سیاوش؛ آیینهٔ راستی
در تو سیاوش زندگی میکند؛ شاهزادهٔ پاکدل شاهنامه که برای اثبات بیگناهیاش سوار بر اسب سیاه از میان کوه آتش گذشت و بیآسیب بیرون آمد. سیاوش نماد راستی و وفای به پیمان است؛ کسی که حاضر شد از سرزمین خودش دور شود، اما پیمان صلحی را که بسته بود نشکند. تو هم آدم قول و درستی هستی و دروغ، حتی دروغ کوچک، با روحت جور درنمیآید.
نقطهٔ قوتت آرامش و صلحجویی است. اهل دعوا و هیاهو نیستی و ترجیح میدهی گرهها را با مدارا باز کنی. آدمها به تو اعتماد میکنند، چون میدانند نه پشت سرشان حرف میزنی و نه منافعت را به حقیقت ترجیح میدهی. مثل سیاوش که شهر زیبای سیاوشگرد را ساخت، تو هم هر جا بروی فضایی آرام و آبادتر میسازی. پاکیات بیادعاست و درست به همین دلیل روی دیگران اثر میگذارد.
شاید گاهی آنقدر به خوبی آدمها اعتماد کنی که نیرنگ را دیر ببینی، یا برای اینکه دعوایی راه نیفتد، از حق خودت بگذری. راستی و پاکی ارزشمندند، اما مراقبت از خودت هم بخشی از همین درستی است. گاهی گفتن یک «نه» محکم، همان آتشی است که از آن سربلند بیرون میآیی. «من سیاوشام؛ از آتش گذشتم و دامنم پاک ماند.»