بیستون از گنجینه تاریخ تا مقصد جهانی گردشگری؛ میراثی که هنوز دیده نشده
کرمانشاه- مجموعه جهانی بیستون با کتیبه داریوش، فرهادتراش و کاروانسرای عباسی، ظرفیتی کمنظیر برای توسعه گردشگری دارد؛ ظرفیتی که شکوفایی آن به روایتگری حرفهای و مدیریت یکپارچه وابسته است.

خبرگزاری مهر، گروه استانها- کوثر یاوری: استان کرمانشاه بخشی از هویت تاریخی و تمدنی ایران را در دل کوهها، سنگنوشتهها، بناهای باستانی و مسیرهای کهن ارتباطی خود جای داده است؛ سرزمینی که آثار بهجامانده از دورههای گوناگون، نهتنها روایتگر تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران، بلکه نشاندهنده پیوند دیرینه انسان با طبیعت، تجارت، سفر و ارتباطات میان تمدنهاست. در میان این گنجینه تاریخی، مجموعه جهانی بیستون جایگاهی ممتاز دارد؛ محوطهای که ارزش آن از یک اثر شاخص فراتر میرود و مجموعهای از شواهد تاریخی، باستانشناختی و فرهنگی را در خود جای داده است.
کتیبه و نقشبرجسته داریوش هخامنشی، فرهادتراش، بقایای آثار تاریخی و کاروانسرای عباسی، هرکدام بخشی از روایت گسترده بیستون را شکل میدهند. این مجموعه از یکسو امکان شناخت تاریخ سیاسی ایران باستان و تحولات دوره هخامنشی را فراهم میکند و از سوی دیگر، با نمایش استمرار اهمیت ارتباطی این منطقه در دورههای مختلف، تصویری چندلایه از تاریخ و تمدن ایران پیش روی بازدیدکنندگان قرار میدهد.
جایگاه بیستون تنها به ارزش تاریخی و باستانشناختی آن محدود نیست. ثبت این محوطه در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال ۲۰۰۶، اهمیت بینالمللی آن را به رسمیت شناخت و فرصتی فراهم آورد تا این گنجینه تاریخی در چارچوب میراث مشترک بشری بیش از گذشته معرفی شود. چنین جایگاهی، در کنار ظرفیتهای طبیعی و فرهنگی استان کرمانشاه، میتواند زمینهساز تقویت گردشگری فرهنگی، افزایش حضور گردشگران داخلی و خارجی و رونق فعالیتهای اقتصادی مرتبط با این صنعت باشد.
با این حال، ثبت جهانی یک اثر بهتنهایی تضمینکننده تبدیل آن به مقصدی موفق و ماندگار برای گردشگران نیست. میان شهرت تاریخی یک محوطه و کیفیت تجربهای که بازدیدکننده در آن به دست میآورد، فاصلهای وجود دارد که با مدیریت علمی، معرفی دقیق، خدمات مناسب و برنامهریزی هدفمند باید پر شود. گردشگری که به بیستون سفر میکند، نباید صرفاً از کنار چند اثر تاریخی عبور کند و با ثبت چند تصویر به مسیر خود ادامه دهد؛ بلکه باید بتواند ارتباط میان آثار، بستر طبیعی، مسیرهای تاریخی و تحولات تمدنی را درک کند و با شناختی عمیقتر از این میراث خارج شود.
در این میان، حفاظت از اصالت و تمامیت محوطه، شرط اساسی توسعه گردشگری بیستون است. آثار سنگی و تاریخی در برابر عواملی مانند نفوذ آب، تغییرات دما، فرسایش و برخی مداخلات انسانی آسیبپذیرند و حفاظت از آنها به پایش مستمر، مستندسازی علمی، تأمین اعتبار پایدار و پرهیز از اقدامات مقطعی نیاز دارد. توسعه زیرساختها و خدمات گردشگری نیز باید بهگونهای انجام شود که ضمن پاسخگویی به نیازهای بازدیدکنندگان، به منظر تاریخی و ارزشهای جهانی این مجموعه آسیبی وارد نکند.
از سوی دیگر، بهرهگیری از ظرفیت بیستون میتواند فراتر از محدوده محوطه تاریخی، فرصتهای تازهای برای جامعه محلی ایجاد کند. پیوند دادن این مجموعه با سایر جاذبههای تاریخی و طبیعی کرمانشاه، توسعه مسیرهای گردشگری، تقویت فعالیت راهنمایان متخصص، حمایت از کسبوکارهای بومی و افزایش کیفیت خدمات اقامتی و پذیرایی، زمینه را برای ماندگاری بیشتر گردشگران و توزیع منافع اقتصادی در منطقه فراهم میکند.
بیستون امروز در نقطه تلاقی دو ضرورت مهم قرار دارد؛ از یک طرف، حفاظت از میراثی با ارزش جهانی و از طرف دیگر، بهرهگیری مسئولانه از ظرفیتهای آن برای توسعه گردشگری و اقتصاد محلی. دستیابی به این هدف، بیش از هر چیز به برنامهای یکپارچه نیاز دارد که در آن حفاظت، معرفی، خدمات گردشگری، سرمایهگذاری و مشارکت مردم منطقه در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ برنامهای که بتواند بیستون را از جاذبهای برای بازدید کوتاه به مقصدی برای شناخت عمیق تاریخ و فرهنگ ایران تبدیل کند.
در همین راستا، مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون و یک مدرس و راهنمای گردشگری در گفتوگو با خبرنگار مهر، از ابعاد تاریخی این مجموعه، ضرورت حفاظت پایدار، چالشهای معرفی میراث و راهکارهای ارتقای تجربه گردشگران سخن گفتهاند؛ موضوعاتی که نشان میدهد آینده بیستون، هم به حفظ آنچه از گذشته به ارث رسیده و هم به کیفیت تصمیمهایی وابسته است که امروز برای معرفی و مدیریت این سرمایه ملی اتخاذ میشود.
بیستون؛ میراث جهانی با مسئولیتی فراتر از حفاظت از آثار
صامت اجرایی، مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون، در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به جایگاه تاریخی و باستانشناختی این مجموعه اظهار کرد: بیستون را باید یکی از مهمترین محوطههای تاریخی ایران برای شناخت پیوستگی و تحول تمدن در فلات ایران دانست. اهمیت این مجموعه تنها به یک اثر یا یک دوره تاریخی محدود نمیشود، بلکه تنوع آثار، شواهد باستانشناختی، موقعیت جغرافیایی و استمرار استفاده انسان از این پهنه در دورههای مختلف، ارزش آن را دوچندان کرده است.
