شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوستبیار نفحه ای از گیسوی معنبر دوست
به جان او که به شکرانه جان برافشانماگر به سوی من آری پیامی از بر دوست
و گر چنان که در آن حضرتت نباشد باربرای دیده بیاور غباری از در دوست
من گدا و تمنای وصل او هیهاتمگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
دل صنوبری ام همچو بید لرزان استز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست
اگر چه دوست به چیزی نمی خرد ما رابه عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزادچو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست
غزل شمارهٔ ۶۱

تعبیر فال

صبا در این غزل قاصد دل است. حافظ از نسیم می‌خواهد اگر گذرش به سرزمین دوست افتاد، بویی از گیسوی خوشبوی او برایش بیاورد؛ و اگر پیامی از او برساند، جان را به شکرانه نثارش می‌کند. با فروتنی می‌گوید اگر هم در آن بارگاه راه نیافتی، دست‌کم غباری از درِ دوست برای چشمم بیاور. او خود را گدایی می‌داند که آرزوی وصال در سر دارد و دلش مثل بید از حسرت قامت یار می‌لرزد. با این‌همه با غرور عاشقانه‌ای می‌گوید: هرچند دوست ما را به چیزی نمی‌خرد، ما یک تار موی او را به تمام عالم نمی‌فروشیم.

این فال از اشتیاقی می‌گوید که شاید هنوز پاسخ روشنی نگرفته است. ممکن است احساس کنید خواسته‌تان دور از دسترس است و حتی نشانه‌ای کوچک هم برای دلگرمی‌تان کافی باشد. حافظ این حس را می‌فهمد و به شما می‌گوید از نشانه‌های کوچک غافل نشوید؛ گاهی همان غبار درِ دوست، آغاز گشایش است.

راه رسیدن شاید از میانجی‌ها بگذرد؛ کسی که بتواند پیام‌تان را برساند یا دری را برایتان باز کند. ارزش آنچه را دوست دارید کم نکنید و در عین حال، بیش از حد خودتان را کوچک نشمارید.

حال دل

دل‌تان کمی لرزان و منتظر نشانه است؛ به خبرهای کوچک دلگرم باشید، چون خبرهای بزرگ‌تر در راهند.

عشق و رابطه

اشتیاق شما صادق است، اما فروتنی را با کوچک شمردن خود یکی نکنید؛ برای خودتان هم ارزش قائل شوید.

کار و آینده

شاید برای پیشبرد کار به واسطه یا معرفی کسی نیاز دارید؛ از کمک یک آشنای قابل‌اعتماد نترسید.