شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ جمعه ۶ آذر ۱۴۰۵

گر بود عمر به میخانه رسم بار دگربجز از خدمت رندان نکنم کار دگر
خرم آن روز که با دیده گریان برومتا زنم آب در میکده یک بار دگر
معرفت نیست در این قوم خدا را سببیتا برم گوهر خود را به خریدار دگر
یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناختحاش لله که روم من ز پی یار دگر
گر مساعد شودم دایره چرخ کبودهم به دست آورمش باز به پرگار دگر
عافیت می طلبد خاطرم ار بگذارندغمزه شوخش و آن طره طرار دگر
راز سربسته ما بین که به دستان گفتندهر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر
هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعتکندم قصد دل ریش به آزار دگر
بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاستغرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر
غزل شمارهٔ ۲۵۲

تعبیر فال

آرزوی شاعر در این غزل ساده است: اگر عمری باقی باشد، یک بار دیگر به میکده بازگردد و جز خدمت به اهل دل کاری نکند. از قومی گله دارد که قدر گوهر او را نمی‌دانند و می‌خواهد آن را نزد خریدار دیگری ببرد. با این حال، در عشق از وفاداری کوتاه نمی‌آید: اگر یار حق همنشینی دیرین را نشناخت، او هرگز به دنبال یار دیگری نمی‌رود. و در پایان خود را دلداری می‌دهد که در این بیابان تنها نیست و بسیاری پیش از او همین راه را رفته‌اند.

این فال برای شما از ارزشی سخن می‌گوید که گاهی در محیط کنونی دیده نمی‌شود. شاید احساس کنید تلاش‌ها و توانایی‌هایتان آن‌طور که شایسته است قدر نمی‌بیند. حافظ می‌گوید گوهرت را ارزان نفروش؛ اگر اینجا خریدار نیست، جای دیگری هست.

اما در پیوندهای قلبی، پیام غزل وفاداری است. عهد قدیم را به خاطر یک بی‌مهری کوتاه نشکنید. چرخ روزگار ممکن است با شما همراه شود و آنچه از دست رفته را دوباره به دست آورید؛ فقط امید و وقار خود را حفظ کنید.

حال دل

شما در این احساس تنها نیستید؛ بسیاری همین راه را رفته‌اند و به ساحل رسیده‌اند.

عشق و رابطه

به پیوند قدیمی وفادار بمانید؛ دلخوری امروز گذراست و فرصت ترمیم رابطه هنوز باقی است.

کار و آینده

اگر در جای فعلی قدر شما دانسته نمی‌شود، بی‌سروصدا به دنبال فرصتی بگردید که توانایی‌هایتان را ببیند.