از بازگشت به دوومیدانی پس از قطع عضو تا جاماندن از ناگویا
رویا بیکپورتنها، دونده دارای قطع عضو و دارنده مدالهای کشوری و بینالمللی، از چالشهای بازگشت به ورزش قهرمانی و جاماندن از کاروان پاراآسیایی ناگویا میگوید.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، رویا بیکپورتنها، بانوی دونده دارای قطع عضو، روزی رؤیای کسب مدال در المپیک و رقابتهای جهانی را در سر داشت؛ رؤیایی که پس از یک سانحه رانندگی، مسیری دشوارتر از آنچه تصور میکرد، پیش رویش گذاشت.
او که پیش از حادثه در رشته مهندسی مکانیک تحصیلکرده و ورزش را کنار درس دنبال میکرد، پس از از دست دادن پای راستش نهتنها تسلیم شرایط جدید نشد، بلکه با تکیه بر اراده و سابقه ورزشی خود، بار دیگر به میدان بازگشت و دوومیدانی را به عرصهای برای بازسازی زندگی و دنبال کردن آرزوهایش تبدیل کرد.
کسب شش مدال طلای کشوری، یک مدال نقره و دو مدال برنز در مسابقات جایزه بزرگ امارات، بخشی از کارنامه ورزشی اوست، اما مسیر این موفقیتها با چالشهایی همچون کمبود تجهیزات تخصصی، هزینه سنگین تهیه پروتز مسابقهای و دشواریهای تمرین همراه بوده است.
بیکپورتنها میگوید پنج سال برای حضور در بازیهای پاراآسیایی ناگویا تلاش کرده، اما در نهایت نامش در فهرست اعزامشدگان قرار نگرفته است؛ موضوعی که به گفته او، پرسشهایی درباره معیارهای انتخاب ورزشکاران و ضرورت حمایت عادلانه از استعدادهای ورزشی ایجاد میکند.
او در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، از روزهای دشوار پس از حادثه، بازگشت به ورزش قهرمانی، نابرابری در دسترسی به تجهیزات، دلایل اعتراضش به روند انتخاب تیم اعزامی و ضرورت توجه به حقوق ورزشکاران دارای معلولیت میگوید؛ روایتی از زنی که با وجود تلخی یک فرصت ازدسترفته، همچنان برای حضور در رقابتهای بینالمللی و تحقق رؤیاهای ورزشی خود تلاش میکند.

پیش از حادثه، آرزوی مدال المپیک و جهانی داشتم
ایمنا: اگر بخواهید خودتان را معرفی کنید، رویا بیکپور پیش از هر چیز چه کسی است؟ پیش از حادثه چه آرزوهایی در زندگی داشتید؟
بیکپور: متولد سال ۱۳۶۸ و اهل استان کرمانشاه هستم. از کودکی دغدغه درس خواندن و قبولی در رشته مورد علاقهام را داشتم. در رشته ریاضی فیزیک تحصیل کردم و سپس مهندسی مکانیک را در دانشگاه دولتی تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه دادم.
همزمان با تحصیل، ورزش را نیز دنبال میکردم. از هشت یا نهسالگی کاراته را آغاز کردم و در حدود ۱۷ یا ۱۸ سالگی شنا را هم به فعالیتهایم اضافه کردم. پیش از حادثه، بزرگترین آرزویم رسیدن به جایگاهی در ورزش قهرمانی و کسب مدال در المپیک و مسابقات جهانی بود. دوست داشتم حقم را از ورزش بگیرم، اما تحصیل و درس خواندن اجازه نمیداد ورزش را بهصورت حرفهای و در سطح قهرمانی دنبال کنم.
ایمنا: حادثهای که به قطع پای راست شما منجر شد، چگونه اتفاق افتاد و چه تغییری در زندگی شما ایجاد کرد؟
بیکپور: این حادثه یک روز پس از آزمون دکتری من رخ داد. نزدیک خانهمان منتظر تاکسی بودم که یک خودروی سنگین حمل بار، هنگام تخلیه بار برای سوپرمارکتها، با سرعت و بیاحتیاطی دندهعقب گرفت. من در نقطه کور خودرو بودم و راننده متوجه حضورم نشد. خودرو با من برخورد کرد و از روی پایم عبور کرد.
