شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۵

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدمهر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدابر منتهای همت خود کامران شدم
ای گلبن جوان بر دولت بخور که مندر سایه تو بلبل باغ جهان شدم
اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبوددر مکتب غم تو چنین نکته دان شدم
قسمت حوالتم به خرابات می کندهر چند کاینچنین شدم و آنچنان شدم
آن روز بر دلم در معنی گشوده شدکز ساکنان درگه پیر مغان شدم
در شاه راه دولت سرمد به تخت بختبا جام می به کام دل دوستان شدم
از آن زمان که فتنه چشمت به من رسیدایمن ز شر فتنه آخرزمان شدم
من پیر سال و ماه نیم یار بی وفاستبر من چو عمر می گذرد پیر از آن شدم
دوشم نوید داد عنایت که حافظابازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم
غزل شمارهٔ ۳۲۱

تعبیر فال

در این غزل، یاد روی دوست مانند آبی است که جوانی را بازمی‌گرداند. شاعر می‌گوید هرچند خسته و دلگیر شده، اما هر بار که یاد یار کرده، دوباره جوان شده است. او شکرگزار است که هرچه از خدا خواسته، به اندازهٔ همتش به دست آورده. در مکتب غم عشق نکته‌دان شده و در پایان، ندایی لطیف به او وعده می‌دهد که بازگردد، چون خطاهایش بخشوده خواهد شد.

فال شما نوید تازگی و نیروی دوباره است. شاید مدتی احساس فرسودگی کرده‌اید و فکر می‌کنید شور گذشته را از دست داده‌اید. حافظ می‌گوید کافی است به آنچه دوستش دارید برگردید تا جان تازه بگیرید. انگیزه‌ای که گم کرده بودید، دوباره پیدا می‌شود.

نکتهٔ مهم این غزل پیوند میان همت و کامیابی است. آنچه به دست می‌آورید، به اندازهٔ بلندی خواستن و پشتکار شماست؛ پس هدفتان را کوچک نگیرید. اگر هم در گذشته اشتباهی کرده‌اید که آزارتان می‌دهد، این فال دری از بخشش را به رویتان می‌گشاید. خودتان را ببخشید، از تجربه‌ها درس بگیرید و با دلی سبک به راهی که دوستش دارید بازگردید. فرصت دوباره واقعی است.

حال دل

خستگی‌تان جای خود را به شوق می‌دهد؛ خودتان را برای اشتباه‌های گذشته ببخشید.

عشق و رابطه

یاد کسی که دوستش دارید حالتان را دگرگون می‌کند؛ اگر دلخوری‌ای مانده، فرصت آشتی و بخشش فراهم است.

کار و آینده

نیروی تازه‌ای در راه است؛ هدفتان را بلند انتخاب کنید، چون نتیجه به اندازهٔ همتتان خواهد بود.