شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵

عکس روی تو چو در آینه جام افتادعارف از خنده می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرداین همه نقش در آیینه اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمودیک فروغ رخ ساقی ست که در جام افتاد
غیرت عشق زبان همه خاصان ببریدکز کجا سر غمش در دهن عام افتاد
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادماینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد
چه کند کز پی دوران نرود چون پرگارهر که در دایره گردش ایام افتاد
در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخآه کز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینیکار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفتکـ آن که شد کشته او نیک سرانجام افتاد
هر دمش با من دل سوخته لطفی دگر استاین گدا بین که چه شایسته انعام افتاد
صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولیزین میان حافظ دل سوخته بدنام افتاد
غزل شمارهٔ ۱۱۱

تعبیر فال

یکی از عارفانه‌ترین غزل‌های حافظ است. می‌گوید وقتی عکس روی یار در آینهٔ جام افتاد، اهل معرفت هم به طمع افتادند؛ و این همه نقش و رنگ که در جهان می‌بینیم، تنها پرتویی از یک چهره است. شاعر می‌گوید خودم از مسجد به خرابات نیفتادم، این سرنوشت از روز ازل بود. هر کس در دایرهٔ گردش روزگار افتاد، باید مثل پرگار همراه آن بچرخد. و با لبخندی تلخ می‌گوید دلم از چاه بیرون آمد و در دام افتاد.

برای شما این فال دو لایه دارد. لایهٔ اول، دعوت به دیدن اصل پشت ظاهرهاست. در میان گزینه‌ها و جلوه‌های گوناگونی که پیش روی شماست، بپرسید کدام‌یک ریشه در چیزی واقعی دارد و کدام تنها بازتابی گذراست.

لایهٔ دوم، پذیرش است. بخشی از آنچه برایتان پیش آمده، انتخاب مستقیم شما نبوده؛ به جای جنگیدن با آن، با گردش روزگار هماهنگ شوید. ولی مراقب باشید برای رهایی از یک گرفتاری، شتاب‌زده به گرفتاری دیگری نیفتید. با آرامش و بصیرت پیش بروید؛ حافظ می‌گوید لطف یار هر دم تازه است و این دلگرمی بزرگی است.

حال دل

با آنچه در اختیارتان نیست کنار بیایید؛ این پذیرش، آرامشی عمیق به دل‌تان می‌دهد.

عشق و رابطه

احساسی که دارید از جنس تقدیر و کشش درونی است؛ آن را بپذیرید اما با چشم باز پیش بروید.

کار و آینده

میان پیشنهادهای جذاب، اصل را از ظاهر تشخیص دهید و برای فرار از یک مشکل، شتاب‌زده وارد تعهد تازه‌ای نشوید.