شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ یکشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۵

مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهشلیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش
دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزیبکشد زارم و در شرع نباشد گنهش
من همان به که از او نیک نگه دارم دلکه بد و نیک ندیده ست و ندارد نگهش
بوی شیر از لب همچون شکرش می آیدگرچه خون می چکد از شیوه چشم سیهش
چارده ساله بتی چابک شیرین دارمکه به جان حلقه به گوش است مه چاردهش
از پی آن گل نورسته دل ما یاربخود کجا شد که ندیدیم در این چند گهش
یار دلدار من ار قلب بدین سان شکندببرد زود به جانداری خود پادشهش
جان به شکرانه کنم صرف گر آن دانه درصدف سینه حافظ بود آرامگهش
غزل شمارهٔ ۲۸۹

تعبیر فال

سخن از یاری است که چهره‌اش مجمع زیبایی و لطف است، اما از مهر و وفا بهره‌ای ندارد؛ و شاعر دعا می‌کند که خدا این وفا را به او ببخشد. یار را نوخاسته و بازیگوش می‌بیند؛ کسی که هنوز بد و نیک روزگار را نچشیده و دل عاشق را به بازی می‌گیرد. به همین دلیل حافظ به خودش توصیه می‌کند که دلش را از او نیک نگه دارد. با این همه، مهر شاعر پابرجاست و آرزو دارد این گوهر روزی در صدف سینهٔ او آرام بگیرد.

فالی که گرفته‌اید، دربارهٔ دلبستگی به کسی یا چیزی است که جذاب و دلرباست، اما هنوز پختگی و ثبات لازم را ندارد. این غزل دعوت به هوشیاری است. محبت شما ارزشمند است، پس آن را بی‌حساب در راهی نگذارید که هنوز معلوم نیست پاسخی درخور بدهد.

البته حافظ ناامید نیست؛ او برای یار دعای وفا می‌کند. شاید با گذشت زمان و تجربه، این رابطه یا این فرصت رنگ پایداری بگیرد. تا آن روز صبور باشید، دلتان را حفظ کنید و از روی شیفتگی تصمیم عجولانه نگیرید.

حال دل

دلتان شیفته است؛ مهربان بمانید اما مراقب باشید که این شیفتگی آرامش و احترام به خودتان را از شما نگیرد.

عشق و رابطه

طرف مقابل دلرباست اما شاید هنوز آمادگی وفاداری و تعهد را نداشته باشد؛ با احتیاط و صبر پیش بروید.

کار و آینده

فرصتی جذاب پیش رویتان است که هنوز پشتوانهٔ محکمی ندارد؛ پیش از تعهد کامل، ثبات و درستی آن را بسنجید.