بهار؛ جوانهٔ امید
تو بهاری هستی؛ همان فصلی که ایرانیها سال نو را با آن آغاز میکنند. انرژی تو از جنس شروع است: ایدههای تازه، برنامههای تازه و آدمهای تازه. وقتی دیگران هنوز در سرمای یک اتفاق ماندهاند، تو اولین کسی هستی که پنجره را باز میکند و میگوید «بیایید از نو شروع کنیم». مثل سبزهای که روی طاقچه از یک مشت گندم یا عدس سبز میشود، تو هم بلدی از کم، چیزی زنده و امیدوار بسازی.
قوت تو امید و انعطاف است. زود با شرایط تازه کنار میآیی، از تغییر نمیترسی و در جمع دوستان همان کسی هستی که حال بقیه را با یک پیشنهاد ساده عوض میکند: یک پیکنیک، یک کلاس تازه یا یک سفر کوتاه. کنجکاویات تمامی ندارد و دوست داری همیشه در حال یاد گرفتن و رشد کردن باشی. آدمها کنار تو احساس میکنند هنوز برای هیچ کاری دیر نیست و هر روز میتواند اولین روز یک فصل تازه باشد. خوشروییات هم، مثل هوای فروردین، دل آدم را باز میکند.
نقطهٔ کورت شاید این باشد که گاهی آنقدر کار تازه شروع میکنی که بعضیهایشان نیمهکاره میمانند؛ درست مثل هوای بهار که یک روز آفتابی است و فردایش بارانی. کمی حوصله و پیگیری، جوانههایت را به درخت تبدیل میکند. تو یادآوری زندهای که بعد از هر زمستانی، بهار حتماً از راه میرسد.