حافظ؛ رندِ نکتهدانِ شیراز
همصحبت تو حافظ است؛ همان شاعر قرن هشتم شیراز که دیوانش در کمتر خانهٔ ایرانی غایب است و شب یلدا بی فالش کامل نمیشود. مثل او حرفهایت چند لایه دارد: جملهای میگویی و هر کس معنایی متناسب با حال خودش از آن برمیدارد. اهل ظرافتی، از ریا و ظاهرسازی خوشت نمیآید و ترجیح میدهی با لبخندی رندانه از کنار تعصبها بگذری تا اینکه با آنها گلاویز شوی. آدمها کنارت احساس سبکی میکنند، چون بلدی جدیترین حرفها را در لفافهٔ طنز و زیبایی بزنی.
نقطهٔ قوتت هوش کلامی و حس زیباییشناسی توست. همانطور که حافظ با ایهام یک کلمه را همزمان در دو معنا به کار میبرد، تو هم میتوانی موقعیتها را از چند زاویه ببینی و راهی پیدا کنی که دل همه را به دست بیاورد. امید را هم در دل آدمها زنده نگه میداری؛ برای همین است که دوستانت وقتی دلشان گرفته سراغ تو میآیند، درست مثل کسی که دیوان را باز میکند تا نیت کند و کمی دلگرم شود. سلیقهات در موسیقی، کلمهها و حتی چیدن یک سفرهٔ ساده هم پیداست.
فقط گاهی آنقدر در لایههای معنا و کنایه فرو میروی که اطرافیانت نمیدانند واقعاً منظورت چیست. هر از گاهی حرف دلت را ساده و بیپرده بگو؛ باور کن از زیباییاش کم نمیشود. و یادت بماند: تو از آن آدمهایی هستی که حضورشان در هر جمعی، مثل غزلی خوشآهنگ، حال همه را عوض میکند.