شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ دوشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۵

دلم رمیده شد و غافلم من درویشکه آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
چو بید بر سر ایمان خویش می لرزمکه دل به دست کمان ابرویی ست کافرکیش
خیال حوصله بحر می پزد هیهاتچه هاست در سر این قطره محال اندیش
بنازم آن مژه شوخ عافیت کش راکه موج می زندش آب نوش بر سر نیش
ز آستین طبیبان هزار خون بچکدگرم به تجربه دستی نهند بر دل ریش
به کوی میکده گریان و سرفکنده رومچرا که شرم همی آیدم ز حاصل خویش
نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندرنزاع بر سر دنیی دون مکن درویش
بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظخزانه ای به کف آور ز گنج قارون بیش
غزل شمارهٔ ۲۹۰

تعبیر فال

دلی رمیده و سرگشته، راوی این غزل است؛ دلی که نمی‌داند به کجا رفته و چه بر سرش آمده است. او خود را قطره‌ای می‌بیند که خیال گنجایش دریا را در سر می‌پزد و از این همه آرزوی بزرگ حیرت می‌کند. با شرمساری به حاصل کار خود نگاه می‌کند و می‌گوید هیچ چاره‌گری از تجربهٔ زخم دلش سر درنمی‌آورد. در بیت‌های پایانی نتیجه می‌گیرد که هیچ شکوه و قدرتی جاودانه نیست؛ پس نباید بر سر دنیای گذرا نزاع کرد.

فال شما از آرزویی بلند خبر می‌دهد؛ خواسته‌ای که شاید گاهی خودتان را هم به تردید می‌اندازد که آیا از عهده‌اش برمی‌آیید. حافظ نمی‌گوید آرزو نکنید، اما یادآوری می‌کند که برای رسیدن به قلهٔ بلند، سرمایه‌ای بزرگ از صبر، دانش و پاکی نیت لازم است؛ گنجی درونی که از هر ثروتی بیشتر ارزد.

همچنین این غزل از درگیری بر سر امور زودگذر پرهیز می‌دهد. اگر در کشمکشی با کسی هستید، ببینید آیا آنچه بر سرش می‌جنگید ارزش آرامشتان را دارد. گاهی کوتاه آمدن، بزرگ‌ترین پیروزی است. از کاستی‌های گذشته شرمنده نباشید؛ آن‌ها را پلی برای آغازی بهتر کنید.

حال دل

دلتان رمیده و ناآرام است؛ به جای سرزنش خود برای گذشته، با فروتنی از نو شروع کنید.

عشق و رابطه

دلتان سخت اسیر کسی است و گاهی دچار تردید می‌شوید؛ با صداقت و بی‌ادعا پیش بروید و به دلبستگی‌تان فرصت آرام گرفتن بدهید.

کار و آینده

هدف بلندی در نظر دارید؛ برای رسیدن به آن، پیش از هر چیز توانایی و دانش خود را تقویت کنید و از رقابت‌های بی‌حاصل کناره بگیرید.