شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمتحقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت
به نوک خامه رقم کرده ای سلام مراکه کارخانه دوران مباد بی رقمت
نگویم از من بی دل به سهو کردی یادکه در حساب خرد نیست سهو بر قلمت
مرا ذلیل مگردان به شکر این نعمتکه داشت دولت سرمد عزیز و محترمت
بیا که با سر زلفت قرار خواهم کردکه گر سرم برود برندارم از قدمت
ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتیکه لاله بردمد از خاک کشتگان غمت
روان تشنه ما را به جرعه ای دریابچو می دهند زلال خضر ز جام جمت
همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش بادکه جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت
غزل شمارهٔ ۹۳

تعبیر فال

«چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت»؛ غزل با شگفتی و سپاس آغاز می‌شود. حافظ نامه‌ای از دوست دریافت کرده که در آن سلامی به او رسیده و خدمتش به یاد آورده شده است. شاعر آن‌قدر خوشحال است که می‌گوید این یادکرد را خطا یا اتفاق نمی‌داند، چون قلم آن بزرگوار هرگز به سهو نمی‌نویسد. او پیمان وفاداری می‌بندد، از یار می‌خواهد جان تشنه‌اش را با جرعه‌ای سیراب کند، و در پایان نسیم صبا را دعا می‌کند که دل خستهٔ او را جانی دوباره بخشید.

تعبیر این فال برای شما دیده شدن است. تلاش‌ها و خوبی‌هایی که فکر می‌کردید از نظرها پنهان مانده، به‌زودی به چشم کسی می‌آید که برایتان اهمیت دارد. ممکن است پیامی، قدردانی یا خبری غیرمنتظره از راه برسد و دلتان را گرم کند.

حافظ در برابر این لطف، فروتن و سپاسگزار می‌ماند و شما هم وقتی قدرتان دانسته شد، همین کار را بکنید. قدردانی متقابل، پیوند را محکم‌تر می‌کند. اگر هنوز منتظر آن نامه یا نشانه‌اید، ناامید نشوید؛ دلی که صادقانه خدمت کرده، سرانجام پاسخی مهربان می‌گیرد و شادابی از دست‌رفته‌اش را بازمی‌یابد.

حال دل

دل خسته‌تان در انتظار نسیمی تازه است؛ کمی صبر کنید که حالی خوش در راه است.

عشق و رابطه

پیام یا یادی غیرمنتظره می‌تواند دلتان را گرم کند؛ با سپاس و مهربانی پاسخ بدهید.

کار و آینده

زحمات شما دیده می‌شود؛ احتمال دریافت قدردانی یا خبری خوش از سوی کسی که برایتان مهم است، وجود دارد.