ترامپ میان جنگ و صندوق رأی؛ کدامیک را در اولویت قرار میدهد؟
جنگ ایران برای دونالد ترامپ از آزمون قدرت نظامی آمریکا فراتر رفته و به چالشی برای اقتصاد، آینده سیاسی او و سرنوشت ترامپیسم تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی، نگرانی بازارها، انتخابات میاندورهای کنگره و احتمال شکلگیری حباب مالی در بخش فناوری، محاسبات کاخ سفید را پیچیده کردهاند. در مقابل، ایران میتواند با حفظ توان بازدارندگی و تداوم مقاومت، هزینههای ادامه جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد.

فرارو- نور الدین اسکندر، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در روزنامه القدس العربی
به گزارش فرارو به نقل از المیادین، معضل راهبردی دونالد ترامپ دیگر صرفاً وادار کردن ایران به تسلیم نیست، بلکه چگونگی دستیابی به این هدف بدون تحمیل هزینهای سنگین بر اقتصاد آمریکاست. ازسرگیری جنگ ممکن است برای رئیسجمهور آمریکا ضرورتی سیاسی به نظر برسد، اما خطرهایی برای آینده سیاسی او، ترامپیسم و جایگاه جهانی آمریکا ایجاد میکند.
تناقض اصلی آن است که ترامپ برای حفظ موقعیت سیاسی و اقتصادی خود به پیروزی نیاز دارد، درحالیکه ایران لزوماً مجبور نیست در میدان نظامی بر آمریکا غلبه کند؛ کافی است مانع تحقق یک پیروزی قاطع و معتبر برای واشنگتن شود. آمریکا توانایی وارد کردن خسارت گسترده به زیرساختهای ایران را دارد، اما این برتری نظامی الزاماً به معنای توانایی جلوگیری از تبدیل جنگ به بحرانی اقتصادی در سطح بینالمللی نیست. تهران نیز میتواند مسیرهای انتقال نفت، گاز و تجارت در خلیج فارس را تهدید کند و زیرساختهای آمریکا و متحدانش را در منطقه در معرض خطر قرار دهد.
جنگ اکنون به آزمونی برای توانایی دولت ترامپ در حفظ قدرت خرید شهروندان، مهار قیمت انرژی و اطمینانبخشی به بازارها تبدیل شده است. افزایش قیمت نفت مستقیماً هزینه سوخت را بالا میبرد و میتواند نارضایتی عمومی از دولت را تشدید کند. بنابراین، وادار کردن ایران به عقبنشینی ممکن است پیروزی سیاسی بزرگی باشد، اما اگر به جنگی فرسایشی یا اختلال گسترده در عرضه انرژی منجر شود، همان پیروزی میتواند زمینهساز شکست اقتصادی باشد.
انتخابات میاندورهای؛ انگیزهای برای تشدید جنگ
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره در سوم نوامبر، فضای تصمیمگیری ترامپ محدودتر میشود. تشدید نظامی ممکن است قیمت نفت را افزایش دهد، بازارها را تحت فشار قرار دهد و نگرانی رأیدهندگان را تشدید کند. در مقابل، عقبنشینی بدون دستیابی به نتیجهای روشن ممکن است بهعنوان ناتوانی در تحمیل اراده آمریکا بر رقیبی ضعیفتر از نظر نظامی تلقی شود.
ازاینرو، حمله نظامی پیش یا پس از انتخابات میتواند از منظر سیاسی جذاب باشد، حتی اگر ضرورت راهبردی روشنی نداشته باشد. ترامپ پیش از انتخابات به اقدامی نیاز دارد که تصویر رهبری مقتدر را تقویت کند. پس از انتخابات نیز ممکن است، بهویژه در صورت حفظ موقعیت جمهوریخواهان، آزادی عمل بیشتری داشته باشد؛ هرچند نویسنده این احتمال را با توجه به روندهای کنونی کمتر محتمل میداند. از سوی دیگر، شکست جمهوریخواهان میتواند ترامپ را به تشدید تنش برای بازپسگیری ابتکار عمل سوق دهد یا توانایی او را برای گسترش جنگ محدود کند.
بررسی گزینههای نظامی و دشواری توافق
گزارش مجله «آتلانتیک» درباره بررسی گزینههای تازه نظامی علیه ایران، در این چارچوب اهمیت دارد. بر اساس این گزارش، گزینههای نظامی در دولت ترامپ بازبینی میشوند، برنامهریزی در فرماندهی مرکزی آمریکا ادامه دارد و احتمال حمله پیش از انتخابات بررسی شده است؛ درحالیکه گزینههای تشدید گستردهتر پس از انتخابات نیز مطرح هستند.
نکته مهم، پیوند میان برنامهریزی نظامی و نیاز دولت به نمایش پیشرفت سیاسی و کاهش قیمت سوخت است؛ گویی پنتاگون باید علاوه بر دستیابی به نتیجه نظامی، تصویری از پیروزی تولید کند که در رقابت انتخاباتی قابل استفاده باشد. بااینحال، داشتن برنامه نظامی به معنای تصمیم قطعی برای اجرای آن نیست. ادامه ارتباطات غیرمستقیم و پیشنهادهای میانجیگری نیز نشان میدهد که مسیر توافق کاملاً بسته نشده است، هرچند دستیابی به توافقی جامع دشوار به نظر میرسد. ایران نمیتواند بهآسانی توافقی را بپذیرد که تسلیم تلقی شود و ترامپ نیز نمیتواند توافقی را بهسادگی پیروزی معرفی کند که چنین تصویری نداشته باشد.
