فریدون؛ شاه دادگر و دوراندیش
در تو فریدون زندگی میکند؛ شاهی که در شاهنامه به دادگری شناخته میشود. فریدون با یاری کاوه و مردم، ضحاک ستمگر را شکست داد و او را در کوه دماوند به بند کشید و پس از آن سالها با عدالت فرمان راند. بسیاری جشن مهرگان را هم با پیروزی او پیوند میدهند. تو هم آدم نظم و انصافی؛ دوست داری هر کس به حق خودش برسد و کارها بر پایهٔ قاعدهای روشن پیش برود.
نقطهٔ قوتت رهبری آرام و دوراندیشی است. وقتی جمعی آشفته است، تو میدانی از کجا شروع کنی، کار را چطور تقسیم کنی و چه کسی برای کدام نقش مناسبتر است. مثل فریدون که بیهمراهی کاوه و مردم به پیروزی نمیرسید، تو هم میدانی کار بزرگ با همدلی جمع ساخته میشود و به نظر دیگران احترام میگذاری. کسانی که با تو کار میکنند، احساس میکنند دیده میشوند و با آنها منصفانه رفتار میشود.
شاید گاهی باور کنی همه مثل خودت منصفاند و دیر متوجه شوی که آدمها از یک تصمیم برداشتهای متفاوتی دارند. عدالت فقط تقسیم برابر نیست، شنیدن دل آدمها هم هست. کمی بیشتر بپرس و گوش کن؛ آنوقت رسمی که میگذاری، ماندگارتر هم میشود. «من فریدونام؛ نظم میآورم، انصاف میکارم و جشن مهرگان را با جمع میگیرم.»