دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

جوانی که امام خمینی(ره) او را «حجت‌الاسلام» خطاب کرد؛ روایت طلبه‌ای که از بازار کتاب بیروت تا قله مقاومت رسید

خبه نقل از خبرآنلاین··خبر در خبرآنلاین

پیش از آنکه نامش با جنگ، مقاومت و سخنرانی‌های پرمخاطب گره بخورد، نوجوانی بود که ساعت‌ها به تصویر امام موسی صدر خیره می‌شد و آرزو داشت روزی مانند او شود؛ طلبه‌ای لبنانی که از بازار کتاب‌های دست‌دوم بیروت آغاز کرد، به حوزه نجف و قم رسید، در ۲۱سالگی به دیدار امام خمینی(ره) رفت و سال‌ها بعد به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های مقاومت لبنان تبدیل شد.

جوانی که امام خمینی(ره) او را «حجت‌الاسلام» خطاب کرد؛ روایت طلبه‌ای که از بازار کتاب بیروت تا قله مقاومت رسید
عکس: خبرآنلاین

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، روایت زندگی شهید سیدحسن نصرالله: پیش از آنکه نامش با جنگ، مقاومت و سخنرانی‌های پرمخاطب گره بخورد، نوجوانی بود که ساعت‌ها روی صندلی می‌نشست و به تصویر امام موسی صدر خیره می‌شد؛ آرزویش این بود که روزی مانند او شود.

صدای درگیری که از بیرون به گوش می‌رسید، خانواده را وادار به تصمیمی سخت کرد. برای یک خانواده معمولی در بیروت، «رفتن» فقط بستن چند چمدان نبود؛ یعنی خانه و بخشی از زندگی را پشت سر گذاشتن و راهی شدن. آن روز ۱۵ سال داشت. خانواده به البازوریه رفتند؛ روستایی در جنوب لبنان که ریشه خانوادگی پدر و مادرش به آنجا بازمی‌گشت.

اما اگر بخواهیم داستان این نوجوان را از جنگ آغاز کنیم، نیمی از ماجرا را از دست داده‌ایم؛ چراکه پیش از ورود صدای گلوله به زندگی‌اش، کتاب‌ها بخش مهمی از دنیای او بودند. از حدود ۹سالگی به کتاب علاقه داشت و در بازار قدیمی بیروت، میان بساط کتاب‌های دست‌دوم، به دنبال کتاب می‌گشت.

او هنوز نوجوانی کم‌سن‌وسال بود که جنگ داخلی لبنان آغاز شد. در همان سال‌ها به جنبش امل پیوست؛ جنبشی که امام موسی صدر آن را بنیان گذاشته بود. آشنایی با یک روحانی، مسیر زندگی او را وارد مرحله‌ای تازه کرد.

در صور با سید محمد غروی آشنا شد؛ روحانی‌ای که با جریان امام موسی صدر ارتباط داشت. غروی، علاقه این نوجوان به علوم دینی را دریافت و به او پیشنهاد کرد برای ادامه تحصیل راهی نجف شود.

۱۶ ساله بود که برای نخستین‌بار از کشورش خارج شد. مقصد، حوزه نجف بود؛ جایی که قرار بود دنیای فکری و علمی او را بسیار فراتر از کوچه‌های بیروت ببرد.

سال‌ها بعد، از روزهای ورودش به نجف سخن گفت؛ از دیدار با محمدباقر صدر، از روزهایی که در کنار سید عباس موسوی درس می‌خواند و از تجربه حضور در حوزه‌ای که برای یک نوجوان لبنانی، جهانی تازه و گسترده بود.

اما تحصیل در نجف پایان این مسیر نبود. تنها دو سال بعد، فشار حکومت عراق بر طلاب شیعه لبنانی باعث شد به لبنان بازگردد. ۱۸ ساله بود؛ نوجوانی که هر بار جنگ و سیاست بخشی از زندگی‌اش را از او می‌گرفت و او هر بار راهی تازه برای ادامه مسیر پیدا می‌کرد.

هنوز ۲۱ ساله نشده بود که مسیر زندگی‌اش از لبنان به تهران رسید؛ سفری که برای یک طلبه جوان لبنانی، تنها یک سفر معمولی نبود.

