روستاها در مسیر سالمندی؛ خروج جوانان چه بر سر تولید میآورد؟
رشت- خروج جمعیت جوان از مناطق روستایی، علاوه بر کاهش نیروی کار فعال، میتواند انتقال دانش و تجربه کشاورزی و توسعه کسب و کارهای جدید را دشوار کند.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- رها افشار: روستاها همواره یکی از پایههای اصلی تولید محصولات کشاورزی، حفظ منابع آب و خاک و تأمین امنیت غذایی کشور بودهاند؛ اما طی سالهای اخیر، مجموعهای از مشکلات اقتصادی و اجتماعی، ادامه زندگی و فعالیت تولیدی را برای بخشی از جمعیت روستایی دشوار کرده است.
افزایش هزینههای تولید، نوسانات بازار محصولات کشاورزی، محدودیت منابع آب، تغییرات اقلیمی و دسترسی نابرابر به امکانات آموزشی، درمانی و رفاهی، از جمله عواملی هستند که انگیزه ماندگاری در روستا را کاهش داده اند.
در چنین شرایطی، مهاجرت از روستا به شهر را نمیتوان صرفاً انتخابی برای برخورداری از امکانات بیشتر یا تغییر سبک زندگی دانست؛ چراکه برای برخی خانوارها، کاهش درآمد، انباشت بدهیهای کشاورزی و دشواری تأمین هزینههای زندگی، مهاجرت را به راهی برای دستیابی به فرصتهای شغلی و درآمدی جدید تبدیل میکند.
از این رو، امروزه تعبیر «فرار از روستا» جایگزین واژه «مهاجرت از روستا» شده است که شرایط اقتصادی و اجتماعی در روستاها، ادامه زندگی پایدار برای ساکنین روستا را دشوار و نوعاً محدود کرده است.
اهمیت این موضوع در استان گیلان، با توجه به نقش کشاورزی در معیشت بسیاری از خانوارهای روستایی و تولید محصولاتی همچون برنج، چای، زیتون، فندق و بادامزمینی، دوچندان است. خروج نیروی کار جوان از روستاها میتواند علاوه بر کاهش ظرفیت تولید محصول، انتقال تجربه میان نسلها، نوسازی شیوههای کشاورزی و توسعه کسب و کارهای محلی را نیز با چالش مواجه کند.
از سوی دیگر، کاهش جمعیت فعال روستایی و افزایش سهم سالمندان، ضرورت توجه به آینده سکونتگاههای روستایی و زیرساختهای مورد نیاز آنها را برجسته میسازد. پیامدهای مهاجرت روستایی تنها به مبدأ محدود نمیشود و مقصد این جابهجایی جمعیتی، یعنی شهرها، نیز با مسائلی همچون افزایش تقاضا برای مسکن، فشار بر خدمات عمومی و دشواری جذب نیروی کار در مشاغل پایدار رو به رو میشوند.
به همین دلیل، مسئله مهاجرت از روستاها را باید در چارچوب ارتباط میان توسعه روستایی، سیاست های کشاورزی، اشتغال و توزیع متوازن امکانات بررسی کرد. در این میان، توسعه کشاورزی دانشبنیان، افزایش بهرهوری منابع آب و خاک، گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی، تقویت تعاونیهای تولیدی و فراهمکردن امکان دسترسی مستقیم کشاورزان به بازار، از جمله راهکارهایی است که میتواند به افزایش درآمد و ایجاد فرصتهای شغلی در روستاها کمک کند. بعلاوه، بهبود خدمات آموزشی، درمانی و ارتباطی نیز در کنار سرمایهگذاری اقتصادی، برای افزایش کیفیت زندگی و تقویت انگیزه ماندگاری نسل جوان اهمیت دارد.
اما پرسش اساسی این است که ریشههای اصلی «مهاجرت و یا فرار روستاییان» چیست و چگونه میتوان از تداوم خروج نیروی انسانی از بخش کشاورزی جلوگیری کرد؟ آیا حمایتهای مالی بهتنهایی میتواند مانع مهاجرت گردد یا باید الگوی توسعه روستایی از تأمین نیازهای اولیه به سمت ایجاد کسبوکارهای پایدار و ارزشآفرین تغییر نماید؟
در همین راستا، در گفتگو با «محمود هوشیارفرد» عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گیلان، ابعاد مختلف مهاجرت روستایی، تأثیر شرایط اقتصادی و تغییرات اقلیمی بر معیشت کشاورزان، پیامدهای خروج نیروی کار جوان و راهکارهای افزایش جذابیت اقتصادی و اجتماعی روستاها را بررسی کردهایم.
