شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵

کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کندببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند
قاصد منزل سلمیٰ که سلامت بادشچه شود گر به سلامی دل ما شاد کند
امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهندگر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند
یا رب اندر دل آن خسرو شیرین اندازکه به رحمت گذری بر سر فرهاد کند
شاه را به بود از طاعت صدساله و زهدقدر یک ساعته عمری که در او داد کند
حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم بردتا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند
گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنی ستفکر مشاطه چه با حسن خداداد کند
ره نبردیم به مقصود خود اندر شیرازخرم آن روز که حافظ ره بغداد کند
غزل شمارهٔ ۱۹۰

تعبیر فال

شاعر در این غزل آرزو می‌کند که یار روزی با قلم خوش‌نقش خود یادی از او کند؛ یادی که به گمانش ثوابش از آزاد کردن صدها بنده بیشتر است. او از پیک منزل محبوب می‌خواهد با سلامی دلش را شاد کند و از خدا می‌خواهد در دل آن خسروِ شیرین بیندازد که گذری به حال فرهادِ عاشق بکند. حافظ یادآوری می‌کند که یک ساعت عدالت و مهربانی از صدها سال عبادت ظاهری ارزشمندتر است.

برای شما، این غزل پیام کوچکی دارد که اثری بزرگ دارد: گاهی یک پیام، یک سلام یا یک کلمهٔ محبت‌آمیز می‌تواند دری را باز کند که ماه‌ها بسته بوده است. اگر منتظر توجه یا پاسخ کسی هستید، احتمالاً خبری در راه است. اگر هم خودتان می‌توانید دل کسی را شاد کنید، دریغ نکنید، چون ثمرهٔ این نیکی به خودتان برمی‌گردد.

بیت آخر از حسرتِ رفتن و سفر حکایت دارد؛ حافظ می‌گوید در شهر خود به مقصود نرسیدیم و خوشا روزی که راهی تازه در پیش گیریم. شاید وقت آن رسیده که افقی تازه را امتحان کنید و به تغییر مسیر بیندیشید.

حال دل

دلتان تشنهٔ دیده شدن است؛ با مهربانی به دیگران، همان محبتی را که کم دارید، در دل خود زنده می‌کنید.

عشق و رابطه

انتظار یک پیام یا نشانه از سوی عزیزی را دارید؛ خودتان هم با یک احوال‌پرسی ساده می‌توانید فاصله‌ها را کم کنید.

کار و آینده

ممکن است تغییر محیط یا مسیر کاری، گشایشی را که در جای فعلی پیدا نکرده‌اید، برایتان به ارمغان بیاورد؛ با دقت و مشورت تصمیم بگیرید.