شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ جمعه ۱۶ بهمن ۱۴۰۵

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدمبه صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم
اگرچه در طلبت هم عنان باد شمالمبه گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم
امید در شب زلفت به روز عمر نبستمطمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم
به شوق چشمه نوشت چه قطره ها که فشاندمز لعل باده فروشت چه عشوه ها که خریدم
ز غمزه بر دل ریشم چه تیرها که گشادیز غصه بر سر کویت چه بارها که کشیدم
ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباریکه بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم
گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواهکه من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم
چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمیکه پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم
به خاک پای تو سوگند و نور دیده حافظکه بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم
غزل شمارهٔ ۳۲۲

تعبیر فال

داستان این غزل، داستان جست‌وجوی بی‌وقفه است. شاعر می‌گوید هم‌پای باد شمال در طلب یار دویده، اما هنوز به گرد قامت او نرسیده است. از قطره‌های اشکی که ریخته و بارهایی که کشیده سخن می‌گوید. او مانند آهویی رمیده از مردم فاصله گرفته، تا اینکه نسیمی از کوی یار می‌رسد و دلش را مثل غنچه می‌شکفد و پرده از رازش برمی‌دارد.

نیتی که کرده‌اید، مدتی است ذهن و دلتان را مشغول کرده و شاید حس می‌کنید هرچه می‌دوید کمتر می‌رسید. این فال خستگی شما را می‌فهمد، اما خبر خوشی هم دارد: نسیمی در راه است. یعنی نشانه، خبر یا فرصتی که حالتان را عوض می‌کند و به تلاش‌هایتان معنا می‌دهد. پس از این دویدن‌ها، لحظهٔ رسیدن شیرین‌تر خواهد بود.

حافظ همچنین به دوری از مردم اشاره می‌کند. شاید غرق شدن در یک هدف، شما را از دوستان و اطرافیانتان جدا کرده است. زمانش رسیده که دوباره با دیگران ارتباط بگیرید؛ چه بسا همان نسیم خوش از طریق یکی از آن‌ها برسد. با دل باز منتظر بمانید و اجازه دهید غنچهٔ دلتان در زمان مناسب بشکفد.

حال دل

کمی از جمع فاصله گرفته‌اید؛ رابطه با دوستان را دوباره زنده کنید تا دلتان بشکفد.

عشق و رابطه

در طلب کسی بوده‌اید که دست‌نیافتنی می‌نمود؛ نشانه‌ای از سوی او به‌زودی دلتان را گرم می‌کند.

کار و آینده

تلاش‌هایتان دیر نتیجه داده، اما خبر یا فرصتی تازه در راه است که مسیر را روشن می‌کند.