پاییز؛ شاعرِ رنگها
تو پاییزی هستی؛ فصل برگهای زرد و نارنجی کوچه، انار و خرمالو، بارانهای آرام و قدمزدنهای طولانی با یک دوست قدیمی. روحیهٔ تو عمیق و اندیشمند است. به جای سطح ماجراها دنبال معنای آنها میگردی، از یک گفتوگوی خوب بیشتر از یک مهمانی شلوغ لذت میبری و خاطرهها برایت ارزش زیادی دارند. یک فنجان چای، یک کتاب و صدای باران برای ساختن یک عصر عالی برایت کافی است.
قوت تو احساس و درک عمیق است. خوب گوش میدهی، حال آدمها را از نگاهشان میفهمی و در لحظههای سخت، همان دوستی هستی که بیقضاوت کنار آدم مینشیند. سلیقهات در هنر، موسیقی و حتی رنگها ظریف است و زیبایی را در چیزهایی میبینی که شاید برای دیگران معمولی باشند؛ مثل پاییز که از خداحافظی برگها، یکی از زیباترین منظرههای سال را میسازد. حرفهایت کم است اما وقتی چیزی میگویی، دیگران مدتها به آن فکر میکنند.
نقطهٔ کورت شاید این باشد که گاهی زیادی در فکر و خاطره فرو میروی و نگرانیها را بیش از اندازه مزهمزه میکنی. همهٔ جوابها با فکر کردن پیدا نمیشود؛ گاهی باید برخاست و قدم زد. تو ثابت میکنی که آرام بودن هم میتواند پر از رنگ باشد.