شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۵

به تیغم گر کشد دستش نگیرموگر تیرم زند منت پذیرم
کمان ابرویت را گو بزن تیرکه پیش دست و بازویت بمیرم
غم گیتی گر از پایم درآردبجز ساغر که باشد دستگیرم
برآی ای آفتاب صبح امیدکه در دست شب هجران اسیرم
به فریادم رس ای پیر خراباتبه یک جرعه جوانم کن که پیرم
به گیسوی تو خوردم دوش سوگندکه من از پای تو سر بر نگیرم
بسوز این خرقه تقوا تو حافظکه گر آتش شوم در وی نگیرم
غزل شمارهٔ ۳۳۱

تعبیر فال

«برآی ای آفتاب صبح امید»؛ این خطاب، دل غزل است. شاعر در شب دوری گرفتار است و خورشید امید را صدا می‌زند. او آمادهٔ پذیرفتن هر چیزی است که از جانب یار برسد و سوگند خورده که سر از آستان او برنگیرد. وقتی غم روزگار از پا درش می‌آورد، دستگیری می‌طلبد و از پیر خرابات می‌خواهد با جرعه‌ای او را دوباره جوان کند.

پیام فال روشن است: دورهٔ انتظار شما به پایان نزدیک می‌شود. شاید مدتی از چیزی یا کسی دور مانده‌اید و این جدایی سنگین بوده است. حافظ نمی‌گوید شب کوتاه است، اما می‌گوید صبح حتماً سر می‌زند و برای کسی که امید را رها نکرده، طلوعش شیرین‌تر است.

تعهد شاعر در این غزل الهام‌بخش است. او با وجود سختی‌ها، از پیمانش برنمی‌گردد. شما هم اگر نیتتان را از ته دل می‌خواهید، پایش بایستید. در عین حال از کمک گرفتن نترسید؛ حرف زدن با کسی دانا و مهربان می‌تواند مثل همان جرعه، تازگی و نیرو به شما برگرداند. هر شبی، هرقدر هم طولانی، سرانجام به روشنایی می‌رسد و این بار نوبت شماست که طلوع را تماشا کنید.

حال دل

خستهٔ انتظارید، اما امید در شما زنده است؛ همین امید شما را به صبح می‌رساند.

عشق و رابطه

دوری و انتظار به‌زودی جای خود را به دیدار می‌دهد؛ پیمانتان را محکم نگه دارید.

کار و آینده

پس از دوره‌ای رکود، روزنه‌ای روشن باز می‌شود؛ به تعهدتان ادامه دهید و از راهنمایی یک فرد باتجربه بهره ببرید.