وی افزود: سنگنوشته و نقشبرجسته داریوش هخامنشی، شاخصترین اثر این مجموعه و یکی از مهمترین اسناد تاریخ سیاسی ایران باستان است. در کنار آن، آثار و شواهد متعلق به دورههای مختلف، از جمله دورههای پیشاتاریخی و تاریخی، امکان مطالعه تحولات سکونت، ارتباطات، باورها، هنر و شیوههای زندگی انسان را فراهم میکنند.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون تصریح کرد: موقعیت جغرافیایی این محوطه نیز در اهمیت آن نقش اساسی دارد. بیستون در پیوند با مسیرهای تاریخی ارتباطی قرار گرفته و در طول زمان شاهد رفتوآمد انسانها، انتقال اندیشهها و شکلگیری مناسبات فرهنگی بوده است. از این منظر، بیستون صرفاً مجموعهای از بناها و آثار منفرد نیست، بلکه پهنهای تاریخی و فرهنگی است که ارتباط میان آثار، بستر طبیعی و منظر آن نیز باید در حفاظت و معرفی مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به ثبت جهانی بیستون در سال ۲۰۰۶ بر اساس معیارهای دوم و سوم میراث جهانی یونسکو گفت: این ثبت نشاندهنده اهمیت فراتر از مرزهای ملی محوطه است و بیان میکند که ارزشهای بیستون نهتنها برای ایران، بلکه برای شناخت تاریخ و تمدن بشری اهمیت دارند. از نگاه مدیریتی، مسئولیت ما این است که این ارزشها را بهدرستی شناسایی، مستند، حفاظت و معرفی کنیم تا نسلهای آینده نیز بتوانند از شواهد اصیل تاریخی این محوطه برای شناخت گذشته و فهم بهتر تحولات تمدنی بهره ببرند.
کتیبه داریوش؛ سندی جهانی از تاریخ سیاسی ایران
صامت اجرایی در تشریح جایگاه کتیبه داریوش اظهار کرد: سنگنوشته داریوش یکی از مهمترین اسناد دستاول برای مطالعه تاریخ سیاسی دوره هخامنشی است. این کتیبه در آغاز حکومت داریوش اول و در بستر منازعات سیاسی و شورشهایی که در روایت رسمی شاه بازتاب یافتهاند، شکل گرفته است. متن کتیبه، روایت داریوش از چگونگی دستیابی به قدرت، مقابله با مدعیان و شورشها و تثبیت فرمانروایی خود را ارائه میکند.
وی ادامه داد: در مطالعه علمی این اثر باید توجه داشت که کتیبه، روایت رسمی پادشاه از رویدادهاست؛ بنابراین ارزش آن زمانی بهدرستی درک میشود که در کنار سایر شواهد تاریخی و با رویکرد انتقادی مورد بررسی قرار گیرد.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون سهزبانه بودن کتیبه را از ویژگیهای مهم آن دانست و گفت: نگارش متن به سه زبان میخی فارسی باستان، ایلامی و بابلی، نقش مهمی در شناخت زبانها و خطوط باستانی و روند رمزگشایی خط میخی داشته است. از این رو، اهمیت کتیبه داریوش تنها به تاریخ سیاسی ایران محدود نمیشود، بلکه در تاریخ مطالعات زبانشناسی، تاریخنگاری و شناخت تمدنهای باستانی نیز جایگاهی برجسته دارد.
وی افزود: این اثر اطلاعات ارزشمندی درباره جغرافیای سیاسی، ساختار قدرت، شیوه مشروعیتبخشی به فرمانروایی، نظام فکری و ایدئولوژی شاهنشاهی و مناسبات میان قدرت سیاسی و باورهای دینی در دوره هخامنشی ارائه میکند. ترکیب متن و تصویر در این اثر نیز امکان مطالعه ارتباط میان نوشتار، هنر و پیام سیاسی را فراهم میسازد.
صامت اجرایی با تأکید بر ضرورت حفاظت علمی از این کتیبه بیان کرد: ارزش این اثر ایجاب میکند که هرگونه مداخله یا برنامه مربوط به دسترسی و معرفی آن، بر پایه مطالعات تخصصی، مستندسازی دقیق و ارزیابی پیامدهای احتمالی انجام شود. هدف باید حفظ اثر با کمترین مداخله ضروری و بیشترین پشتوانه علمی برای نسلهای آینده باشد.
حفاظت از بیستون؛ ضرورت عبور از مرمت مقطعی
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون در پاسخ به پرسشی درباره مهمترین چالشهای حفاظت و نگهداری این مجموعه اظهار کرد: حفاظت از بیستون با مجموعهای از عوامل طبیعی، محیطی، انسانی و مدیریتی ارتباط دارد. به دلیل گستردگی محوطه و تنوع آثار، نمیتوان یک نسخه واحد برای حفاظت از همه بخشها در نظر گرفت. هر اثر با توجه به جنس مصالح، شرایط زمینشناختی، میزان مواجهه با عوامل محیطی، سابقه مداخلات و وضعیت کنونی، به ارزیابی و برنامه حفاظتی متناسب با خود نیاز دارد.
وی بارندگی و نفوذ آب را از مهمترین عوامل بالقوه آسیبرسان به آثار سنگی و معماری دانست و افزود: آب میتواند از طریق ترکها و ناپیوستگیها وارد مصالح شود و در صورت وجود شرایط مناسب، زمینه جابهجایی املاح، تغییرات فیزیکی، تضعیف سطوح و تشدید فرسایش را فراهم کند. در برخی شرایط نیز چرخههای تر و خشکشدن میتوانند به تخریب تدریجی مصالح کمک کنند.
صامت اجرایی ادامه داد: تغییرات دما، تابش خورشید، باد، رشد عوامل زیستی و ویژگیهای زمینشناختی نیز ممکن است در فرایند فرسایش نقش داشته باشند. شدت و سازوکار اثرگذاری هر عامل باید بر اساس بررسیهای تخصصی مشخص شود؛ زیرا نسبت دادن هر آسیب به یک عامل مشخص، بدون شواهد کافی، ممکن است به انتخاب راهکار حفاظتی نامناسب منجر شود.
وی فشار ناشی از حضور بازدیدکنندگان، رفتارهای آسیبزا، توسعه زیرساختها، تغییرات کاربری پیرامونی و محدودیت منابع انسانی و مالی را از دیگر موضوعات مؤثر بر مدیریت محوطه برشمرد و گفت: راهکار اصلی، حرکت از حفاظت واکنشی به حفاظت پیشگیرانه است. نباید منتظر بمانیم تا آسیب به مرحله بحرانی برسد و سپس برای مرمت آن اقدام کنیم؛ بلکه باید عوامل خطر را بهموقع شناسایی، روند تغییرات را پایش و اقدامات متناسب را پیش از گسترش آسیب اجرا کنیم.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون با تأکید بر ضرورت تهیه پرونده حفاظتی برای آثار اولویتدار اظهار کرد: ثبت منظم وضعیت موجود، بازدیدهای دورهای، کنترل عوامل آسیب و تخصیص اعتبار بر اساس میزان خطر و اهمیت هر اثر، از الزامات این رویکرد است.