راهبرد ایران؛ مقاومت و استفاده از زمان
اگر ایران بتواند طی ماههای آینده بدون فروپاشی اقتصادی داخلی یا از دست دادن کامل توان بازدارندگی مقاومت کند، ممکن است به دستاوردی راهبردی فراتر از نتایج مستقیم نظامی برسد. هدف تهران برقراری موازنه قدرت با آمریکا نیست، بلکه حفظ توان تهدیدی است که ادامه جنگ را پرهزینهتر از پایان دادن به آن کند.
ایران برای ایجاد بازدارندگی لزوماً به نابودی کامل صنعت نفت منطقه نیاز ندارد؛ کافی است نگرانی درباره تولید و صادرات انرژی را زنده نگه دارد، هزینه بیمه و حملونقل را افزایش دهد و خطر نظامی را به عاملی پایدار در افزایش قیمت انرژی تبدیل کند. بااینحال، حمله به زیرساختهای کشورهای خلیج فارس ممکن است مشارکت آنها در جنگ را گسترش دهد و به واشنگتن بهانههای بیشتری برای نابودی ظرفیتهای حیاتی ایران بدهد. بنابراین، توانایی آسیب رساندن به اقتصاد جهانی با توانایی کنترل پیامدهای آن یکسان نیست.
بحران اقتصادی و حباب احتمالی هوش مصنوعی
ترامپ هشدار داده است که پیروزی دموکراتها میتواند به بحرانی اقتصادی مشابه فروپاشی سال ۱۹۲۹ منجر شود. این موضع، از دیدگاه نویسنده، علاوه بر کارکرد انتخاباتی، به رقابت بر سر تعیین مسئولیت بحران احتمالی مربوط است. اگر اقتصاد بهبود یابد، ترامپیسم میتواند آن را پیروزی خود معرفی کند؛ اما اگر پس از پیروزی دموکراتها شرایط وخیمتر شود، امکان نسبت دادن مسئولیت بحران به آنها فراهم خواهد شد، حتی اگر ریشههای آن پیش از انتخابات شکل گرفته باشد.
همزمان، اقتصاد آمریکا با آسیبپذیری دیگری در بخش فناوری مواجه است. خوشبینی مالی گسترده به هوش مصنوعی بر این انتظار استوار است که این فناوری موجی بیسابقه از افزایش بهرهوری ایجاد کند و سرمایهگذاریهای عظیم را توجیه سازد. بااینحال، اگر ارزشگذاری شرکتها از توانایی آنها برای تولید سود فراتر برود، امکان شکلگیری حباب مالی وجود دارد.
اظهارات ایلان ماسک درباره احتمال اختیاری شدن کار و بیاهمیت شدن پول طی ۱۰ تا ۲۰ سال آینده نیز پیشبینی شخصی اوست، نه واقعیتی اقتصادی که اثبات شده باشد. اگر افت شدید ارزشگذاری شرکتهای فناوری با شوک نفتی و تورم بالا همزمان شود، فشار بر بازارها و اقتصاد آمریکا میتواند افزایش یابد.
انتخابات آمریکا و آینده تقابل با ایران
پیروزی دموکراتها لزوماً به تغییر فوری سیاست خارجی آمریکا منجر نمیشود، اما ممکن است توانایی ترامپ برای پیشبرد برنامههایش را کاهش دهد و کنگره را به نهادی فعالتر در بررسی تصمیمها و محدود کردن طرحهای او تبدیل کند. برای اروپاییها، این وضعیت میتواند فرصتی برای بازگرداندن بخشی از توازن به روابط فراآتلانتیکی باشد. ایران نیز ممکن است تضعیف سیاسی ترامپ در نتیجه انتخابات را عاملی برای تغییر محاسبات واشنگتن درباره ادامه جنگ بداند؛ درحالیکه روسیه و چین تحولات را از منظر آینده موقعیت راهبردی آمریکا دنبال خواهند کرد.
بااینهمه، شکست ترامپ لزوماً به معنای پیروزی خودکار رقبای او نیست و مقاومت ایران نیز تضمینی برای صلح نزدیک محسوب نمیشود. مسئله اصلی این است که آیا تهران میتواند با ادامه مقاومت، هزینههای جنگ را افزایش دهد و آیا پروژهای سیاسی که با وعده بازگرداندن اقتدار و رونق اقتصادی آمریکا شکل گرفته، در نهایت به فرسایش همان رونق منجر خواهد شد.

دونالد ترامپ
دونالد ترامپ سیاستمدار و بازرگان آمریکایی و چهلوپنجمین و چهلوهفتمین رئیسجمهور ایالات متحده است؛ خروج از برجام، دستور حمله به قاسم سلیمانی، بمباران تأسیسات هستهای ایران در ۱۴۰۴ و آغاز جنگ ۲۰۲۶ با ایران از تصمیمهای مهم او دربارهٔ ایران است.
همهٔ ۱٬۵۴۵ خبر دونالد ترامپ ←نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.