یک روز بدون خودرو؛ کاهش مصرف بنزین یا انتقال پارکینگ وزارتخانه به پیادهروهای تهران؟
همزمان با افزایش نرخ سوم بنزین، طرح «یک روز بدون خودرو» با هدف کاهش و بهینهسازی مصرف سوخت به جریان افتاد؛ طرحی که قرار بود با استفاده از حملونقل عمومی از سوی کارکنان دولت، سهمی در مدیریت مصرف بنزین داشته باشد. اما چند هفته پس از آغاز اجرای آن، پرسش اصلی این است: آیا این طرح واقعاً به کاهش مصرف سوخت منجر شده یا فقط شکل و محل پارک خودروهای کارمندان را تغییر داده است؟

به گزارش خبرآنلاین، ماجرا از جایی آغاز شد که مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی در یک گفتوگوی تلویزیونی از اجرای طرح «یک روز بدون خودرو» خبر داد؛ طرحی که هدف آن کاهش و بهینهسازی مصرف سوخت عنوان شده بود. پس از آن، مسعود پزشکیان، رئیس دولت، چندین بار بر ضرورت اجرای این برنامه تأکید کرد تا سرانجام از اواخر شهریورماه، دستورالعمل اجرای آن در بسیاری از وزارتخانهها و نهادها ابلاغ شد.
بر اساس این دستورالعمل، از کارکنان خواسته شد یک روز در هفته از وسایل حملونقل عمومی استفاده کنند و خودروی شخصی خود را از خانه بیرون نیاورند. بهاینترتیب، تصاویر حضور وزیران و مدیران دولتی در مترو و اتوبوس، پیادهروی در مسیر محل کار و حتی استفاده از دوچرخه، به یکی از جلوههای رسانهای اجرای این طرح تبدیل شد.
اما در کنار این تصاویر، یک سؤال اساسی باقی مانده است: در عمل، اجرای طرح چه تغییری در خیابانهای اطراف وزارتخانهها ایجاد کرده و مهمتر از آن، چه میزان از مصرف بنزین کاسته است؟
وقتی پارکینگ وزارتخانه بسته میشود، پیادهروها چه سرنوشتی پیدا میکنند؟
نگاهی به اطراف برخی ساختمانهای دولتی، تصویر متفاوتی از اجرای طرح ارائه میدهد. برای نمونه، ساختمان مرکزی وزارت نفت پارکینگی با ظرفیت چندصد خودرو دارد؛ پارکینگی که در روزهای شنبه و همزمان با اجرای طرح، درهای آن بسته میشود. با این حال، خودروها و موتورسیکلتها از اطراف ساختمان ناپدید نمیشوند؛ بلکه بخشی از آنها به خیابانها و پیادهروهای مجاور منتقل میشوند.