مرا به بیمارستان منتقل کردند و حدود یک تا دو ماه در بیمارستانهای کرمانشاه و تهران بستری بودم. پزشکان نتوانستند پایم را حفظ کنند و شرایط بهگونهای شد که باید میان ادامه زندگی و حفظ پا یکی را انتخاب میکردم، در نهایت پایم را از دست دادم.
این اتفاق تغییر بزرگی در زندگیام ایجاد کرد. تا پیش از آن، دختری فعال بودم که در درس و ورزش تلاش میکرد از لحظههای زندگی بهترین استفاده را ببرد، اما پس از ۲۹ سال زندگی، باید مسیرم را با یک پا و شرایط جسمی متفاوت ادامه میدادم.
ایمنا: در ماههای نخست پس از حادثه، سختترین چالشی که با آن روبهرو شدید چه بود؟
بیکپور: یکی از سختترین چالشها، دردی بود که به آن «درد فانتوم» میگویند. این درد در افرادی که عضوی از بدنشان را از دست میدهند، ممکن است ایجاد شود. مغز برای سازگاری با نبود آن عضو به زمان نیاز دارد. این درد برای من بسیار شدید بود و حالتی شبیه برقگرفتگی و سوزنسوزن شدن داشت. در چند ماه نخست، سختی زیادی کشیدم.
در کنار این درد، نگرانی درباره آینده نیز وجود داشت؛ اینکه آیا میتوانم فعالیتهای روزمره، ورزش و هدفهایی را که پیش از حادثه داشتم، ادامه دهم یا نه. در روزهای ابتدایی، بیشتر درگیر کنار آمدن با شرایط جدید بودم.
ایمنا: چه چیزی موجب شد دوباره برای ساختن زندگیتان تلاش کنید؟
بیکپور: در روزهای نخست، وقتی هنوز پروتز نداشتم و با عصا راه میرفتم، نگران ادامه زندگی بودم. با دریافت پروتز بهتدریج بسیاری از نگرانیهایم برطرف شد و توانستم فعالیتهایم را از سر بگیرم.
خانوادهام نقش مهمی در این مسیر داشتند. اشکهای پدرم برایم بسیار دردناک بود و همراهی صادقانه همسرم نیز به من امید میداد. ما پیش از حادثه حدود ۱۰ سال با یکدیگر آشنا بودیم و قرار بود پس از آن ازدواج کنیم. او همیشه به من میگفت که میتوانم قهرمان بزرگی شوم و حتی بهتر از گذشته پیشرفت کنم. این باور و حمایت، انگیزهای برای ادامه مسیرم بود.
با تحصیل در مهندسی مکانیک به استقلال شغلی و اقتصادی رسیدم
ایمنا: تحصیلات دانشگاهی شما چه جایگاهی در زندگی امروزتان دارد؟
من در رشته مهندسی مکانیک، گرایش تبدیل انرژی، تحصیل کردم و در آزمون نظام مهندسی نیز پذیرفته شدم. اکنون بهعنوان طراح و ناظر نظام مهندسی، بازرس گازرسانی و بازرس آب و فاضلاب فعالیت میکنم.
تحصیلاتم کمک کرد به استقلال شغلی و اقتصادی برسم. در کنار فعالیت حرفهای، در ورزش نیز مدالهای مختلف و مدارک مربیگری دریافت کردم. در رشتههایی همچون شنا، کاراته، دوومیدانی، آمادگی جسمانی و بدنسازی، مدارک مربیگری گرفتم و فعالیت ورزشیام را ادامه دادم.
وقتی پروتز دوومیدانی را پوشیدم، احساس پرواز داشتم
ایمنا: نخستین تجربه راه رفتن با پروتز و سپس دویدن چه احساسی برای شما داشت؟
بیکپور: وقتی برای نخستین بار پروتز را پوشیدم، احساسم شبیه کودکی دو یا سهساله بود که تازه میخواهد راه رفتن را یاد بگیرد. از یک طرف غم بزرگی داشتم که پای طبیعیام را از دست داده بودم و از طرف دیگر، خوشحال بودم که دوباره میتوانم راه بروم.