وی درباره ارزیابی وضعیت مرمت آثار نیز گفت: ارزیابی حفاظت در یک محوطه میراث جهانی باید بر پایه دادههای مستند و قابلمقایسه انجام شود. تعداد پروژههای مرمتی یا میزان اعتبار هزینهشده، بهتنهایی معیار کافی برای سنجش موفقیت نیست. پرسش اصلی این است که آیا اقدامات انجامشده توانستهاند عوامل آسیب را کنترل کنند و آیا نتایج آنها در طول زمان پایدار مانده است؟
صامت اجرایی افزود: استمرار مستندسازی و پایش آثار، بهویژه بخشهای حساس و آسیبپذیر، اهمیت ویژهای دارد. برای هر اثر اولویتدار باید وضعیت پایه مشخص باشد و اطلاعات جدید بهگونهای ثبت شود که امکان مقایسه آن با دورههای قبل وجود داشته باشد.
وی با اشاره به اهمیت موضوع نفوذ آب در پشت سنگنوشته و نقشبرجسته داریوش تصریح کرد: این مسئله که در اسناد رسمی یونسکو نیز مورد توجه قرار گرفته است، ضرورت پیگیری علمی و مستمر راهکارهای حفاظتی را نشان میدهد. مطالعات تخصصی، ارزیابی اثربخشی اقدامات پیشین و پایش منظم باید در این زمینه دنبال شود.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون تکمیل پروندههای حفاظتی، تهیه نقشههای آسیب، ثبت تصویری منظم، تعیین اولویت مداخلات بر اساس ارزیابی ریسک، توسعه پایش محیطی و آسیبشناختی، ارزیابی مستقل پروژههای مهم مرمتی و مستندسازی کامل اقدامات را از نیازهای اصلی این مجموعه برشمرد.
وی خاطرنشان کرد: برنامه نگهداری پیشگیرانه باید تقویت شود تا آسیبهای کوچک پیش از گسترش شناسایی و برطرف شوند. همچنین لازم است برنامه مدیریت محوطه متناسب با شرایط امروز بازنگری و به سندی اجرایی با مسئولیتهای مشخص، زمانبندی، بودجه و شاخصهای ارزیابی تبدیل شود. اصل اساسی این است که مرمت نباید اقدامی مقطعی تلقی شود، بلکه باید بخشی از چرخه مستمر شناخت، حفاظت، پایش و ارزیابی باشد.
تأمین اعتبار و فناوریهای نوین؛ دو ضرورت مدیریت علمی بیستون
صامت اجرایی درباره تناسب اعتبارات و امکانات با وسعت و اهمیت بیستون اظهار کرد: برای پاسخ دقیق به این پرسش باید میان اعتبار مصوب، اعتبار تخصیصیافته و منابعی که عملاً هزینه شدهاند تفاوت قائل شد. همچنین لازم است حجم نیازهای حفاظتی، پروژههای نیمهتمام، هزینه نگهداری آثار و نیازهای نیروی انسانی بهصورت مستند بررسی شود. بدون چنین مقایسهای، ارائه یک عدد قطعی درباره میزان کمبود اعتبار نمیتواند مبنای مناسبی برای تصمیمگیری باشد.
وی افزود: مدیریت محوطهای گسترده با اهمیت جهانی به برنامه مالی متناسب با نیازهای واقعی حفاظت و نگهداری نیاز دارد. اعتبار موردنیاز نباید صرفاً بر اساس تعداد پروژههای پیشنهادی تعیین شود، بلکه باید بر پایه اولویت خطرها و ضرورت جلوگیری از آسیبهای برگشتناپذیر تخصیص یابد.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون تأکید کرد: نخست باید منابع لازم برای کنترل تهدیدهای فوری آثار آسیبپذیر و حفاظت از آثار شاخص تأمین شود. پس از آن، نگهداری پیشگیرانه، مستندسازی و پایش علمی، ایمنی بازدیدکنندگان، تقویت نیروی انسانی متخصص و بهبود زیرساختهای ضروری باید در دستور کار قرار گیرد.
وی تهیه گزارش شکاف منابع و نیازهای حفاظتی بیستون را راهکاری برای تصمیمگیری دقیقتر دانست و گفت: چنین گزارشی باید نیازهای مالی هر اقدام، فوریت اجرا، پیامد تأخیر، وضعیت تأمین اعتبار و شاخص نتیجه را مشخص کند تا تخصیص منابع بر اساس شواهد و اولویتهای واقعی انجام شود.
صامت اجرایی ادامه داد: امکان تعریف برنامههای چندساله و ایجاد همکاریهای پژوهشی و تخصصی با دانشگاهها و مراکز علمی نیز باید بررسی شود. حفاظت از میراث جهانی نباید هر سال با تغییر شرایط مالی از نقطه صفر آغاز شود، بلکه باید از یک برنامه مستمر و قابلپیگیری برخوردار باشد.
وی در ادامه، ثبت جهانی را تعهدی فراتر از کسب یک عنوان افتخارآمیز توصیف کرد و افزود: این ثبت، مسئولیت حفاظت از ارزشهای برجسته جهانی محوطه را در چارچوب کنوانسیون میراث جهانی و دستورالعملهای اجرایی مرتبط برجسته میکند. در مورد بیستون، این مسئولیت شامل حفاظت از اصالت و تمامیت محوطه، جلوگیری از آسیب به ارزشهای جهانی، مدیریت فشارهای توسعهای، پایش مستمر وضعیت آثار و ارائه گزارشهای لازم درباره وضعیت حفاظت است.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون تصریح کرد: تحقق این مسئولیت صرفاً بر عهده مدیریت مستقیم پایگاه نیست و به هماهنگی میان نهادهای مسئول میراث فرهنگی، مدیریت استان، دستگاههای مرتبط با توسعه و زیرساخت، نهادهای علمی و جامعه محلی نیاز دارد.
وی با تأکید بر ضرورت تعیین اهداف روشن و قابلاندازهگیری برای برنامه مدیریت محوطه گفت: نظام پایش و مستندسازی باید امکان تشخیص تغییرات و پاسخگویی بهموقع را فراهم کند، منابع مالی و انسانی باید متناسب با نیازهای واقعی باشد و هر طرحی که احتمال اثرگذاری بر ارزشهای جهانی محوطه را دارد، پیش از تصمیمگیری نهایی باید از نظر پیامدهای حفاظتی ارزیابی شود.
صامت اجرایی افزود: گزارشهای مدیریتی نباید صرفاً به اسناد اداری محدود شوند، بلکه باید نشان دهند چه اقداماتی انجام شده، چه خطرهایی کنترل شدهاند، چه مشکلاتی باقی ماندهاند و برای رفع آنها چه تصمیمهایی لازم است. ثبت جهانی زمانی به نتیجه واقعی میرسد که الزامات آن در تصمیمهای روزمره، برنامههای توسعه، بودجهریزی و نحوه بهرهبرداری از محوطه منعکس شود.