در خیابانهای اطراف، از جمله محدوده خیابانهای حافظ و طالقانی، توقف خودروها و موتورسیکلتها در گوشه و کنار معابر، فضای حرکت عابران پیاده را محدود میکند. به این ترتیب، طرحی که قرار است به بهبود وضعیت تردد شهری و کاهش مصرف سوخت کمک کند، دستکم در برخی نقاط با مسئلهای دیگر همراه شده است: جابهجایی محل پارک خودروها از پارکینگهای اداری به معابر عمومی.
البته این مشاهده بهتنهایی برای قضاوت درباره کل طرح یا میزان موفقیت آن کافی نیست، اما پرسشی جدی درباره شیوه اجرا مطرح میکند. اگر خودروی کارمند بهجای پارکینگ وزارتخانه، در خیابانهای اطراف متوقف شود، آیا میتوان چنین وضعیتی را نشانه تحقق کامل هدف «یک روز بدون خودرو» دانست؟
از سوی دیگر، پارک خودرو در حاشیه معابر، در صورت قرار گرفتن در محدودههای ممنوعه، ممکن است به جریمه نیز منجر شود. در چنین شرایطی، این نگرانی مطرح است که نتیجه ملموس طرح برای برخی شهروندان، نه صرفهجویی قابلاندازهگیری در مصرف سوخت، بلکه محدودتر شدن فضای عمومی و افزایش احتمال جریمههای رانندگی باشد.
آمار کاهش مصرف بنزین کجاست؟
مهمترین معیار برای ارزیابی چنین طرحی، نه تصاویر منتشرشده از حضور مدیران در وسایل حملونقل عمومی و نه بسته بودن درهای پارکینگها، بلکه دادههای قابلاندازهگیری درباره نتایج آن است.
پس از گذشت چند هفته از آغاز اجرای طرح، انتشار آمار مقایسهای درباره مصرف بنزین در روزهای اجرای برنامه و روزهای مشابه پیش از آن میتواند به روشن شدن ابعاد واقعی ماجرا کمک کند. البته برای رسیدن به نتیجهای معتبر، باید عواملی مانند تغییرات حجم تردد، شرایط کاری، میزان استفاده از حملونقل عمومی و تفاوت روزهای هفته نیز در نظر گرفته شوند.
اگر آمارها از کاهش معنادار مصرف سوخت حکایت کنند، اطلاعرسانی شفاف درباره میزان صرفهجویی و نحوه محاسبه آن میتواند شهروندان را به همراهی بیشتر با طرح ترغیب کند. اما اگر کاهش مصرف قابلتوجهی ثبت نشده باشد، لازم است درباره اصلاح شیوه اجرا و تناسب هزینههای اجتماعی آن با دستاوردهای احتمالی بازنگری شود.
در واقع، شهروندان حق دارند بدانند اجرای یک سیاست عمومی که مستقیماً بر رفتوآمد روزانه کارکنان و وضعیت معابر شهری تأثیر میگذارد، چه نتیجهای به همراه داشته است. صرف اعلام اجرای یک برنامه یا انتشار تصاویر نمادین از همراهی مدیران، جای ارزیابی عملکرد و ارائه آمار را نمیگیرد.

کارمندان میان هزینه رفتوآمد و معیشت؛ سهم مردم از این طرح چیست؟
استفاده از حملونقل عمومی و کاهش وابستگی به خودروی شخصی، هدفی قابلدفاع در مدیریت مصرف سوخت و ترافیک شهری است؛ اما موفقیت چنین سیاستی به فراهم بودن زیرساختهای لازم و توجه به شرایط واقعی زندگی شهروندان بستگی دارد.
برای کارمندانی که با درآمد محدود زندگی میکنند و برخی از آنها پس از پایان ساعت اداری ناچارند برای تأمین هزینههای زندگی به شغل دوم روی بیاورند، هرگونه تغییر در برنامه رفتوآمد میتواند هزینه و دشواری تازهای ایجاد کند؛ بهویژه اگر مسیر خانه تا محل کار با شبکه حملونقل عمومی بهخوبی پوشش داده نشود یا دسترسی به وسایل عمومی زمان زیادی از روز آنها را بگیرد.
در چنین شرایطی، انتظار همراهی مردم با یک سیاست صرفهجویی زمانی واقعبینانهتر است که دولت نیز درباره نتایج آن شفاف باشد، مشکلات اجرایی را برطرف کند و هزینههای تحمیلشده به شهروندان را نادیده نگیرد.
طرح «یک روز بدون خودرو» برای آنکه از یک اقدام نمادین فراتر برود، به ارزیابی مستمر، انتشار آمار و اصلاح شیوه اجرا نیاز دارد. اگر هدف کاهش مصرف بنزین است، باید میزان تحقق این هدف مشخص شود؛ اگر قرار است تردد شهری نیز بهبود پیدا کند، نباید پیادهروها به محل جایگزین پارکینگهای اداری تبدیل شوند.
پرسش نهایی همچنان پابرجاست: آیا «یک روز بدون خودرو» توانسته مصرف بنزین را کاهش دهد یا در برخی نقاط، فقط خودروها را از پارکینگ وزارتخانهها به خیابانهای اطراف منتقل کرده است؟ پاسخ به این سؤال، بیش از هر تصویر و شعار تبلیغاتی، به آمار شفاف و بررسی میدانی نیاز دارد.
۴۷۴۷
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.