وقتی تیغه یا پروتز مخصوص دویدن را پوشیدم، احساس میکردم همچون پرندهای هستم که میخواهد پرواز کند. شاید دویدن برای فردی که دچار قطع عضو شده است، در نگاه نخست دور از تصور باشد، اما من توانستم با کمک علم و فناوری دوباره بدوم.
از همان ابتدا با خودم عهد بستم که رسالت تازهای را آغاز کنم؛ اینکه الگویی باشم تا دیگران بدانند معلولیت جسمی تنها مانع رسیدن به هدفها نیست. به باور من، یکی از بزرگترین محدودیتها، محدودیتی است که در ذهن خودمان ایجاد میکنیم.
ایمنا: چگونه وارد رشته دوومیدانی شدید و ورزش حرفهای شما از کجا آغاز شد؟
بیکپور: پس از حادثه، ابتدا وارد رشته قایقرانی شدم. چون شناگر بودم و ارتباط خوبی با آب داشتم، به این رشته علاقهمند شدم. حدود شش تا هفت ماه تمرین کردم و توانستم در مسابقات قهرمانی کشور مدال نقره بگیرم. این موفقیت انگیزه زیادی به من داد و نقطه شروع جدی ورزش حرفهایام شد.
پس از آن، بهصورت اتفاقی وارد دوومیدانی شدم. پروتزیستم با من تماس گرفت و گفت پروتزهای تیغهای مخصوص دویدن برای افراد دارای قطع عضو وجود دارد و با توجه به سابقه ورزشیام، برای استفاده از آن انتخاب شدهام. از این پیشنهاد استقبال کردم، زیرا برایم شگفتانگیز بود که پس از قطع عضو میتوانم دوباره بدوم.
ایمنا: مسیر تبدیل شدن از یک ورزشکار تازهکار به قهرمان مسابقات کشوری چقدر دشوار بود؟
بیکپور: این مسیر آسان نبود. سابقه ورزش، بهویژه فعالیت در رشته رزمی، به من کمک کرده بود روحیه جنگندگی و مقاومت در شرایط سخت را در خودم پرورش دهم؛ اما دویدن با پروتز شرایط متفاوتی دارد.
پیش از حادثه با دو پای طبیعی میدویدم، اما پس از آن باید با یک عضو مصنوعی تعادل خود را حفظ میکردم. بهعنوان نخستین بانوی دونده دارای قطع عضو در ایران، با کمبود تجربه و دانش تخصصی در زمینه تمرین با پروتز مواجه بودم.
مربیانی که تجربه کار با ورزشکاران دارای شرایط مشابه داشته باشند، محدودند و تجهیزات و زیرساختهای مناسب نیز کافی نیست. همکاریهایی که انتظار داشتم برای تأمین ابزار و امکانات از سوی هیئت دوومیدانی انجام شود، آنطور که باید پیش نرفت. همه این مسائل مسیر را دشوارتر کرد.

با پروتز قدیمی تمرین میکنم، درحالیکه رقبایم از تجهیزات روز دنیا استفاده میکنند
ایمنا: در مواد دوی ۱۰۰ و ۲۰۰ متر چه رکوردهایی ثبت کردهاید و چه افتخاراتی به دست آوردهاید؟
بیکپور: بهترین رکوردم در دوی ۱۰۰ متر، ۱۵ ثانیه و ۳۵ صدم ثانیه بوده است؛ البته در تمرینها در محدوده ۱۴ ثانیه نیز دویدهام. رکوردم در دوی ۲۰۰ متر حدود ۳۲ ثانیه است.
در سطح کشور شش مدال طلای قهرمانی و یک مدال نقره دارم، همچنین در مسابقات جایزه بزرگ امارات در سال ۲۰۲۴ توانستم دو مدال برنز برای ایران کسب کنم.
شرایط رقابت من با بسیاری از ورزشکاران متفاوت است. در مسابقات قهرمانی کشور، کلاسهای ورزشی گاهی ادغام میشوند و من با ورزشکارانی رقابت میکنم که هر دو پای خود را دارند، هرچند ممکن است مشکلات دیگری در پاهایشان داشته باشند، بنابراین عملکرد ورزشکاران باید با توجه به شرایط جسمی و امکانات آنها ارزیابی شود.