وی با اشاره به نقش فناوریهای نوین در حفاظت از میراث تاریخی اظهار کرد: فناوریهای جدید فرصت مهمی برای ارتقای کیفیت مستندسازی و حفاظت فراهم کردهاند، اما فناوری بهتنهایی هدف نیست. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که به شناخت بهتر اثر، تشخیص دقیقتر آسیب، کاهش عدمقطعیت و اتخاذ تصمیم حفاظتی مناسب منجر شود.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون افزود: توسعه مستندسازی دیجیتال از طریق عکاسی تخصصی، فتوگرامتری، مدلسازی سهبعدی، نقشهبرداری دقیق و سامانه اطلاعات جغرافیایی میتواند امکان ثبت وضعیت آثار و مقایسه تغییرات در طول زمان را فراهم کند. استفاده از حسگرهای محیطی در نقاطی که ضرورت علمی آن تأیید شده است نیز میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره شرایط محیطی و ارتباط آن با روندهای آسیب ارائه دهد.
وی ادامه داد: تصویربرداری حرارتی و روشهای نوین تحلیل تصویر نیز در صورت طراحی درست مطالعه و تأیید میدانی میتوانند به بررسی برخی ناهنجاریها کمک کنند. هوش مصنوعی نیز ظرفیتهایی برای تحلیل تصاویر، شناسایی اولیه الگوهای آسیب، دستهبندی دادهها و مدیریت حجم بالای اطلاعات دارد؛ با این حال، نتایج این ابزارها باید توسط متخصصان بررسی و تأیید شوند و خروجی الگوریتم بهتنهایی نباید مبنای تصمیم مرمتی قرار گیرد.
صامت اجرایی با اشاره به ضرورت توسعه پژوهشهای باستانشناسی بیان کرد: مطالعات مربوط به توالی دورههای استقرار، ارتباط آثار با مسیرهای تاریخی، شناخت فناوریهای ساخت، مطالعات کتیبهشناسی و بررسی ارتباط میان بستر طبیعی و تحولات تاریخی میتوانند به تکمیل شناخت ما از بیستون کمک کنند.
وی تدوین برنامه پژوهشی میانمدت را ضروری دانست و گفت: در چنین برنامهای باید موضوعات اولویتدار، خلأهای دانشی، نهادهای همکار، روشهای پژوهش، خروجیهای مورد انتظار و نحوه استفاده از نتایج در مدیریت محوطه مشخص باشد. هدف نهایی، ایجاد نظامی دانشمحور است که در آن اطلاعات باستانشناختی، مستندات حفاظتی و دادههای محیطی در کنار یکدیگر قرار گیرند و به تصمیمگیری دقیقتر برای حفاظت از میراث جهانی کمک کنند.
توسعه پیرامون بیستون باید با ارزشهای تاریخی آن سازگار باشد
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون در بخش دیگری از گفتوگو با خبرنگار مهر، با اشاره به ضرورت حفاظت از منظر تاریخی محوطه اظهار کرد: بیستون را نمیتوان صرفاً در محدوده فیزیکی چند اثر تاریخی خلاصه کرد. منظر، بستر طبیعی، ارتباط میان آثار، مسیرهای دسترسی و زمینه تاریخی پیرامونی نیز در درک ارزشهای این محوطه نقش دارند. بنابراین هر برنامه توسعهای که بر این مؤلفهها اثر بگذارد، باید با دقت بررسی شود.
وی افزود: ساختوسازهای نامتناسب، تغییر خط آسمان، استقرار تأسیسات در نقاط حساس، تغییر الگوی زهکشی، افزایش فشار ترافیکی و گردشگری یا توسعه فعالیتهایی که با ماهیت تاریخی و فرهنگی محوطه سازگار نیستند، میتوانند به منظر و شرایط حفاظتی آن آسیب برسانند. گاهی نیز چند پروژه که هرکدام بهتنهایی تأثیر محدودی دارند، در مجموع پیامد قابلتوجهی ایجاد میکنند؛ به همین دلیل، بررسی آثار تجمعی اهمیت زیادی دارد.
صامت اجرایی تصریح کرد: حفاظت از میراث و توسعه منطقه را نباید دو هدف متعارض و غیرقابلجمع تلقی کرد. مسئله اصلی، هدایت توسعه بهگونهای است که ضمن پاسخگویی به نیازهای اقتصادی و اجتماعی منطقه، ارزشهای برجسته جهانی بیستون تضعیف نشوند.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به محدوده اثر، حریم مصوب و منظر گستردهتر محوطه گفت: پروژههای بالقوه اثرگذار باید پیش از تصویب نهایی از نظر پیامدهای بصری، کالبدی، محیطی، باستانشناختی و آثار تجمعی ارزیابی شوند. بررسی گزینههای جایگزین، تغییر مکان یا طراحی پروژه و تعیین اقدامات کاهشی نیز باید بخشی از این فرایند باشد.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون، ایجاد سازوکار هماهنگی میان پایگاه میراث جهانی، ادارهکل میراث فرهنگی استان، استانداری، دستگاههای مسئول زیرساخت و مدیریت محلی را ضروری دانست و افزود: این هماهنگی باید از مرحله برنامهریزی آغاز شود، نه زمانی که طرح وارد مرحله اجرا شده و اصلاح آن دشوار یا پرهزینه شده است.
وی در ادامه به موضوع معرفی بیستون و افزایش آگاهی عمومی اشاره کرد و گفت: معرفی بیستون باید فراتر از نصب تابلوهای راهنما، انتشار اخبار و معرفی عمومی آثار باشد. هدف اصلی این است که مخاطب بتواند ارزش تاریخی و فرهنگی محوطه را درک کند، ارتباط میان آثار را بشناسد و ضرورت حفاظت از آنها را بهعنوان بخشی از میراث مشترک بشری بپذیرد.
صامت اجرایی افزود: برای ارزیابی دقیق وضعیت موجود باید کیفیت تابلوها و راهنمایی مسیرها، محتوای آموزشی، امکانات دسترسپذیری، فعالیتهای رسانهای و میزان مشارکت مخاطبان بررسی شود. در این زمینه، مهم است که میان تعداد بازدیدکنندگان و میزان شناخت واقعی آنان تفاوت قائل شویم.
وی تدوین برنامه جامع معرفی و تفسیر میراث جهانی بیستون را ضروری دانست و اظهار کرد: در این برنامه، برای هر بخش محوطه باید محتوای علمی متناسب با مخاطبان مختلف تهیه شود و اطلاعات تخصصی به زبانی روشن، مستند و جذاب در اختیار بازدیدکنندگان قرار گیرد.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون با تأکید بر اهمیت ارتباط با نسل جوان گفت: میتوان برنامههایی مانند دانشآموزان میراثبان بیستون، بازدیدهای آموزشی هدفمند، کارگاههای آشنایی با باستانشناسی و حفاظت، مسابقات تولید محتوای دیجیتال، جشنوارههای دانشآموزی و شبکه سفیران جوان را با همکاری آموزشوپرورش، مدارس و دانشگاهها اجرا کرد.
