ایرانیان مقیم آمریکا چه رفتار انتخاباتی داشتند/ چرا به چشم نیامدند/ روح شب خیز در دیاسپورای ایرانی دمیده شده؟
هرچند پاسخ این پرسش نیازمند آمار و اطلاعات و تحقیق دقیق است اما به نظر میرسد دیاسپورای ایرانی آن قدر که سر و صدا میکند و مایل است جدی گرفته شود جدی نیست و...

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- به انتخابات نمایندگان دو مجلس نمایندگان و سنا در آمریکا که در نیمۀ یک دورۀ ریاست جمهوری برگزار میشود و نشاندهندۀ میزان رضایت یا نارضایتی از عملکرد رییس جمهوری مستقر هم هست (با رأی دادن یا ندادن به حزب متبوع او) انتخابات میاندورهای گفته میشود و میدانیم که در انتخابات اخیر و در هر دو مجلس جمهوریخواهان شکست سنگینی را متحمل شدند. چون در اینباره یادداشت های مختلفی منتشر شده طبعا قصد تکرار آنها را در این نوشته ندارم و میخواهم به موضوع دیگری بپردازم و بیشتر طرح پرسش کنم.
مهمترین تحلیل و تفسیر شکست حامیان ترامپ این بوده که بهای رفتار و گفتار او را پرداختهاند و این ناکامی به خاطر آثار سوء اقتصادی جنگ با ایران بر زندگی مردم بوده و این که قول داده بود به جنگها خاتمه دهد نه این که جنگ بی حاصل دیگری را تحمیل کند. هر چند در ایران در عین استقبال رسمی و مردمی این نگرانی وجود دارد که ترامپ بخواهد برای جبران تحقیر انتخاباتی و نمایش قدرت دست به عمل جنونآمیزی بزند.
نکتۀ مبهم و مورد نظر این یادداشت اما رفتار انتخاباتی جامعۀ ایرانیان مقیم آمریکا و مشخصا مناطق ایرانی نشین و به صورت خاص ایالت کالیفرنیاست.
اتفاق درخور توجه انتخاب نمایندۀ دموکرات از حوزۀ 47 –کالیفرنیا-ست در حالی که گفته شده بود اگر تنها 7 هزار ایرانی به او رأی دهند خانم جمهوریخواه برنده میشود و حتی یکی پیام گذاشت سه هزار رأی هم کافی است اما آن گونه که خبرنگار بیبیسی نوشته اختلافشان 30 هزار رأی بوده است و این یعنی یا نقش و وزن ایرانیان را زیاد جدی گرفته بودند یا این که ایرانیان در حال و هوای دیگری بودهاند و یا اصلا در قالب یک جامعه رفتار نکردهاند و پراکندهاند.
به این بهانه میتوان نکاتی را یادآور شد:
اول این که سالهاست اعداد اغراقآمیزی از شمار ایرانیان مقیم آمریکا میشنویم. طبعا اکثر آنان طی این همه سال شهروند ایالات متحده شده و حق رأی دارند. با این وصف چرا صحبت از اعدادی چون 7 هزار است که قابل قیاس با اعداد بزرگ چند صد هزار نیست؟
دوم این که سالهاست دربارۀ ایرانیان مقیم آمریکا میشنویم که فرهیختهترین و مهمترین اقلیتاند. چنین گزاره ای طبعا بیش از هر جای دیگر باید در سیاست و عرصۀ انتخاب جلوه کند اما طی این همه سال ندیده ایم که یک ایرانی یا ایرانیتبار نامزد مطرح نمایندگی شود چه رسد به این که موفقیتی مانند عبدالرحمن سید سناتور جدید ایالت میشیگان را کسب کند.

از دو حال خارج نیست. یا ایرانیان مقیم آمریکا آن قدر در آن جامعه حل و هضم شدهاند که آمریکایی به حساب میآیند. با این وصف چرا تحرک سیاسی و انتخاباتی ندارند و نشان و حضوری انفرادی از آنان نمیبینیم؟ یا ترجیح دادهاند ایرانی باقی بمانند و بعضا با گرایشهای سلطنت طلبانه در اتفاقات مربوط به ایران در صحنه باشند. در این حالت طبعا باید برای پیروزی همحزبیهای ترامپ فعالیت میکردند. پس آن 7 هزار نفر و حتی سه هزار نفر کجا بودند تا کاندیدای دموکرات با 56 درصد رای پیروز نشود و نامزد جمهوری خواهان تنها 43 درصد به دست نیاوَرَد؟
اگر ایرانیان زیادند و اثرگذار چرا آن خانم جمهوریخواه پیروز نشد؟ آیا بر خلاف تصور نه حامی ترامپ بلکه ضد جنگ و طرفدار دموکراتها هستند. در این صورت چرا در اسفند 1404 و فروردین 1405 هیچ تظاهراتی علیه حملۀ آمریکا به میهنشان برگزار نکردند و صدایی از آنان برنخاست؟
اگر طرفدار جنگ و ترامپ اند چرا به همفکر او در کالیفرنیا رأی ندادند؟ اگر مخالف جنگ و هوادار دموکراتها هستند چرا تصویر دیگری از آنان ارایه میشود و اگر منسجم و در قالب یک جامعه نیستند پس این همه سرو صدا در تلویزیونها و اینستاگرام و ایرون ایرون دیگر چیست! و اگر عارشان میآید به ایرانیبودنشان اشاره کنند و آمریکاییتر از آمریکاییها شده اند چرا چهره مطرحی در این کارزار سیاسی ندارند؟ یکی مثل السید؟ یک جای کار در هر حالت میلنگد!