ایمنا: نخستین تجربه بینالمللی شما در امارات چگونه گذشت و چه تفاوتی میان امکانات شما و رقبایتان بود؟
بیکپور: مسابقات جایزه بزرگ امارات نخستین تجربه بینالمللی من بود. شرایط رقابت دشوار بود، اما خوشبختانه توانستم دو مدال برنز کسب کنم.
در آن مسابقات از نزدیک دیدم که تجهیزات چقدر بر رکوردها تأثیر میگذارند. در رشتههای سرعت، حتی صدم و هزارم ثانیه میتواند در تعیین مدالآوران مؤثر باشد. پروتزهای تخصصی که شرکتهای معتبر دنیا تولید میکنند، با فناوری روز طراحی میشوند و عملکرد ورزشکار را تحت تأثیر قرار میدهند.
من از تجهیزات بهروز برخوردار نبودم. پروتزی که با آن میدویدم، مربوط به سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ بود و از اساس پروتز مسابقهای محسوب نمیشد، بلکه برای افرادی طراحی شده بود که بهتازگی قطع عضو شدهاند و میخواهند دویدن را آغاز کنند.
در مقابل، رقبای من از پروتزهای تخصصیتر و بهروزتری استفاده میکنند که هر سال ارتقا پیدا میکند. وقتی رقابت در حد صدم ثانیه است، چنین تفاوتی میتواند در نتیجه نهایی تأثیر بسزایی داشته باشد.

۵ سال تمرین کردم تا به ناگویا برسم، اما اعزام نشدم
ایمنا: بازیهای پاراآسیایی ناگویا چه جایگاهی در اهداف ورزشی شما داشت و از چه زمانی برای حضور در این رقابتها برنامهریزی کردید؟
بیکپور: از همان زمانی که وارد دوومیدانی شدم، هدف اصلیام کسب مدال در بازیهای پاراآسیایی بود؛ رقابتهایی که میتوان آنها را المپیک آسیایی ورزشکاران دارای معلولیت دانست.
پیش از ناگویا، برای بازیهای پاراآسیایی هانگژوی چین نیز به اردو دعوت شده بودم، اما اعزام نشدم. آن زمان رکورد مناسبی برای کسب مدال نداشتم، بااینحال معتقد بودم حتی حضورم بهعنوان نماینده دختران ایران میتوانست ارزشمند باشد.
پس از آن تصمیم گرفتم خودم را برای ناگویا آماده کنم. سه سال پیاپی با جدیت تمرین کردم تا به این هدف برسم. آسیبدیدگی ناشی از پروتز، شکستن آن در تمرین، هزینههای تأمین تجهیزات و نگرانی از تکرار این اتفاقها فشار زیادی به من وارد میکرد.
من عاشق دوومیدانی هستم، اما علاقه به ورزش به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست. وقتی تجهیزات مناسب در اختیار ندارم و پروتز موجب زخم شدن پایم میشود، نمیتوانم تمام توانم را در تمرین و مسابقه به کار بگیرم.
ایمنا: وقتی برای اردوهای آمادهسازی تیم ملی با هدف حضور در ناگویا دعوت شدید، روند آمادهسازی شما چگونه پیش رفت؟
بیکپور: از دعوت به اردو بسیار خوشحال بودم. پس از ناکامی در اعزام به هانگژو، تمام تلاشم را به کار گرفته بودم تا اینبار در بازیهای پاراآسیایی ناگویا شرکت کنم.
شرایط جنگی که از اسفند سال گذشته ایجاد شد، بر روند اردوها تأثیر گذاشت. اردوها بیشتر بهصورت غیرمتمرکز برگزار میشد و من فقط توانستم در یک مرحله از اردوی متمرکز شرکت کنم. در مجموع، حدود چهار یا پنج مرحله به اردو دعوت شدم و نامم در فهرست بلند ورزشکاران قرار داشت، با اینحال، پس از پایان اردوها و اعلام فهرست نهایی، نام من در میان اعزامشدگان نبود؛ اتفاقی که با توجه به هدف چندسالهام برای حضور در رقابتهای آسیایی، بسیار تلخ بود.
