شاعر شوشتر · ۳۱۰ تا ۳۹۰ قمری
ابوالعلاء شوشتری
ابوالعلاء شوشتری یا بوالعلاء شُشتری شاعر ایرانی پارسیگوی سده چهارم هجری است. او در زمان سامانیان میزیست. اطلاعات زیادی از زندگی او در دسترس نیست. او اشعار فنی و مصنوع نیز سروده و در هزل پیشگام کسایی بود. گمان میرود منظور از ابوالعلا در یکی از ابیات منوچهری همین ابوالعلاء ششتری باشد، زیرا او را در ردیف شعرای فارسیزبان آورده است:بوالعلا و بوالعباس و بوسلیک و بوالمثل وآنکه آمد از نوایح وآنکه آمد از هریهمچنین رادویانی او را نویسنده کتابی دربارهٔ عروض میداند.
اشعار او به کوشش آقای مجید اماموردی به نقل از کتابهای اشعار پراکندهٔ شعرای فارسی زبان به کوشش ژیلبر لازار و همچنین شرح احوال و اشعار شاعران بیدیوان در قرنهای ۳/۴/۵ هجری به تصحیح محمود مدبری در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
گزیدهٔ اشعار ابوالعلاء شوشتری
شمارهٔ ۱اشعار باقیمانده
میگفت به دندان بتم عقد دررمن همچو توام خوشاب و پاکیزه گهر
خندانخندان به زیر لب گفت : خموشبربسته دگر باشد و بررسته دگر
شمارهٔ ۲اشعار باقیمانده
تیری و کمانی و یکی نقش نشانهبنگار و بپیوند به سوفار یکی تیر
نام بت من بازشناسی به تمامیآن بت که به خوبیش چون او نیست به کشمیر
شمارهٔ ۳اشعار باقیمانده
خَلَق شود ز نشست دراز حلت مردکه گنده گردد چون دیر ماند آب غدیر ...
همی گرست و همی نرگسانش لاله گداختبه زیر لالهٔ بگداخته نهفته زریر ...
شبی چگونه؛ شبی آفریده از پولاد...یر ...
به رنگ کفر و درازی امید و هول نیازنسیم مرگ و دم زمهریر و تف سعیر
شمارهٔ ۴اشعار باقیمانده
بیاور آنکه گواهی دهد ز جام که منچهار گوهرم اندر چهار جای مدام
زمرد اندر تاکم عتیقم اندر غژبسهیلم اندر خم، آفتابم اندر حام
شمارهٔ ۵اشعار باقیمانده
ای ...ر من ای ...ر تو انجیره گذاریسرگین خوری و قی کنی و باک نداری
ریچالهگری پیشه گرفتی تو همانابخیره در شیر بری، کامه بر آری