وی استفاده از راهنمای دیجیتال، کدهای پاسخ سریع، محتوای ویدئویی کوتاه، پادکست، تور مجازی و بازسازی سهبعدی مستند را از دیگر راهکارهای جذابتر کردن تجربه بازدید برای نسل جوان برشمرد و افزود: فناوری باید ابزاری برای فهم بهتر آثار باشد، نه صرفاً وسیلهای برای ایجاد جذابیت بصری.
صامت اجرایی خاطرنشان کرد: مردم منطقه، معلمان، پژوهشگران، هنرمندان، راهنمایان گردشگری و فعالان فرهنگی نیز میتوانند در معرفی بیستون نقش مؤثری داشته باشند. هرچه این ارتباط مستمرتر و مشارکت واقعیتر باشد، امکان شکلگیری فرهنگ عمومی حفاظت از میراث افزایش مییابد. موفقیت برنامهها نیز باید با شاخصهایی مانند افزایش شناخت مخاطبان، مشارکت مدارس، کیفیت تجربه بازدید، استفاده از محتوای آموزشی و بهبود رفتار مسئولانه در محوطه سنجیده شود.
سه اولویت برای آینده بیستون؛ حفاظت فوری، پایش علمی و مدیریت پایدار
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون در تشریح اولویتهای آینده این مجموعه اظهار کرد: اگر بخواهم از میان مجموعه اقدامات موردنیاز، سه اولویت اصلی را مشخص کنم، نخستین اولویت، حفاظت فوری و پایدار از آثار آسیبپذیر و کنترل عوامل تخریب است؛ اولویتی که سنگنوشته و نقشبرجسته داریوش و موضوع نفوذ آب در پشت این اثر از مهمترین محورهای آن هستند.
وی افزود: در این زمینه باید مطالعات تخصصی، ارزیابی اقدامات پیشین، پایش مستمر و اجرای راهکارهای تأییدشده حفاظتی با جدیت دنبال شود. در عین حال، سایر آثار آسیبپذیر محوطه نیز باید بر اساس ارزیابی ریسک اولویتبندی شوند.
صامت اجرایی، استقرار نظام یکپارچه مستندسازی، پایش علمی و حفاظت پیشگیرانه را دومین اولویت دانست و گفت: باید بتوانیم وضعیت آثار را در دورههای مختلف با یکدیگر مقایسه کنیم، تغییرات را بهموقع تشخیص دهیم و تصمیمهای حفاظتی را بر پایه شواهد اتخاذ کنیم. این هدف از طریق تکمیل پروندههای حفاظتی، ایجاد سامانه اطلاعات یکپارچه، توسعه پایش محیطی و استفاده هدفمند از فناوریهای نوین قابل پیگیری است.
وی تقویت نظام مدیریت محوطه، تأمین منابع پایدار و کنترل توسعه پیرامونی را سومین اولویت برشمرد و تصریح کرد: حفاظت از بیستون به برنامه مدیریت بهروز، اعتبار متناسب با نیازهای واقعی، نیروی انسانی متخصص و هماهنگی مستمر میان دستگاههای مسئول نیاز دارد. همچنین باید اطمینان حاصل کنیم که پروژههای توسعهای پیش از تصویب و اجرا، از نظر پیامدهای احتمالی بر ارزشهای جهانی و منظر تاریخی محوطه بررسی میشوند.
مدیر پایگاه میراث جهانی بیستون پیشنهاد کرد برای اجرای این اولویتها، برنامهای چندساله با مسئولیتهای مشخص، زمانبندی، منابع مالی، شاخصهای سنجش و گزارشدهی منظم تدوین شود و افزود: در سه ماه نخست میتوان ارزیابی خطرها و نیازهای فوری را تکمیل کرد؛ در سال نخست، اقدامات ضروری حفاظتی و زیرساخت پایش را توسعه داد و در سالهای بعد، با ارزیابی نتایج، برنامه را به سایر بخشهای محوطه گسترش داد.
وی خاطرنشان کرد: موفقیت را نباید صرفاً با تعداد پروژههای اجراشده یا میزان اعتبار هزینهشده سنجید. معیار اصلی باید کاهش خطرهای حفاظتی، کنترل عوامل تخریب، حفظ اصالت و تمامیت آثار و پایداری نتایج اقدامات در طول زمان باشد.
صامت اجرایی در پایان تأکید کرد: حفاظت از میراث جهانی بیستون، مسئولیتی فراتر از نگهداری چند اثر تاریخی است و حفاظت از اسناد مادی تاریخ، دانش و تجربه نسلهای گذشته و انتقال آنها به آینده را دربرمیگیرد. برای تحقق این هدف، به همکاری همه نهادهای مسئول، پشتیبانی پایدار، تصمیمگیری علمی، مشارکت جامعه محلی و نگاه بلندمدت نیاز داریم. حفاظت زمانی موفق خواهد بود که هر اقدام مرمتی با پایش همراه شود، هر برنامه توسعهای با ملاحظات میراثی سنجیده شود، هر اعتبار بر اساس اولویت واقعی تخصیص یابد و هر برنامه معرفی به افزایش شناخت و مسئولیتپذیری عمومی منجر شود.
فرشته ازره: بیستون باید از یک توقف کوتاه گردشگری به مقصدی ماندگار تبدیل شود
فرشته ازره، مدرس و راهنمای گردشگری، در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به ظرفیتهای تاریخی و جغرافیایی مجموعه جهانی بیستون اظهار کرد: موقعیت جغرافیایی این منطقه یکی از نخستین عواملی است که به شکلگیری اهمیت تاریخی آن کمک کرده است. بیستون در پهنهای قرار گرفته که از گذشتههای دور در ارتباط میان فلات ایران و میانرودان اهمیت داشته است؛ بنابراین ارزش تاریخی این محوطه را نمیتوان فقط از خلال آثار باقیمانده در دامنه کوه بررسی کرد، بلکه بخشی از اهمیت آن به قرار گرفتن در شبکه راهها، رفتوآمدها و ارتباطات تاریخی بازمیگردد.
وی افزود: وقتی گردشگر در بیستون با کتیبه داریوش، فرهادتراش، بقایای بناهای تاریخی و کاروانسرای عباسی مواجه میشود، در واقع با مجموعهای از شواهد مربوط به تاریخ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ارتباطی ایران روبهرو است. هرکدام از این آثار به دورهای از تاریخ اشاره دارند و در کنار یکدیگر میتوانند روایتی پیوسته از حضور انسان و تحولات تاریخی این منطقه ارائه کنند.
این مدرس و راهنمای گردشگری با اشاره به جایگاه ویژه کتیبه و نقشبرجسته داریوش بیان کرد: این اثر تنها یک نمونه از هنر سنگتراشی دوران باستان نیست، بلکه سندی تاریخی است که روایت رسمی داریوش از به قدرت رسیدن و تثبیت سلطنت خود را در اختیار ما قرار میدهد. سهزبانه بودن کتیبه نیز اهمیت آن را در مطالعات تاریخ هخامنشی و شناخت خط و زبانهای باستانی افزایش داده است.