ایمنا: بهطور دقیق چه اتفاقی افتاد و چرا به این رقابتها اعزام نشدید؟
بیکپور: پس از اعلام فهرست نهایی، چندین بار برای پیگیری به تهران رفتم و به فدراسیون پارادوومیدانی و کمیته ملی پارالمپیک مراجعه کردم، اما توضیح مشخصی دریافت نکردم. به من گفته شد شانس مدال ندارم و فقط ورزشکارانی که تا رتبه پنجم رنکینگ آسیا قرار دارند، اعزام میشوند؛ درحالیکه رتبه من حدود پنجم یا ششم آسیا بود.
اعتراض من تنها به این دلیل نبود که نامم در فهرست قرار نگرفت. اگر همه ورزشکاران براساس معیارهای فنی و رکوردی انتخاب میشدند، میپذیرفتم که رکورد لازم را کسب نکردهام. مسئله از جایی آغاز شد که در جریان پیگیریها متوجه شدم ورزشکارانی با شرایط مشابه از نظر رنکینگ در فهرست نهایی قرار گرفتهاند.
طبق توضیحاتی که دریافت کردم، برخی ورزشکاران بهصورت حمایتی انتخاب شده بودند، اما این حمایت درباره من اعمال نشد. معتقدم اگر قرار است ورزشکاری بهصورت حمایتی اعزام شود، باید سازوکار آن روشن باشد و برای ورزشکاران دارای شرایط به شکل یکسان اجرا شود.
من بهعنوان نخستین بانوی دونده دارای قطع عضو در مواد سرعت، تلاش زیادی کردم تا به این جایگاه برسم. حضورم در ناگویا میتوانست فرصتی برای معرفی توانمندی دختران ایرانی باشد. به باور من، گاهی خود حضور یک ورزشکار در رقابتهای بینالمللی بهویژه در رشتهای که نمایندهای از ایران در آن حضور نداشته است، اهمیت دارد.
ایمنا: آیا مسئولان فدراسیون و کمیته ملی پارالمپیک درباره علت اعزام نشدن شما توضیح روشنی ارائه کردند؟
بیکپور: توضیحی که دریافت کردم این بود که فدراسیون ورزشکاران تا رتبه پنجم رنکینگ آسیا را اعزام کرده و من نفر ششم بودهام، بنابراین شانس مدال نداشتم. اما این توضیح برایم قانعکننده نبود، زیرا ورزشکارانی با شرایط مشابه از نظر رنکینگ در فهرست اعزامی حضور داشتند و بهصورت حمایتی انتخاب شده بودند.
در ادامه پیگیریها، به مسائل فرهنگی نیز اشاره شد. هنوز برایم روشن نیست منظور از این موضوع چه بوده و چرا باید چنین مسئلهای در انتخاب یک ورزشکار مطرح شود. من نیز همچون دیگر ورزشکاران زن ایرانی با حجاب اسلامی فعالیت میکنم و تمام تلاشم را برای حضور در رقابتهای بینالمللی به کار گرفتهام.
انتظار داشتم معیارهای انتخاب بهصورت شفاف توضیح داده شود تا بدانم چرا با وجود حضور در اردوها و تلاش برای بهبود عملکردم، نامم در فهرست نهایی قرار نگرفت.
ایمنا: چرا معتقدید شرایط شما با برخی ورزشکاران دیگر متفاوت بود؟
بیکپور: من دونده سرعت هستم و با پروتز میدوم. شرایط تمرین و مسابقه من با ورزشکاری که در رشته پرتاب فعالیت میکند، متفاوت است. برای رسیدن به رکورد مناسب، به پروتز تخصصی، مربی آشنا با دویدن با پروتز و امکانات استاندارد نیاز دارم.
در روند آمادهسازی، اردوها بهصورت غیرمتمرکز برگزار شد و فرصت کافی برای تمرین منسجم نداشتیم. در مرحله انتخابی نیز پروتز من شکست و بهدلیل شرایط پیشآمده، حدود دو ماه نتوانستم روی پیست تارتان تمرین کنم. ناچار بودم در پارکها و کنار جاده تمرین کنم، درحالیکه پروتز من برای استفاده روی سطح استاندارد پیست مناسب بود.
