شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵

شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیادزدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکنکه فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد
ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخاز این فسانه هزاران هزار دارد یاد
قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبشز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد
که آگه است که کاووس و کی کجا رفتندکه واقف است که چون رفت تخت جم بر باد
ز حسرت لب شیرین هنوز می بینمکه لاله می دمد از خون دیده فرهاد
مگر که لاله بدانست بی وفایی دهرکه تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد
بیا بیا که زمانی ز می خراب شویممگر رسیم به گنجی در این خراب آباد
نمی دهند اجازت مرا به سیر سفرنسیم باد مصلا و آب رکن آباد
قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله چنگکه بسته اند بر ابریشم طرب دل شاد
غزل شمارهٔ ۱۰۱

تعبیر فال

این غزل با جسارت آغاز می‌شود: شاد بودن در پنهان کاری بی‌بنیاد است، پس آشکارا به جمع رندان می‌پیوندیم، هرچه بادا باد. حافظ می‌گوید گره را از دل باز کن و گناه را به گردن آسمان نینداز، که هیچ مهندسی این گره را با فکر نگشوده است. او از پادشاهانی یاد می‌کند که آمدند و رفتند، از فرهاد و حسرتش برای شیرین، و سپس دعوت می‌کند که لحظه‌ای را خوش باشیم؛ شاید در همین ویرانه گنجی پیدا شود.

تعبیر این فال برای شما، دعوت به صراحت و شجاعت است. اگر مدتی کاری را پنهانی یا با تردید پیش برده‌اید، وقت آن است که تکلیف‌تان را با خودتان روشن کنید. دودلی، بیش از هر مانع بیرونی، راه را بسته است.

نکتهٔ زیبای دیگر بیت‌های پایانی است؛ حافظ می‌گوید نسیم مصلا و آب رکن‌آباد اجازهٔ سفر به او نمی‌دهند. شاید پاسخ نیت شما هم در همان جایی باشد که اکنون هستید، نه در رفتن و دور شدن. قدر داشته‌ها را بدانید، با گذشت زمان کنار بیایید و از همین امروز لذت ببرید؛ گنج اغلب در نزدیک‌ترین ویرانه پنهان است.

حال دل

گره‌ای در دل دارید که با فکر کردنِ زیاد باز نمی‌شود؛ کمی رها کنید و از لحظه لذت ببرید.

عشق و رابطه

رابطه‌ای که پنهان‌کاری یا تردید در آن هست، با صداقت و روشنی قوی‌تر می‌شود.

کار و آینده

به جای جست‌وجوی فرصت در دوردست، امکانات همین‌جا را دوباره ببینید؛ احتمالاً گنجی نادیده در آن است.