*مهاجرت از روستا به شهر در سالهای اخیر به یکی از دغدغههای توسعه روستایی تبدیل شده است. از نگاه شما، مهمترین عوامل مؤثر بر این روند چیست؟
مهاجرت روستایی پدیدهای چندبعدی است و نمیتوان آن را به یک عامل مشخص محدود کرد. شرایط اقتصادی خانوار، میزان درآمد حاصل از فعالیتهای کشاورزی، دسترسی به خدمات عمومی، فرصتهای شغلی و چشمانداز آینده، همگی در تصمیم افراد برای ماندن یا ترک روستا نقش دارند.
زمانی که کشاورز با افزایش هزینه نهادهها، نوسانات قیمت محصول، محدودیت منابع آب و دشواری فروش محصول مواجه میشود، ادامه فعالیت اقتصادی برای او با ریسک بیشتری همراه خواهد بود. اگر درآمد حاصل از تولید نتواند هزینههای زندگی و سرمایهگذاری مجدد را پوشش دهد، تمایل به جستوجوی فرصتهای شغلی در شهر افزایش مییابد.
البته باید میان مهاجرت ناشی از تمایل به تحصیل، اشتغال و ارتقای کیفیت زندگی با مهاجرت ناشی از فشارهای اقتصادی تمایز قائل شد. در بسیاری از موارد، مجموعهای از این عوامل در کنار یکدیگر تصمیم نهایی خانوار را شکل میدهند.
*مشکلات اقتصادی بخش کشاورزی تا چه اندازه میتواند در کاهش ماندگاری جمعیت روستایی مؤثر باشد؟
درآمد پایدار یکی از پایههای اصلی ماندگاری جمعیت در روستاهاست. کشاورزی زمانی میتواند نیروی کار را حفظ کند که فعالیت تولیدی، علاوه بر پوشش هزینهها، درآمد قابل اتکایی برای خانوار بوجود آورد و امکان سرمایهگذاری مجدد را فراهم سازد.
*تعاونیهای روستایی چه نقشی در کاهش هزینههای تولید و افزایش قدرت چانهزنی کشاورزان دارند؟
تعاونیها در صورت برخورداری از مدیریت حرفهای، شفافیت مالی و مشارکت واقعی اعضا، میتوانند بخشی از مشکلات پراکندگی تولیدکنندگان را برطرف کنند. خرید گروهی نهادهها، استفاده مشترک از تجهیزات، تجمیع محصول پس از برداشت، ایجاد زیرساختهای نگهداری و مذاکره برای فروش، از جمله ظرفیتهای این تشکلهاست.
کشاورزانی که بهصورت انفرادی فعالیت میکنند، معمولاً با محدودیت هایی در تأمین سرمایه، دسترسی به بازار و قدرت چانهزنی مواجهاند. تشکلهای کارآمد میتوانند با تجمیع ظرفیتها، هزینه برخی فعالیتها را کاهش دهند و امکان حضور مؤثرتر در بازار را فراهم کنند.
با این حال، صرف تشکیل تعاونی کافی نیست. این نهادها به مدیریت تخصصی، حسابرسی و نظارت مناسب، دسترسی به منابع مالی و ارتباط مؤثر با بازار نیاز دارند تا بتوانند به نهادی اقتصادی و پایدار تبدیل شوند.
*در کنار مسائل اقتصادی، کیفیت خدمات عمومی چه جایگاهی در تصمیم خانوادهها برای ماندن در روستا دارد؟
تصمیم خانوار برای ماندن در روستا تنها به درآمد شغلی محدود نمیشود. دسترسی به آموزش باکیفیت، خدمات درمانی، حملونقل، امکانات فرهنگی و ارتباطات دیجیتال نیز بر کیفیت زندگی و چشمانداز آینده خانواده تأثیر میگذارند.
برای خانوادهای که نگران ادامه تحصیل فرزندان یا دسترسی به خدمات درمانی است، حتی وجود فرصت اقتصادی مناسب نیز ممکن است بهتنهایی برای ماندگاری در روستا کافی نباشد. از این رو، توسعه روستایی باید بهصورت یکپارچه و با توجه به نیازهای اقتصادی و اجتماعی ساکنان دنبال شود.
بهبود زیرساختهای ارتباطی نیز میتواند زمینه فروش اینترنتی محصولات، دسترسی به آموزشهای تخصصی و توسعه برخی فعالیتهای دورکار را فراهم کند. البته بهرهگیری از این فرصتها به کیفیت اینترنت، مهارت دیجیتال، زیرساخت پرداخت و حملونقل و امکان ارسال مطمئن محصولات وابسته است.
