شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵

دوش می آمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبیجامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می دانستو آتش چهره بدین کار برافروخته بود
گر چه می گفت که زارت بکشم می دیدمکه نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دلدر پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریختالله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکردآن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظیا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود
غزل شمارهٔ ۲۱۱

تعبیر فال

آمدن یار، با تصویری پرشور، در این غزل نقش بسته است: دیشب با چهره‌ای برافروخته آمد، گویی باز دلی را به آتش کشیده بود. یار در ظاهر تندی می‌کرد و تهدید به بی‌مهری، اما شاعر پنهانی نگاهی مهربان در چشمانش می‌دید. این تضاد میان ظاهرِ سخت و باطنِ مهربان، رشتهٔ اصلی غزل است. حافظ در پایان پندی ماندگار می‌دهد: یار را به دنیا نفروش، چون آن‌که یوسف را به سکه‌ای قلب فروخت، سودی نبرد.

تعبیر این فال برای شما این است که به پشتِ ظاهر رفتارها نگاه کنید. ممکن است کسی در این روزها با شما سرد یا تند برخورد کند، ولی در دلش نظری مهربان داشته باشد. پیش از قضاوت، کمی صبر کنید و به نشانه‌های پنهان توجه کنید.

پیام مهم‌تر غزل، سنجیدن ارزش‌هاست. شاید میان یک فرصت مادی و یک پیوند انسانی باارزش مردد باشید. حافظ روشن می‌گوید که آدم‌های عزیز و دوستی‌های صادقانه را به هیچ قیمتی نباید معامله کرد. آنچه امروز سودمند به نظر می‌رسد، اگر به بهای از دست دادن دلی باشد، فردا مایهٔ پشیمانی است.

حال دل

دلتان میان دو خواسته مردد است؛ از خود بپرسید کدام یک سال‌ها بعد هم برایتان ارزشمند خواهد بود.

عشق و رابطه

رفتار تند عزیزتان همیشه نشانهٔ بی‌مهری نیست؛ با آرامش گفت‌وگو کنید تا مهری که پشت این ظاهر پنهان است، آشکار شود.

کار و آینده

در تصمیم‌های کاری، سود کوتاه‌مدت را به بهای از دست دادن اعتماد و همکاران خوب نخرید؛ روابط سالم سرمایهٔ بلندمدت شماست.