ترامپ آماده آغاز تقابل تمامعیار با ایران است؟
دونالد ترامپ همزمان با باز گذاشتن مسیر مذاکره با ایران، تهدید نظامی و فشار اقتصادی را نیز حفظ کرده است؛ رویکردی که بیاعتمادی تهران را تشدید میکند. اختلاف اصلی فقط بر سر پرونده هستهای، موشکی و منطقهای نیست، بلکه دو طرف درباره ترتیب تعهدات و تضمینهای توافق نیز اختلاف دارند. با این حال، توافقی محدود و مرحلهای برای کاهش تنش همچنان میتواند راهی برای بازسازی اعتماد باشد.

فرارو- دونالد ترامپ بار دیگر درِ مذاکره با ایران را باز گذاشته، اما همزمان از هزینههای جنگ و آمادگی آمریکا برای تحمل این هزینهها سخن گفته است. او تأکید کرده واشنگتن همچنان برای گفتوگوی مستقیم با تهران آماده است، اما ادبیات او درباره جنگ نشان میدهد گزینه نظامی همچنان در محاسبات آمریکا حضور جدی دارد.
به گزارش فرارو، در سوی دیگر، مسعود پزشکیان میگوید مشکل اصلی ایران با آمریکا این است که هر بار مسیر مذاکره آغاز میشود، فشار و تهدید نیز ادامه پیدا میکند. از نگاه تهران، مذاکره در شرایطی که تحریمها، فشار اقتصادی و تهدید نظامی ادامه دارد، نمیتواند مبنای یک توافق پایدار باشد. به این ترتیب، مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که «آیا ایران و آمریکا مذاکره خواهند کرد؟»؛ بلکه پرسش مهمتر این است که دو طرف اصلاً مذاکره را به یک شکل تعریف میکنند یا خیر
ترامپ؛ مذاکره زیر سایه تهدید
ترامپ در اظهارات اخیر خود تلاش کرده تصویری از سیاستی ارائه دهد که در آن مذاکره و فشار دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند. او از یک سو میگوید آمریکا برای گفتوگوی مستقیم آماده است و از سوی دیگر، هزینههای احتمالی جنگ را در برابر دستاوردهای مورد انتظار قرار میدهد. این ادبیات میتواند بخشی از تلاش واشنگتن برای آمادهسازی افکار عمومی آمریکا در برابر ادامه فشار بر ایران باشد. تأکید بر اینکه هزینههای جنگ در برابر آنچه «امنیت جهان» خوانده میشود ناچیز است، در واقع تلاش برای توضیح این موضوع است که چرا دولت آمریکا حاضر است هزینههای اقتصادی و سیاسی تقابل را بپذیرد. اما همین سخنان در تهران میتواند معنای متفاوتی داشته باشد: اینکه پیشنهاد مذاکره آمریکا همچنان در کنار تهدید نظامی قرار گرفته و بنابراین نمیتوان آن را صرفاً یک ابتکار دیپلماتیک دانست.
چرا تهران به واشنگتن اعتماد ندارد؟
بیاعتمادی مهمترین مانع در مسیر مذاکرات است. ایران نگران است که حتی در صورت پذیرش توافق، آمریکا بار دیگر با استناد به مسائل جدید، فشار اقتصادی و سیاسی را از سر بگیرد. به همین دلیل، تهران پیش از ورود به یک مذاکره گستردهتر به دنبال تضمینهایی درباره رفع تحریمها، آزادسازی منابع مالی و کاهش فشار نظامی است.
در مقابل، واشنگتن میخواهد ایران پیش از دریافت امتیازات اساسی، درباره موضوعاتی مانند برنامه هستهای، توان موشکی و نقش منطقهای خود تعهداتی ارائه کند. این اختلاف، یک بنبست مهم ایجاد کرده است. آمریکا میگوید ابتدا باید تعهدات ایران روشن شود و سپس درباره امتیازات مذاکره شود؛ ایران نیز میگوید ابتدا باید تضمین شود که مذاکره به فشار بیشتر یا اقدام نظامی جدید منجر نخواهد شد.
