شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۵

سال ها پیروی مذهب رندان کردمتا به فتوی خرد حرص به زندان کردم
من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راهقطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
سایه ای بر دل ریشم فکن ای گنج روانکه من این خانه به سودای تو ویران کردم
توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنونمی گزم لب که چرا گوش به نادان کردم
در خلاف آمد عادت بطلب کام که منکسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
نقش مستوری و مستی نه به دست من و توستآن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم
دارم از لطف ازل جنت فردوس طمعگرچه دربانی میخانه فراوان کردم
این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواختاجر صبریست که در کلبه احزان کردم
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظهر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجبسال ها بندگی صاحب دیوان کردم
غزل شمارهٔ ۳۱۹

تعبیر فال

حافظ در این غزل، کارنامهٔ سال‌ها سلوک خود را مرور می‌کند. می‌گوید حرص را به حکم خرد به بند کشیده و راه دشوار منزل سیمرغ را به تنهایی نپیموده، بلکه با هدایت مرغ سلیمان طی کرده است. یکی از درخشان‌ترین پندهای دیوان هم در همین‌جاست: کام را در خلاف عادت بجوی؛ او آرامش را از همان زلف پریشان به دست آورده است. و در ادامه، همنشینی با یوسف را پاداش صبری می‌داند که در کلبهٔ احزان کرده.

برای صاحب این نیت، پیام غزل دو بخش دارد. نخست اینکه شاید راه همیشگی دیگر جواب ندهد؛ گاهی باید از عادت بیرون آمد و راه تازه‌ای را امتحان کرد. آنچه به نظر آشفته و نامطمئن می‌رسد، ممکن است همان جایی باشد که آرامش شما پنهان است.

دوم اینکه این مسیر را تنها نروید. راهنمایی دانا، دوستی باتجربه یا استادی دلسوز می‌تواند شما را به جایی برساند که به تنهایی دست‌نیافتنی بود. صبرهای گذشته‌تان هم بی‌حساب نمانده؛ غزل بشارت می‌دهد که روزهای انتظار، سرانجام به دیداری خوش ختم می‌شوند. سحرخیزی و نظم هم در این راه کمکتان خواهد کرد.

حال دل

از روزهای سختی گذشته‌اید و حالا وقت برداشت است؛ با اعتماد جلو بروید.

عشق و رابطه

صبری که در این رابطه کرده‌اید بی‌پاداش نمی‌ماند؛ دیداری دلگرم‌کننده در راه است.

کار و آینده

روش‌های تکراری را کنار بگذارید و ایده‌ای نو را بیازمایید؛ مشورت با یک راهنمای باتجربه راه را کوتاه می‌کند.