سال ۱۳۶۰، در تهران به دیدار امام خمینی(ره) رفت؛ دیداری که برای او با مسئولیتی تازه همراه شد. امام خمینی(ره) او را به‌عنوان نماینده خود تعیین کرد؛ حکمی که نام این طلبه جوان در آن آمده بود و در متن اجازه‌نامه، با عنوان «حجت‌الاسلام» از او یاد شده بود.

برای جوانی که هنوز در آغاز دهه سوم زندگی خود قرار داشت، این اتفاق معنای مهمی داشت؛ مسئولیتی که نشان می‌داد مسیر او دیگر تنها به تحصیل علوم حوزوی محدود نخواهد ماند.

سال‌های جوانی سید حسن نصرالله با جنگ گره خورده بود؛ از یک سو جنگ داخلی لبنان و از سوی دیگر هشت سال دفاع مقدس ایران، منطقه را به یکی از پرالتهاب‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر تبدیل کرده بود. با این حال، او خود را از تحولات بزرگ اطرافش کنار نکشید.

سنش کم بود، اما مسئولیت‌هایی که برعهده می‌گرفت، کم نبودند.

چند سال بعد، در سال ۱۳۶۶، برای ادامه تحصیلات حوزوی راهی قم شد. دو سال در این شهر ماند و در همین دوره زبان فارسی را نیز آموخت.

آن جوان ۲۱ ساله، در سال‌های بعد دیگر همان طلبه‌ای نبود که روزی از لبنان به تهران آمده بود. مسیر زندگی‌اش از مدرسه و حوزه به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی لبنان کشیده شد؛ مسیری که سرانجام در سال ۱۹۹۲ او را به دبیرکلی حزب‌الله رساند.

سید حسن نصرالله، آن نوجوان لبنانی دهه ۱۹۷۰، به چهره‌ای تأثیرگذار تبدیل شد؛ رهبری که حضورش در سخنرانی‌ها برای هوادارانش معنا و پیام خاص خود را داشت و حتی حرکات دست، مکث‌ها و تغییر لحن او نیز بخشی از ارتباطش با مخاطبان بود.

سخنرانی‌های سید حسن نصرالله فقط چند دقیقه صحبت پشت تریبون نبود. شیوه سخن گفتن او به‌دقت مورد توجه قرار می‌گرفت؛ از انتخاب واژه‌ها و لحن صدا گرفته تا مکث‌ها، حالت چهره و حتی لبخندهایی که در قاب دوربین ثبت می‌شد.

چیزهایی که شاید در نگاه نخست ساده به نظر برسند، مانند آرام صحبت کردن، تغییر لحن یا لبخند زدن در روزهای سخت، در شیوه ارتباطی او جایگاه خاصی داشتند. سخنرانی برای او تنها انتقال یک پیام نبود؛ بخشی از میدان جنگ روانی نیز محسوب می‌شد؛ میدانی که در آن قرار بود دوستان آرامش و اطمینان بگیرند و دشمنان، پیام و موضع او را دریافت کنند.

اما قصه سید حسن نصرالله با پایان زندگی او تمام نشد. برای نسلی که سال‌ها سخنان و تصاویر او را دنبال کرده بود، این بار نام «شهید سید حسن نصرالله» در روایت مقاومت ادامه پیدا کرد؛ روایتی که او را برای بخشی از نوجوانان و جوانان جبهه مقاومت به الگویی برای حرکت در مسیری می‌داند که از کتاب و مدرسه آغاز شد و به قله‌های مبارزه و رهبری رسید.

منبع:فارس

منبع: خبرآنلاینمشاهدهٔ خبر اصلی ←
روح‌الله خمینی

روح‌الله خمینی

سید روح‌الله موسوی خمینی مرجع تقلید شیعه و سیاستمدار ایرانی بود که رهبری انقلاب ۱۳۵۷ را بر عهده داشت و از ۱۳۵۸ تا زمان درگذشتش در خرداد ۱۳۶۸ نخستین رهبر جمهوری اسلامی ایران بود.

همهٔ ۴ خبر روح‌الله خمینی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.