با وجود این مشکلات، تلاش کردم خودم را به مسابقه انتخابی برسانم، اما نتوانستم بهترین عملکردم را ارائه دهم و رکورد موردنظر فدراسیون را ثبت کنم. معتقدم هنگام ارزیابی ورزشکار باید شرایط آمادهسازی، امکانات و محدودیتهای او نیز در نظر گرفته شود.
ایمنا: اگر قرار باشد مسئولان فدراسیون و کمیته ملی پارالمپیک این گفتوگو را بخوانند، چه پرسشی از آنها دارید؟
بیکپور: سوال من این است که آیا وظیفه کمیته ملی پارالمپیک فقط انتخاب ورزشکارانی است که به حدنصاب میرسند یا حمایت از ورزشکارانی که سالها با کمبود امکانات و محدودیتها مبارزه میکنند نیز بخشی از مسئولیت آن است؟
من بهعنوان تنها بانوی ایرانی در کلاس ورزشی خودم، T۶۴، چگونه باید فرصت پیشرفت، تهیه پروتز مناسب و رسیدن به رکورد رقابتی را پیدا کنم، وقتی حتی فرصت حضور در رقابتهای مهمی مانند بازیهای پاراآسیایی از من گرفته میشود؟
اگر معیار انتخاب، رکورد و رنکینگ است، مسئولیت نهادهای ورزشی برای فراهم کردن فرصت عادلانه رسیدن به این رکوردها چیست؟ من نمیگویم حتماً باید مدال بگیرم، اما انتظار دارم فرصت رقابت و پیشرفت داشته باشم.
ایمنا: آیا فکر میکنید اگر به ناگویا اعزام میشدید، میتوانستید مدال کسب کنید؟
بیکپور: نمیتوانم بگویم اگر اعزام میشدم، بهطور مدال طلا یا نقره میگرفتم؛ در ورزش هر اتفاقی ممکن است رخ دهد. با اینحال، معتقدم میتوانستم شانس خودم را برای کسب مدال امتحان کنم.
من در پنج سال فعالیت در پارادوومیدانی فقط یک تجربه مسابقه برونمرزی داشتهام، درحالیکه رقبایم هر سال در چندین رقابت بینالمللی شرکت میکنند و تجربه بیشتری به دست میآورند. اگر در ناگویا حضور پیدا میکردم، تمام توانم را برای کسب بهترین نتیجه و افتخارآفرینی برای ایران به کار میگرفتم.

هزینه یک پروتز مسابقهای مناسب به حدود دو میلیارد تومان میرسد
ایمنا: هزینههای ورزش حرفهای شما چگونه تأمین میشود و چه میزان حمایت مالی دریافت میکنید؟
بیکپور: پیش از دعوت ورزشکار به اردوهای تیم ملی، بهطور معمول هزینهها بر عهده خودش است. پس از دعوت به اردو، مبلغی بهعنوان حقوق ماهانه در نظر گرفته میشود که در مقطعی حدود ۱۶ تا ۱۷ میلیون تومان بود. با توجه به تورم و هزینههای ورزش حرفهای، این مبلغ برای تأمین همه نیازهای یک ورزشکار کافی نیست.
ورزشکار علاوه بر کفش، لباس، مکمل، هزینه مربی و سایر مخارج، بهویژه اگر دارای معلولیت باشد، هزینههای بیشتری برای تجهیزات تخصصی دارد. من هزینه تهیه پروتز خودم را بهطور شخصی پرداخت کردهام و نتوانستم اسپانسری پیدا کنم که برای تأمین آن حمایت کند. فدراسیون و کمیته ملی پارالمپیک نیز در تهیه پروتز موردنیازم حمایتی نکردند.
پروتز مسابقهای استانداردی که بتوانم با آن عملکرد بهتری داشته باشم، با توجه به فناوری و مواد مورد استفاده، هزینه بسیار بالایی دارد و برآورد من از هزینه تهیه آن حدود دو میلیارد تومان است؛ تأمین چنین مبلغی برای یک ورزشکار دشوار است.
