شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ جمعه ۲۳ بهمن ۱۴۰۵

جوزا سحر نهاد حمایل برابرمیعنی غلام شاهم و سوگند می خورم
ساقی بیا که از مدد بخت کارسازکامی که خواستم ز خدا شد میسرم
جامی بده که باز به شادی روی شاهپیرانه سر هوای جوانیست در سرم
راهم مزن به وصف زلال خضر که مناز جام شاه جرعه کش حوض کوثرم
شاها اگر به عرش رسانم سریر فضلمملوک این جنابم و مسکین این درم
من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سالکی ترک آبخورد کند طبع خوگرم
ور باورت نمی کند از بنده این حدیثاز گفته کمال دلیلی بیاورم
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهرآن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم
منصور بن مظفر غازیست حرز منو از این خجسته نام بر اعدا مظفرم
عهد الست من همه با عشق شاه بودوز شاهراه عمر بدین عهد بگذرم
گردون چو کرد نظم ثریا به نام شاهمن نظم در چرا نکنم از که کمترم
شاهین صفت چو طعمه چشیدم ز دست شاهکی باشد التفات به صید کبوترم
ای شاه شیرگیر چه کم گردد ار شوددر سایه تو ملک فراغت میسرم
شعرم به یمن مدح تو صد ملک دل گشادگویی که تیغ توست زبان سخنورم
بر گلشنی اگر بگذشتم چو باد صبحنی عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم
بوی تو می شنیدم و بر یاد روی تودادند ساقیان طرب یک دو ساغرم
مستی به آب یک دو عنب وضع بنده نیستمن سالخورده پیر خرابات پرورم
با سیر اختر فلکم داوری بسیستانصاف شاه باد در این قصه یاورم
شکر خدا که باز در این اوج بارگاهطاووس عرش می شنود صیت شهپرم
نامم ز کارخانه عشاق محو بادگر جز محبت تو بود شغل دیگرم
شبل الاسد به صید دلم حمله کرد و منگر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم
ای عاشقان روی تو از ذره بیشترمن کی رسم به وصل تو کز ذره کمترم
بنما به من که منکر حسن رخ تو کیستتا دیده اش به گزلک غیرت برآورم
بر من فتاد سایه خورشید سلطنتو اکنون فراغت است ز خورشید خاورم
مقصود از این معامله بازارتیزی استنی جلوه می فروشم و نی عشوه می خرم
غزل شمارهٔ ۳۲۹

تعبیر فال

غزلی بلند و پرشکوه است در ستایش بزرگی که شاعر خود را وامدار لطف او می‌داند. در همان ابیات نخست، مژده‌ای روشن می‌دهد: به یاری بخت کارساز، کامی که از خدا خواسته بود برآورده شده است. شاعر می‌گوید سایهٔ خورشیدی بر سرش افتاده و دیگر نیازی به روشنای دیگری ندارد. او سال‌ها از این سرچشمه نوشیده و طبعش به آن خو گرفته؛ اگر دل از آن برکند، این دل را کجا ببرد؟

فال شما از برآورده شدن خواسته‌ای خبر می‌دهد که مدتی در انتظارش بوده‌اید. این گشایش احتمالاً از طریق شخصی بانفوذ یا حامی‌ای دلسوز حاصل می‌شود که توانایی‌های شما را می‌شناسد. حافظ می‌گوید سخنش به برکت این پشتیبانی، دل‌های بسیاری را گشوده است؛ یعنی استعداد شما هم در سایهٔ یک حمایت درست، شکوفا خواهد شد.

در عین حال، شاعر از گلایه‌اش با گردش ستارگان هم می‌گوید و انصاف را یاور خود می‌خواهد. اگر احساس می‌کنید روزگار گاهی با شما منصف نبوده، ناامید نشوید. وفاداری به کسانی که به شما خوبی کرده‌اند و قدردانی از آن‌ها، ضامن ادامهٔ این خیر است. دل را به یک سرچشمهٔ مطمئن بسپارید و پراکنده نشوید.

حال دل

آرزویی دیرینه در حال برآورده شدن است؛ حس جوانی و شوق دوباره به سراغتان می‌آید.

عشق و رابطه

دلتان به کسی خو گرفته که جایگزینی ندارد؛ این پیوند را با قدردانی محکم‌تر کنید.

کار و آینده

حامی یا مدیری توانمند راه پیشرفتتان را هموار می‌کند؛ با وفاداری و کار باکیفیت، این اعتماد را حفظ کنید.