ازره ادامه داد: از منظر گردشگری، نکته مهم این است که چنین اثری زمانی برای بازدیدکننده معنادار میشود که از سطح دیدن یک کتیبه قدیمی فراتر رود و بتواند نسبت میان متن، تصویر، قدرت سیاسی، نظام حکمرانی هخامنشی و فضای جغرافیایی استقرار آن را درک کند.
وی با بیان اینکه آثار بیستون امکان خوانش تاریخی چنددورهای را فراهم میکنند، گفت: فرهادتراش را میتوان در ارتباط با سنتهای حجاری و بهرهگیری از دامنه کوه در دورههای تاریخی تحلیل کرد و کاروانسرای عباسی را در چارچوب تاریخ راهها، سفر، تجارت و ارتباطات انسانی مورد توجه قرار داد. در نتیجه، بیستون این امکان را فراهم میکند که گردشگر به جای مواجهه با یک اثر منفرد، یک روایت تاریخی چندلایه را تجربه کند.
میراث جهانی زمانی به مقصد گردشگری تبدیل میشود که روایت شود
ازره با تأکید بر تفاوت میان داشتن آثار تاریخی ارزشمند و ایجاد تجربهای موفق برای گردشگران اظهار کرد: گردشگری فرهنگی موفق الزاماً به معنای افزایش تعداد آثار یا افزودن برنامههای سرگرمی نیست. مسئله اصلی، ایجاد ارتباط میان داشتههای موجود و تبدیل آنها به یک تجربه قابلفهم است. اگر گردشگر نداند چرا کتیبه داریوش در این نقطه قرار گرفته، فرهادتراش چه نسبتی با منظر کوهستانی دارد، کاروانسرا چگونه با شبکه راههای تاریخی مرتبط بوده و این عناصر چگونه در طول زمان در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، حتی بازدید از چندین اثر نیز ممکن است به تجربهای پراکنده و کوتاه تبدیل شود.
وی افزود: تمایز اصلی بیستون را باید در ظرفیت آن برای ارائه یک روایت تاریخی پیوسته جستوجو کرد، نه صرفاً در تعداد یا شهرت آثار آن. این محوطه ظرفیت آن را دارد که گردشگر را با بخشهای مختلف تاریخ ایران آشنا کند، اما برای تحقق این هدف باید ارتباط میان آثار به زبان قابلفهم برای مخاطب توضیح داده شود.
این مدرس گردشگری با اشاره به ثبت بیستون در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال ۲۰۰۶ تصریح کرد: این اتفاق جایگاه محوطه را از یک جاذبه تاریخی عمدتاً ملی به میراثی با مخاطب و چارچوب مدیریتی بینالمللی ارتقا داد. ثبت جهانی امکان معرفی بیستون در ادبیات گردشگری و میراث جهانی را افزایش داد و به قرار گرفتن آن در کنار دیگر محوطههای تاریخی ایران در شبکه مقاصد فرهنگی بینالمللی کمک کرد.
ازره ادامه داد: با وجود اهمیت این اتفاق، نباید تصور کرد که ثبت جهانی بهخودیخود موجب شکلگیری یک مقصد گردشگری موفق میشود. در عمل، میان شهرت میراث و قابلیت تجربه گردشگری فاصله وجود دارد. ممکن است یک محوطه از نظر علمی و تاریخی شهرت جهانی داشته باشد، اما گردشگر هنگام حضور در آن نتواند ارزشهای آن را بهخوبی درک کند. بخشی از ظرفیت بیستون نیز همچنان به تفسیر دقیقتر و ارتباط مؤثرتر با مخاطب نیاز دارد.
وی با توضیح مفهوم تفسیر میراث گفت: تفسیر میراث صرفاً نصب تابلوهای بیشتر نیست، بلکه باید به گردشگر توضیح دهد که چرا یک اثر در این مکان ایجاد شده، چه مسئله تاریخی را بازتاب میدهد، چه ارتباطی با سایر عناصر محوطه دارد و چرا شناخت آن برای فهم تاریخ ایران اهمیت دارد.
این راهنمای گردشگری افزود: گردشگری که برای نخستین بار وارد بیستون میشود، الزاماً متخصص تاریخ باستان نیست. اگر اطلاعات فقط بر تاریخ ساخت، نام پادشاه یا مشخصات فنی اثر تأکید داشته باشد، بخش مهمی از ظرفیت ارتباطی محوطه از دست میرود. در مقابل، اگر بتوان روایت تاریخی را با مسیر حرکت گردشگر، چشمانداز طبیعی، داستان شکلگیری کتیبه، جایگاه راههای تاریخی و استمرار حضور انسان در این منطقه پیوند داد، همان آثار موجود میتوانند تجربهای بسیار عمیقتر ایجاد کنند.
ازره با بیان اینکه ظرفیتهای بیستون هنوز بهطور کامل به تجربه گردشگری تبدیل نشدهاند، گفت: این مسئله به معنای ناکارآمد بودن اقدامات انجامشده نیست، بلکه نشان میدهد میان ظرفیت تاریخی موجود و میزان بهرهبرداری کیفی از آن فاصله وجود دارد. این فاصله را باید در حوزههایی مانند تفسیر میراث، طراحی مسیر بازدید، آموزش راهنمایان، معرفی چندزبانه، دسترسی مناسب، خدمات بازدیدکننده و پیوند دادن بیستون با سایر جاذبههای منطقه بررسی کرد.
وی با تأکید بر اینکه افزایش بهرهبرداری گردشگری نباید به افزایش فشار بر محوطه منجر شود، اظهار کرد: یک محوطه ثبت جهانی اگر برای جذب گردشگر بیش از ظرفیت خود توسعه فیزیکی پیدا کند، ممکن است بخشی از همان ارزشهایی را که موجب ثبت جهانی آن شدهاند، در معرض آسیب قرار دهد. بنابراین مسئله اصلی برای بیستون، گردشگر بیشتر به هر قیمت نیست؛ بلکه افزایش کیفیت بازدید، طولانیتر شدن حضور گردشگر، توزیع منافع اقتصادی و در عین حال حفاظت از ارزشهای تاریخی و منظر فرهنگی محوطه است.
این مدرس و راهنمای گردشگری افزود: یکی از مشکلات مهم در بسیاری از مقاصد تاریخی، این تصور است که هرچه امکانات بیشتری در اطراف اثر ساخته شود، گردشگری نیز بیشتر توسعه پیدا میکند. در مورد بیستون چنین رویکردی حتی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد، زیرا ایجاد تأسیسات گسترده یا مداخلات فیزیکی نامتناسب ممکن است کیفیت منظر تاریخی را کاهش دهد. مسئله اصلی، کمیت زیرساخت نیست، بلکه تناسب آن با ماهیت یک محوطه میراثی است.