مدیرکل ورزش و جوانان استان کردستان و هیئت ورزشهای جانبازان و توانیابان در برخی مراحل، از جمله برای رسیدن من به اردوها، حمایتهایی داشتهاند، اما این حمایتها با هزینههای واقعی ورزش حرفهای فاصله دارد.
ایمنا: امکانات ورزشی استان کردستان تا چه اندازه برای آمادهسازی یک ورزشکار ملیپوش مناسب است؟
بیکپور: در استان کردستان پیست تارتان وجود دارد، اما امکانات آن برای ورزشکاران رشتههای میدانی در همه بخشها مناسب نیست. رفتوآمد ورزشکاران دارای معلولیت، حملونقل و ورود به مجموعههای ورزشی نیز گاهی دشوار است.
مربی تخصصی و تجهیزات بدنسازی وجود دارد، اما امکانات فعلی با نیازهای یک ورزشکار ملیپوش فاصله دارد. در استان پایگاه قهرمانی داریم، ولی یک پایگاه برای تعداد زیادی از ورزشکاران کافی نیست و باید به تجهیزات بهروز بدنسازی مجهز شود.
ورزشکاری که میخواهد در سطح ملی و بینالمللی رقابت کند، باید به امکانات استاندارد دسترسی داشته باشد. بدون چنین زیرساختهایی، انتظار بهبود رکورد و رقابت با ورزشکارانی که از تجهیزات پیشرفته استفاده میکنند، واقعبینانه نیست.
معلولیت را باید بهعنوان یک تفاوت فردی پذیرفت
ایمنا: رسانهها بهطور معمول روایت ورزشکاران دارای معلولیت را با تأکید بر انگیزه و غلبه بر مشکلات منتشر میکنند. این نوع پوشش رسانهای را چگونه ارزیابی میکنید؟
بیکپور: توجه رسانهها به انگیزه و اراده ورزشکاران دارای معلولیت اتفاق بدی نیست؛ زیرا این ورزشکاران برای رسیدن به اهداف خود با دشواریهای زیادی روبهرو هستند. اما مهم است که در کنار روایت موفقیتها، مشکلات و حقوق آنها نیز دیده شود.
افراد دارای معلولیت بخشی از جامعه هستند و باید تفاوتهای فردی آنها پذیرفته شود. ممکن است فردی بر اثر تصادف، بیماری یا بهصورت مادرزادی با معلولیت روبهرو شود؛ هیچکس نمیداند در آینده چه اتفاقی برایش رخ خواهد داد.
رسانهها میتوانند در تغییر نگاه جامعه نقش مهمی داشته باشند تا مردم بدانند معلولیت نباید بهانهای برای ایجاد مانع در زندگی دیگران باشد. رفتار و ذهنیت جامعه باید بهگونهای تغییر کند که افراد دارای معلولیت بتوانند از حقوق شهروندی خود برخوردار باشند.
ایمنا: به نظر شما مهمترین مشکلات اجتماعی و زیرساختی پیش روی افراد دارای معلولیت چیست؟
بیکپور: یکی از مشکلات مهم، مناسب نبودن بسیاری از فضاهای شهری است. هنوز در خیابانها، ورودی بانکها، ساختمانهای اداری و مکانهای عمومی با موانعی روبهرو هستیم که رفتوآمد افراد دارای معلولیت را دشوار میکند.
قوانین مربوط به حقوق افراد دارای معلولیت وجود دارد، اما میان تصویب قانون و اجرای کامل آن فاصله است. اگر قوانین مربوط به دسترسی به اماکن عمومی، امکانات ورزشی و حقوق شهروندی بهدرستی اجرا شوند، بخش زیادی از مشکلات برطرف خواهد شد.
در کنار مسئولیت دستگاهها، مطالبهگری افراد دارای معلولیت نیز اهمیت دارد. همه ما حق شهروندی داریم و باید بتوانیم از این حقوق برخوردار شویم.
