زمستان؛ گرمای زیرِ کرسی
تو زمستانی هستی، اما نه از آن زمستانهای سرد و بیروح؛ زمستان ایرانی: کرسی، سماوری که قلقل میکند، لبوی داغ کنار خیابان و شب یلدا که همه دور هم جمع میشوند. ظاهرت شاید آرام و کمحرف باشد، اما درونت گرم و مهربان است. تو از آن آدمهایی هستی که خانه و جمع خانوادگی برایشان معنای ویژهای دارد و دوست دارند دیگران کنارشان احساس امنیت کنند.
قوت تو استواری و وفاداری است. مثل کوهی که زیر برف ایستاده، در روزهای سخت تکان نمیخوری و بقیه به تو تکیه میکنند. قول که میدهی پایش میمانی و کاری را که شروع کنی تمام میکنی. نظم و برنامهریزیات باعث میشود همهچیز سر وقتش آماده باشد؛ از انار دانهشدهٔ شب یلدا گرفته تا کمک به دوستی که در دردسر افتاده است. آدمها وقتی به پناه نیاز دارند، بیمعطلی سراغ تو میآیند و میدانند درِ خانه و دلت به رویشان باز است.
نقطهٔ کورت شاید این باشد که گاهی احساساتت را زیر لایهای از برف پنهان میکنی و نمیگذاری دیگران بفهمند چقدر خستهای یا چه چیزی لازم داری. گاهی بگذار دیگران هم برایت چای بریزند. تو همان گرمای آرامی هستی که شبهای بلند را کوتاه میکند.