*آیا گردشگری روستایی و کشاورزی میتواند بهعنوان راهکاری برای ایجاد درآمد مکمل و کاهش وابستگی خانوارها به تولید محصولات کشاورزی مطرح شود؟
تنوع بخشی به منابع درآمدی میتواند آسیب پذیری خانوارهای روستایی در برابر نوسانات تولید و بازار را کاهش دهد. گردشگری کشاورزی، عرضه مستقیم محصولات محلی، صنایعدستی، فرآوری محصولات و کسب و کارهای خدماتی، در صورت وجود ظرفیت و تقاضای مناسب، میتوانند مکمل فعالیت کشاورزی باشند.
استان گیلان به دلیل برخورداری از ظرفیتهای طبیعی، فرهنگی و کشاورزی، امکان بررسی و توسعه برخی از این فعالیتها را دارد؛ اما هر طرح باید با توجه به ظرفیت محیطی منطقه، زیرساختها، بازار هدف و منافع ساکنان محلی طراحی شود.
گردشگری روستایی زمانی به توسعه پایدار کمک میکند که منافع اقتصادی آن به جامعه محلی برسد، منابع طبیعی آسیب نبیند و فعالیتهای جدید جایگزین نامناسبی برای تولید کشاورزی نشوند. در واقع، هدف باید ایجاد ارتباط میان کشاورزی، خدمات و کسبوکارهای محلی باشد، نه کنارگذاشتن تولید به نفع فعالیتهای کوتاهمدت.
*با توجه به مجموعه عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی، چه راهبردهایی میتواند به کاهش مهاجرت ناخواسته و تقویت ماندگاری جمعیت روستایی کمک کند؟
نخستین گام، شناسایی دقیق عوامل مهاجرت در هر منطقه است؛ زیرا شرایط همه روستاها یکسان نیست. در برخی مناطق، محدودیت منابع آب عامل اصلی است و در برخی دیگر، ضعف بازار فروش، کمبود فرصتهای شغلی یا دسترسی محدود به خدمات عمومی اهمیت بیشتری دارند.
بر این اساس، سیاستگذاری باید متناسب با ویژگیهای هر منطقه انجام شود. افزایش بهرهوری کشاورزی، توسعه زنجیره ارزش، تقویت تشکلهای تولیدی، گسترش آموزشهای تخصصی، بهبود زیرساختهای خدماتی و حمایت از کسب و کارهای روستایی باید در چارچوب برنامهای هماهنگ پیگیری شوند.
همچنین، حمایتهای مالی زمانی اثربخشتر خواهند بود که با آموزش، مشاوره فنی، دسترسی به بازار و ارزیابی عملکرد همراه باشند. هدف نباید صرفاً حفظ جمعیت در یک محدوده جغرافیایی باشد، بلکه باید شرایطی ایجاد گردد که ساکنان روستا امکان اشتغال پایدار، درآمد مناسب و برخورداری از خدمات ضروری را داشته باشند.
روستاها باید به کانونهای تولید و ارزشآفرینی تبدیل شوند
مهاجرت و یا به عبارتی فرار از روستا پدیدهای پیچیده است که از تعامل عوامل اقتصادی، محیطی، اجتماعی و خدماتی شکل میگیرد. کاهش درآمد کشاورزان، افزایش هزینههای تولید، محدودیت منابع طبیعی، کمبود فرصتهای شغلی و نابرابری در دسترسی به خدمات، میتوانند انگیزه ماندگاری را کاهش دهند؛ در مقابل، ایجاد فرصتهای اقتصادی پایدار و بهبود کیفیت زندگی، ظرفیت تقویت سکونت و فعالیت تولیدی در روستاها را دارد.
برای استان گیلان نیز توجه به پیوند میان کشاورزی، فناوری، صنایع تبدیلی و بازار، در کنار حفاظت از منابع آب و خاک، میتواند بخشی از مسیر توسعه روستایی را شکل دهد. تقویت تعاونیها، افزایش مشارکت جوانان، توسعه کسبوکارهای محلی و استفاده هدفمند از ظرفیت مراکز تحقیقاتی، از جمله زمینههایی است که نیازمند برنامهریزی هماهنگ و سرمایهگذاری متناسب با شرایط هر منطقه است.
در نهایت، حفظ روستاها تنها به معنای جلوگیری از مهاجرت یا فرار از روستا نیست؛ بلکه به معنای فراهمکردن شرایطی است که زندگی و کار در روستا بتواند آیندهای اقتصادی و اجتماعی قابل اتکا برای ساکنان آن رقم بزند. روستایی که از تولید سودآور، خدمات مناسب و فرصت رشد برخوردار باشد، میتواند علاوه بر ایفای نقش خود در تأمین امنیت غذایی، به بستری برای اشتغال، نوآوری و توسعه متوازن کشور تبدیل شود.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.