اگر صفحهای از کتاب زندگی آسیب دید، کتاب را نبندید
ایمنا: پس از کنار گذاشته شدن از فهرست اعزامی ناگویا، از نظر روحی چه شرایطی را تجربه کردید؟
بیکپور: وقتی نامم را در فهرست اعزامی ندیدم، بسیار ناراحت شدم و مدتی شرایط روحی سختی داشتم. شاید برای مخاطبان باورکردنی نباشد، اما برای نخستین بار به پایان زندگی خودم فکر کردم.
تصور کنید فردی تصادف میکند، پایش را از دست میدهد و پس از چند ماه دوباره بلند میشود. با پروتز، دوومیدانی را آغاز میکند و با وجود تمام سختیها به تمرین ادامه میدهد. پروتزش میشکند، پایش زخمی میشود و برای تهیه تجهیزات با مشکلات مالی روبهروست، با اینحال، امیدوار است روزی در رقابتهای مهم شرکت کند.
من پنج سال برای این هدف تلاش کردم. گاهی از ساعت پنج صبح بیدار میشدم و سه جلسه در روز تمرین میکردم. از میهمانی، تفریح و بسیاری از برنامههای شخصیام میگذشتم و حتی با وجود درد ناشی از پروتز تمرین میکردم. تمام این تلاشها را با امید به حضور در ناگویا ادامه دادم و وقتی این فرصت از دست رفت، احساس کردم حاصل سالها تلاش من نادیده گرفته شده است.
بیش از هر چیز از ازدسترفتن فرصت رقابت ناراحت بودم؛ اینکه رقبایم میتوانند در مسابقات شرکت کنند، تجربه به دست بیاورند و پیشرفت کنند، اما من از این فرصت محروم ماندم.
ایمنا: با وجود این تجربه دشوار، چه هدفی را برای آینده ورزشی خود دنبال میکنید؟
بیکپور: در حال حاضر تلاش میکنم ذهنم را دوباره متمرکز کنم و برای رقابتهای قهرمانی جهان آماده شوم. تجربه نرسیدن به ناگویا برایم بسیار تلخ بود، اما نمیخواهم این اتفاق پایان مسیر ورزشیام باشد.
هدفم همچنان پیشرفت، بهبود رکوردها و حضور در رقابتهای بینالمللی است. میخواهم فرصت داشته باشم تواناییهایم را در شرایطی عادلانه نشان دهم و برای کشورم افتخارآفرینی کنم.
ایمنا: اگر فرد جوانی که بهتازگی با معلولیت روبهرو شده است، از شما درباره ادامه زندگی و رسیدن به اهدافش راهنمایی بخواهد، چه میگویید؟
بیکپور: در صفحه اینستاگرامم بارها با پیام افرادی روبهرو میشوم که بهتازگی دچار قطع عضو شدهاند یا از ادامه زندگی ناامید هستند و از من راهنمایی میخواهند.
به آنها میگویم زندگی کوتاه است و باید از لحظههای آن استفاده کرد. نباید فقط به مقصد نگاه کنیم؛ باید از مسیر زندگی، با همه دشواریها و اتفاقاتش، لذت ببریم.
من تا ۲۹ یا ۳۰سالگی با دو پای طبیعی زندگی میکردم و پس از آن باید با یک پا به مسیرم ادامه میدادم. این تغییر جسمی نباید موجب میشد هویت و هدفهایم را فراموش کنم. من همان رویا هستم و باید به زندگی ادامه بدهم. شاید لازم باشد برای رسیدن به هدفهایم بیشتر تلاش کنم، اما این به معنای پایان زندگی نیست.
زندگی را همچون کتابی ببینید که خودتان قهرمان داستان آن هستید. اگر صفحهای از این کتاب آسیب دید، آن را نبندید و داستان را ادامه دهید.
در هنر ژاپنی «کینتسوگی»، ظرف شکسته را با موادی همچون طلا ترمیم میکنند، بهگونهای که شکستگیهای آن پنهان نمیشود، بلکه بخشی از زیبایی تازه ظرف بهشمار میرود. من هم باور دارم وجود یک نقص جسمی نباید مانع رسیدن به اهداف شود. ذهن و اراده انسان نقش مهمی در ادامه مسیر دارند و نباید اجازه دهیم یک اتفاق، تمام آیندهمان را تعریف کند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.