آیا ایرانیان مقیم آمریکا و دستکم هواداران رضا پهلوی سرخورده شدهاند یا آن قدر که ادعا می کنند وزن سیاسی ندارند؟ یا تصویر غالب را باید در همین قاب تلویزیون شبخیز جست که به سرگرمی بیشتر علاقه دارند تا سیاست؟
بگذارید برای رفع سوء تفاهم ماجرا را مرور کنیم. اگر ایرانیان مقیم آمریکا و به صورت خاص آنان که در کالیفرنیا زندگی میکنند در سیاست اثرگذارند این تأثیر را به دو صورت میتوانستند نشان دهند:
اول این که طی این همه سال و مانند آمریکایی های ریشه درجاهای دیگر چهرههایی چون ایلهان عمر یا رشیده طالب یا عبدالسید یا معرفی کنند. اولی از مینهسوتا (حوزه 5) راه یافته و مسلمان و سومالیاییتبار است. دومی آمریکایی – فلسطینی و از حوزه 13 میشیگان. سومی هم که چهره روز آمریکاست: متولد آمریکا و از پدر و مادری مصری است. هیچ ایرانییی را اما با این ویژگی ها در انتخابات آمریکا نمیشناسیم. تنها طی این همه سال خیال کرده بودیم یک فیروز نادری به معنی آن است که کل ناسا در اختیار ماست!
دوم این که به صورت منسجم از کاندیدای یک حزب و با فرض تمایل به ترامپ – جمهوری خواه- حمایت کنند. این را هم ندیدیم. چون باید خود را در حوزه 47 نشان میداد!
با این وصف میتوان گفت ایرانیان مقیم آمریکا یک جامعه منسجم بااثرگذاری انتخاباتی نیستند و برخی تجمعات را نباید به منزله اتحاد سیاسی آنها دانست و بیشتر خاطرهبازی یا خاطرهسازی متأثر از چند شبکۀ تلویزیونی فارسی زبان است.
البته یک فرض خوش بینانه را هم نباید از نظر دور داشت تا اگر بستگانی در میان آنها داریم جانب انصاف رعایت شده باشد. آیا دیاسپورای ایرانی به رغم ادعای حمایت زبانی از جمهوریخواهان و حداقل در کالیفرنیا برای جبران سکوت قبلی در مقابل تجاوز به میهنشان یا سرزمین آبا و اجدادی شان بیسر وصدا این بار به دموکراتها رأی دادهاند تا بر جنگ طلبی و جنون ترامپ افسار زنند؟
اگر این قدر اثر گذارند چرا اعلام نمیکنند و چرا به رخ نمیکشند تا امتیاز بگیرند و همدلی ایرانیان داخل را به دست آورند و اگر تأثیر یا انسجامی ندارند این همه سر و صدا که از کانالهای متعدد تلویزیونی فارسی زبان شنیده میشود از سر چیست؟
نویسندۀ این سطور به نتیجه مشخصی نرسیده و تنها طرح سؤال میکند و نمیتواند به قول شهروندان عادی ایرانی مقیم آمریکا اعتماد کامل کرد زیرا این موضوع نیازمند یک تحقیق دقیق است. اگرچه این واقعیت را بیش از پیش آشکار کرده که دیاسپورای ایرانی آن قدر که سر و صدا می کند و مایل است جدی گرفته شود جدی نیست و شاید بهترین تصویر همان قاب تلویزیون شبخیز باشد.
مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده)
دونالد ترامپ
دونالد ترامپ سیاستمدار و بازرگان آمریکایی و چهلوپنجمین و چهلوهفتمین رئیسجمهور ایالات متحده است؛ خروج از برجام، دستور حمله به قاسم سلیمانی، بمباران تأسیسات هستهای ایران در ۱۴۰۴ و آغاز جنگ ۲۰۲۶ با ایران از تصمیمهای مهم او دربارهٔ ایران است.
همهٔ ۲٬۵۸۷ خبر دونالد ترامپ ←نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.