وی دسترسی را مفهومی فراتر از امکان رسیدن خودرو به مقصد دانست و گفت: گردشگر باید پس از ورود، مسیر بازدید را بهصورت منطقی دنبال کند، ارتباط میان بخشهای مختلف محوطه را بفهمد، زمان کافی برای مشاهده و استراحت داشته باشد و در نهایت با روایتی منسجم از بیستون خارج شود. اگر این زنجیره ناقص باشد، حتی یک محوطه بسیار ارزشمند نیز ممکن است در برنامه سفر گردشگر به یک توقف کوتاه تبدیل شود.
از کتیبه داریوش تا کاروانسرای عباسی؛ طراحی مسیرهای روایی برای گردشگران
ازره در ادامه گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به ضرورت تبدیل تنوع آثار بیستون به تجربهای منسجم اظهار کرد: معرفی تاریخی با اطلاعرسانی تفاوت دارد. یک تابلوی حاوی تاریخ و مشخصات اثر، اطلاعات اولیه را منتقل میکند، اما تفسیر میراث تلاش میکند رابطه میان اثر و مخاطب را ایجاد کند. برای بیستون این مسئله اهمیت مضاعف دارد، زیرا برخی از آثار بدون توضیح تخصصی ممکن است برای گردشگر قابلفهم نباشند.
وی افزود: پرسشهایی مانند اینکه چرا داریوش روایت خود را در این نقطه ثبت کرده، چرا کوه و مسیر تاریخی در فهم این اثر اهمیت دارند، فرهادتراش چه معنایی در منظر تاریخی بیستون پیدا میکند و کاروانسرای عباسی چگونه استمرار اهمیت ارتباطی این منطقه را نشان میدهد، باید در برنامه معرفی محوطه پاسخ داده شوند. پاسخ به این پرسشهاست که بازدید را از تماشا به فهم نزدیک میکند.
این مدرس و راهنمای گردشگری با تأکید بر نقش راهنمایان متخصص بیان کرد: راهنمای گردشگری صرفاً مجموعهای از اطلاعات را به بازدیدکننده منتقل نمیکند، بلکه میان دانش تاریخی و تجربه مخاطب واسطه ایجاد میکند. به همین دلیل، آموزش تخصصی راهنمایان درباره تاریخ بیستون، باستانشناسی محوطه، جغرافیای تاریخی، اصول تفسیر میراث و شیوه روایت برای گروههای مختلف گردشگران، میتواند اثرگذاری بیشتری از برخی اقدامات تبلیغاتی داشته باشد.
ازره ادامه داد: در کنار این موارد، خدمات اولیه گردشگری، ساماندهی مسیرها، امکانات استراحت، سرویسهای بهداشتی، دسترسی برای گروههای مختلف سنی و افراد با تواناییهای متفاوت، اطلاعات چندزبانه و استفاده سنجیده از ابزارهای دیجیتال نیز اهمیت دارند. البته همه این خدمات باید با رویکرد حداقل مداخله و حداکثر خوانایی طراحی شوند؛ یعنی گردشگر امکانات لازم را دریافت کند، بدون آنکه حضور تأسیسات جدید بر اصالت و خوانایی منظر تاریخی غلبه کند.
وی با اشاره به ظرفیت آثار مختلف بیستون برای ایجاد تجربهای چندلایه گفت: ماندگاری گردشگر معمولاً زمانی افزایش مییابد که مقصد بتواند تجربهای چندلایه ایجاد کند. بیستون از این نظر ظرفیت مناسبی دارد، زیرا آثار آن از نظر زمانی، کارکردی و معنایی یکسان نیستند. مسئله اصلی، سازماندهی این تنوع در قالب یک روایت و تجربه منسجم است.
این راهنمای گردشگری اظهار کرد: کتیبه و نقشبرجسته داریوش میتواند هسته اصلی روایتی درباره تاریخ سیاسی و فرهنگی دوره هخامنشی باشد. اما ارزش گردشگری آن زمانی بیشتر میشود که گردشگر فقط با متن و تصویر مواجه نشود، بلکه زمینه تاریخی آن را نیز بفهمد. روایت کتیبه میتواند به ساختار قدرت، مفهوم پادشاهی، مسئله مشروعیت و مناسبات سیاسی دوره هخامنشی متصل شود. در این صورت، کتیبه از یک شیء تاریخی به سندی قابلخوانش تبدیل میشود.
ازره افزود: فرهادتراش ظرفیت دیگری ایجاد میکند. این اثر را میتوان در ارتباط با تاریخ استفاده از کوه و سنگ، منظر طبیعی بیستون و تداوم حضور انسان در این محیط تفسیر کرد. چنین رویکردی موجب میشود گردشگر برای فهم اثر، فقط به یک نقطه نگاه نکند، بلکه به فضای پیرامون آن نیز توجه کند. این تغییر نگاه از اثر به منظر، یکی از اصول مهم در گردشگری میراث معاصر است.
وی کاروانسرای عباسی را نیز دارای ظرفیت ویژهای برای ایجاد پیوند میان دورههای تاریخی دانست و گفت: گردشگر با حضور در این بنا از فضای تاریخی هخامنشی به دوره اسلامی منتقل میشود و میتواند استمرار اهمیت ارتباطی منطقه را در دورهای متفاوت دنبال کند. موضوع راه، سفر، تجارت و امنیت مسیرها، بیستون را از یک محوطه باستانی به بخشی از تاریخ گستردهتر ارتباطات انسانی تبدیل میکند.
این مدرس و راهنمای گردشگری پیشنهاد کرد مسیرهای تفسیری متفاوتی در بیستون طراحی شود و اظهار کرد: برای مثال، میتوان مسیر قدرت و حکومت، مسیر راه و ارتباطات تاریخی و مسیر انسان و منظر طبیعی را تعریف کرد. مزیت این شیوه آن است که هر گردشگر میتواند متناسب با زمان، علاقه و نیاز خود یکی از این روایتها را دنبال کند، بدون آنکه مدیریت محوطه مجبور باشد جاذبه جدیدی ایجاد کند.
ازره ادامه داد: ماندگاری گردشگر صرفاً زمانی افزایش نمییابد که چیز بیشتری برای دیدن داشته باشد، بلکه زمانی افزایش پیدا میکند که چیز بیشتری برای فهمیدن و تجربه کردن وجود داشته باشد. طراحی برنامههای تفسیر میراث، تورهای تخصصی، روایتهای چندزبانه، محتوای صوتی و دیجیتال و برنامههای آموزشی برای گروههای مختلف میتواند مکمل آثار موجود باشد.
وی تأکید کرد: یک راهنمای آشنا با تاریخ و جغرافیای تاریخی منطقه میتواند میان عناصر ظاهراً جدا از هم رابطه ایجاد کند و به گردشگر نشان دهد که چرا یک کوه، یک کتیبه، یک نقشبرجسته و یک کاروانسرا را باید در کنار یکدیگر مطالعه کرد. این نوع روایت، ارزش افزودهای ایجاد میکند که صرفاً با نصب تابلو یا تبلیغات بیشتر به دست نمیآید.
