛ برای این جابه‌جایی برنامه بریزید و از کسانی که تجربه دارند راهنمایی بگیرید.