شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

فال حافظ شنبه ۷ آذر ۱۴۰۵

ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمربازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
از دیده گر سرشک چو باران چکد رواستکاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر
این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن استدریاب کار ما که نه پیداست کار عمر
تا کی می صبوح و شکرخواب بامدادهشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر
دی در گذار بود و نظر سوی ما نکردبیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر
اندیشه از محیط فنا نیست هر که رابر نقطه دهان تو باشد مدار عمر
در هر طرف ز خیل حوادث کمین گهیستزان رو عنان گسسته دواند سوار عمر
بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدارروز فراق را که نهد در شمار عمر
حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهاناین نقش ماند از قلمت یادگار عمر
غزل شمارهٔ ۲۵۳

تعبیر فال

این غزل با تصویر باغ عمر آغاز می‌شود؛ باغی که با فروغ روی یار شکوفا بود و بی او بهارش فرو ریخت. حافظ می‌گوید روزگار مثل برق گذشت و اکنون این یکی دو دمی که فرصت دیدار هست، باید دریافت. او به خودش نهیب می‌زند که تا کی خوابِ خوش بامدادی؛ هشیار شو که اختیار عمر از دست می‌رود. و در پایان تنها یادگاری را که می‌ماند، سخن نیکی می‌داند که از قلم می‌تراود.

پیام این فال برای شما بیدارباش است. کاری را که مدت‌هاست به تعویق انداخته‌اید، یا حرفی را که باید به کسی بزنید، دیگر عقب نیندازید. فرصت‌ها مثل سوار شتابانی از کنار ما می‌گذرند و اگر لحظه را دریابیم، می‌توانیم افسارشان را بگیریم.

حافظ ناامید نیست؛ او از بازگشت یار سخن می‌گوید و دعوت می‌کند «بازآ». یعنی هنوز راه برگشت باز است. نیت شما هم اگر با اقدام به‌موقع همراه شود، به ثمر می‌نشیند. در کنار همه این‌ها، به فکر اثری ماندگار باشید؛ کاری نیک که نامتان را به خوبی زنده نگه دارد. هر روزی که با آگاهی زندگی شود، برگی سبز به درخت عمر اضافه می‌کند.

حال دل

از خواب غفلت بیرون بیایید؛ هشیاری امروز، حسرت فردا را کم می‌کند.

عشق و رابطه

اگر حرفی ناگفته در دل دارید، این یکی دو دم فرصت را دریابید و آن را با مهربانی بیان کنید.

کار و آینده

وقت دست به کار شدن است؛ فرصتی که پیش رو دارید منتظر نمی‌ماند، پس برنامه‌ریزی را به عمل تبدیل کنید.