سفالگر نقشآفرین سیلک
تو همان کسی هستی که صبح زود کنار جوی آب مینشیند، گل رس را ورز میدهد و از یک مشت خاک، کاسهای میسازد که هزاران سال بعد در ویترین موزهها از آن عکس میگیرند. سفال منقوش سیلک، با آن بزهای کوهی و شاخهای بلند و خمیدهاش، کار دست آدمهایی مثل توست: کسانی که هم به کاربرد یک چیز فکر میکنند و هم به زیباییاش. تو دوست داری فکرهایت شکل بگیرند، دیده شوند و به کار بیایند.
بزرگترین نقطهی قوتت، پیوند دست و خیال است. حوصلهی جزئیات را داری، از تکرار نمیترسی و میدانی که هر کوزهی خوب، حاصل دهها کوزهی ترکخورده است. آدمها کنار تو احساس آرامش میکنند، چون چیزی ملموس و واقعی میسازی. تو سلیقهی جمع را بالا میبری؛ دهکدهای که سفالگر خوب دارد، سفرهاش هم قشنگتر است و خاطرههایش ماندگارتر. وقتی دیگران فقط یک تکه گل میبینند، تو شکل نهاییاش را پیشاپیش در ذهن داری و همین نگاه، الهامبخش اطرافیانت است.
نقطهی کورت شاید وسواس کمال باشد. گاهی کاسهای را که همه تحسینش میکنند، به خاطر یک خط کج دوباره به گل برمیگردانی. یادت باشد که ترکهای کوچک هم بخشی از داستاناند و خیلی از کارهای ماندگار دنیا بینقص نبودهاند. و این را به خاطر بسپار: «من از گل ساخته شدهام، اما نقشم را خودم میکشم.»