تحریمها؛ حلقه فشار در حال گسترش
همزمان با این اختلاف سیاسی، آمریکا فشار اقتصادی علیه ایران را نیز تشدید کرده است. در مرحله جدید، هدف فقط نهادهای ایرانی نیستند؛ بلکه مؤسسات مالی و شرکتهای خارجی نیز در صورت همکاری با شبکههای مالی تحت تحریم ایران با خطر تحریم مواجه میشوند. هدف واشنگتن روشن است: افزایش هزینه همکاری اقتصادی با تهران تا جایی که بانکها و شرکتهای خارجی میان ادامه تعامل با ایران و حفظ دسترسی خود به نظام مالی آمریکا مجبور به انتخاب شوند. این سیاست میتواند دسترسی ایران به منابع مالی و مسیرهای تجاری را دشوارتر کند، اما به معنای بستهشدن کامل همه راههای اقتصادی ایران نیست.
در چنین شرایطی، نگاه تهران به چین و روسیه اهمیت زیادی دارد. ایران برای حفظ تجارت خارجی و کاهش اثر تحریمهای آمریکا به همکاری این دو کشور نیاز دارد، اما پکن و مسکو نیز منافع مستقلی دارند. آنها الزاماً حاضر نیستند تمام هزینه تقابل ایران و آمریکا را بپردازند. بنابراین، میزان حمایت آنها از تهران تابعی از روابطشان با واشنگتن، منافع اقتصادی و محاسبات ژئوپلیتیکی خودشان خواهد بود. این مسئله یکی از متغیرهای مهم در محاسبات آمریکا نیز محسوب میشود. هرچه واشنگتن بتواند همکاری اقتصادی ایران با شرکای خارجی را محدودتر کند، فشار تحریمها افزایش خواهد یافت.
مشکل ایران و آمریکا فقط اختلاف بر سر موضوعات مذاکره نیست؛ بلکه دو طرف حتی در روش رسیدن به توافق نیز اختلاف دارند. در روایت مطرحشده، آمریکا تمایل دارد ابتدا درباره اصول و چارچوب کلی توافق کند و سپس وارد جزئیات شود. ایران اما تلاش میکند ابتدا درباره جزئیات، تضمینها و نحوه اجرای تعهدات به تفاهم برسد و سپس به توافق کلی نزدیک شود. این تفاوت باعث میشود مذاکرات در همان مراحل ابتدایی گرفتار اختلاف شود. هر طرف نیز رفتار طرف مقابل را نوعی تلاش برای کسب امتیاز بیشتر یا خرید زمان تلقی میکند.
آیا توافق محدود هنوز ممکن است؟
یکی از معدود مسیرهای قابل تصور، حرکت مرحلهای است؛ یعنی دو طرف به جای تلاش برای حل همه اختلافات در یک توافق جامع، ابتدا بر سر کاهش تنش، امنیت مسیرهای دریایی، محدودیت برخی اقدامات و سازوکارهای اعتمادسازی به توافق برسند و سپس به سراغ مسائل پیچیدهتر بروند. چنین توافقی میتواند فضای لازم برای بازسازی اعتماد را ایجاد کند، اما همچنان مسئله تضمینها باقی خواهد ماند. تهران خواهان اطمینان از پایدار بودن توافق است و واشنگتن نیز به دنبال تعهداتی است که بتواند اجرای آنها را راستیآزمایی کند.
در نتیجه، دیپلماسی میان ایران و آمریکا هنوز از بین نرفته، اما زیر سنگینترین فشار ممکن قرار دارد. ترامپ همچنان مذاکره را بهعنوان یک گزینه باز نگه داشته، اما همزمان ابزارهای اقتصادی و نظامی را نیز روی میز حفظ کرده است. اکنون نقطه تعیینکننده این است که آیا دو طرف میتوانند پیش از آنکه فشارها به مرحلهای غیرقابل بازگشت برسد، درباره یک چارچوب حداقلی برای گفتوگو توافق کنند یا نه. اگر چنین چارچوبی شکل نگیرد، فاصله میان مذاکره و تقابل بیشتر خواهد شد؛ و در آن صورت، حتی یک توافق محدود برای کاهش تنش نیز ممکن است بهمراتب دشوارتر از گذشته شود.

دونالد ترامپ
دونالد ترامپ سیاستمدار و بازرگان آمریکایی و چهلوپنجمین و چهلوهفتمین رئیسجمهور ایالات متحده است؛ خروج از برجام، دستور حمله به قاسم سلیمانی، بمباران تأسیسات هستهای ایران در ۱۴۰۴ و آغاز جنگ ۲۰۲۶ با ایران از تصمیمهای مهم او دربارهٔ ایران است.
همهٔ ۷۶۷ خبر دونالد ترامپ ←نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.