گردشگری بیستون؛ از بازدید چندساعته تا رونق اقتصادی منطقه
ازره با اشاره به الگوی رایج بازدید از بیستون اظهار کرد: مشکل اصلی در بازدیدهای کوتاه این است که بیستون اغلب در برنامه سفر بهعنوان یک توقف مشخص تعریف میشود؛ گردشگر وارد محوطه میشود، چند اثر اصلی را میبیند و سپس به مقصد بعدی میرود. برای تغییر این الگو، باید منطق برنامهریزی از جاذبه منفرد به مقصد تغییر کند.
وی افزود: مقصد زمانی شکل میگیرد که مجموعهای از جاذبهها، خدمات، اقامت، غذا، حملونقل، فعالیت فرهنگی و روایت مشترک در کنار یکدیگر قرار گیرند. در این چارچوب، معرفی جاذبههای پیرامونی اهمیت زیادی دارد و بیستون نباید جدا از شبکه تاریخی و فرهنگی کرمانشاه معرفی شود.
این مدرس گردشگری تصریح کرد: پیوند دادن بیستون با سایر آثار تاریخی، منظرهای طبیعی، روستاها، ظرفیتهای فرهنگی و صنایعدستی منطقه میتواند امکان طراحی برنامههای یکروزه، دوروزه و چندروزه را فراهم کند. نکته مهم این است که این پیوند نباید صرفاً در سطح تبلیغات باقی بماند، بلکه باید در قالب برنامه سفر واقعی، مسیرهای مشخص، زمانبندی، حملونقل و خدمات اقامتی قابلاجرا باشد.
ازره با اشاره به ضرورت سرمایهگذاری متناسب با ماهیت میراث جهانی گفت: ضرورت سرمایهگذاری به معنای ساختوساز گسترده در حریم محوطه نیست. بخش مهمی از سرمایهگذاری میتواند در خارج از محدوده حساس میراثی و در حوزههایی مانند اقامتگاههای متناسب، خدمات پذیرایی باکیفیت، حملونقل گردشگری، مراکز معرفی و تفسیر، آموزش نیروی انسانی و توسعه کسبوکارهای محلی انجام گیرد.
وی افزود: این مدل هم فشار بر محوطه را کاهش میدهد و هم منافع اقتصادی گردشگری را در سطح منطقه توزیع میکند. به جای آنکه تمام فعالیتهای اقتصادی در مجاورت مستقیم آثار تاریخی متمرکز شود، میتوان شبکهای از خدمات گردشگری ایجاد کرد که روستاها، کسبوکارهای محلی و فعالان فرهنگی نیز از آن بهرهمند شوند.
این راهنمای گردشگری با تأکید بر ضرورت مشارکت مردم منطقه بیان کرد: جامعه محلی نباید صرفاً بهعنوان دریافتکننده منافع اقتصادی گردشگری دیده شود. مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که ساکنان منطقه در زنجیره ارزش گردشگری حضور داشته باشند؛ از اقامت و پذیرایی و تولید صنایعدستی گرفته تا راهنمایی، معرفی فرهنگ محلی، تولید محصولات بومی و حتی مشارکت در حفاظت و مدیریت مقصد.
ازره ادامه داد: چنین مشارکتی علاوه بر ایجاد درآمد، میتواند حس تعلق به میراث را تقویت کند و فاصله میان مدیریت میراث و جامعه محلی را کاهش دهد. هنگامی که مردم منطقه از منافع گردشگری سهم واقعی داشته باشند و نقش خود را در حفاظت از این سرمایه تاریخی ببینند، زمینه بیشتری برای همراهی آنان با برنامههای مدیریت و نگهداری محوطه فراهم میشود.
وی با بیان اینکه افزایش تعداد گردشگران بهتنهایی معیار کافی برای سنجش موفقیت گردشگری نیست، اظهار کرد: اگر تعداد بازدیدکنندگان افزایش یابد، اما مدت اقامت کوتاه بماند، هزینهکرد محلی محدود باشد و فشار بر محوطه افزایش پیدا کند، نمیتوان آن را موفقیت کامل دانست. شاخصهایی مانند افزایش مدت اقامت، رضایت گردشگران، توزیع منافع اقتصادی میان جامعه محلی، کیفیت تجربه بازدید، حفاظت از ارزشهای تاریخی و میزان بازگشت گردشگران باید در ارزیابی موفقیت مقصد مورد توجه قرار گیرند.
این مدرس و راهنمای گردشگری تأکید کرد: آینده گردشگری بیستون بیش از آنکه به تبلیغات گسترده وابسته باشد، به کیفیت مدیریت مقصد وابسته است. بیستون از نظر تاریخی ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یک مقصد مهم فرهنگی را دارد، اما تحقق این ظرفیت مستلزم آن است که میان حفاظت، تفسیر میراث، خدمات گردشگری، سرمایهگذاری منطقهای و مشارکت جامعه محلی رابطهای منسجم ایجاد شود. در چنین صورتی، ماندگاری بیشتر گردشگر نه نتیجه افزودن مصنوعی جاذبهها، بلکه پیامد طبیعی غنیتر شدن تجربه تاریخی و فرهنگی او در بیستون و پیرامون آن خواهد بود.
بیستون امروز بیش از آنکه به معرفی دوباره ارزشهای تاریخی خود نیاز داشته باشد، به برنامهای عملی برای تبدیل این ارزشها به تجربهای ماندگار، ایمن و سودمند برای گردشگران و مردم منطقه نیازمند است؛ برنامهای که در آن حفاظت علمی از کتیبه داریوش و دیگر آثار آسیبپذیر، تأمین اعتبار پایدار، پایش مستمر، تکمیل مسیرهای بازدید، آموزش راهنمایان، تولید محتوای چندزبانه و پیوند دادن محوطه با سایر جاذبههای گردشگری کرمانشاه بهصورت همزمان دنبال شود. انتظار میرود متولیان میراث فرهنگی، مدیریت استان، دستگاههای مرتبط با گردشگری و سرمایهگذاران محلی، با تدوین نقشه راهی زمانبندیشده و دارای مسئولیتهای مشخص، از طرحهای کلی عبور کنند و برای هر اقدام، اعتبار، زمان اجرا و شاخص ارزیابی تعیین کنند. همچنین ضروری است گزارش پیشرفت برنامه حفاظت و توسعه گردشگری بیستون بهصورت منظم منتشر شود تا مشخص باشد چه میزان از نیازهای حفاظتی برطرف شده، چه خدماتی به گردشگران افزوده شده و مردم منطقه چه سهمی از منافع اقتصادی این ظرفیت دارند. بیستون میتواند به یکی از مقاصد شاخص گردشگری فرهنگی ایران تبدیل شود؛ مقصدی که در آن میراث گذشته نهتنها برای نسلهای آینده حفظ میشود، بلکه با ایجاد فرصتهای شغلی، تقویت کسبوکارهای بومی و افزایش ماندگاری گردشگران، به محرکی برای توسعه پایدار کرمانشاه تبدیل خواهد شد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.