سینمای مستند باید زخمهای پنهان جنگ و سوگ کودکان را به تصویر بکشد
اصفهان-در نشست تخصصی بررسی مستندهای کوه راستین و برای کیان تأکید شد که روایت جنگ و سوگ در سینمای کودک نباید به نمایش حادثه محدود شودبلکه بایدتجربه روانی کودک ومسیرمواجهه بااضطراب بررسی شود.

به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با برگزاری سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، دومین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی بررسی فیلمهای مستند جشنواره با تمرکز بر دو مستند کوه راستین و برای کیان برگزار شد؛ نشستی که در آن، نسبت سینمای مستند کودک با تجربههایی چون جنگ، اضطراب، فقدان و سوگ از منظر فیلمسازی و روانشناسی کودک مورد بررسی قرار گرفت.
این نشست ظهر دوشنبه در خانه سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان برگزار شد و در کنار بررسی مستند کوه راستین به تهیهکنندگی و کارگردانی حدیث جانبزرگی، مستند برای کیان به تهیهکنندگی و کارگردانی سارا طالبیان نیز مورد تحلیل قرار گرفت؛ با این تفاوت که طالبیان، مستندساز این اثر، در نشست حضور نداشت. برگزاری این سلسلهنشستها در قالب برنامههای جنبی روزانه جشنواره، فرصتی برای عبور از نمایش صرف آثار مستند و گفتوگو درباره چگونگی روایت مسائل پیچیده مرتبط با کودکان در سینما فراهم کرده است.
کوه راستین؛ تلاش برای دیدن جنگ از زاویه نگاه کودکان
حدیث جانبزرگی، تهیهکننده و کارگردان مستند کوه راستین، در این نشست با اشاره به حضور این اثر در جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان اظهار کرد: سالها در حوزه مستند فعالیت کرده و در بخشی از آثارش به موضوعات پیرامون کودکان پرداخته است، اما در کوه راستین تلاش کرده به شکل مستقیمتری به تجربه کودکان نزدیک شود.
وی افزود: ایده ساخت این مستند پس از جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت؛ زمانی که مانند بسیاری از افراد، اخبار و تحولات جنگ را دنبال میکرد، اما این پرسش برایش ایجاد شد که کودکان در چنین شرایطی چه تجربهای دارند و جنگ را چگونه میبینند.
جانبزرگی ادامه داد: با فاصله کوتاهی پس از پایان جنگ، به روستایی رفت که کودکان حاضر در مستند در آن زندگی میکردند و تلاش کرد تجربه مستقیم آنان از جنگ، انفجارها و شرایط پیرامونی را مشاهده و ثبت کند.
وی با بیان اینکه نزدیکی محل زندگی این کودکان به محل اصابت موشک، امکان مواجهه مستقیم آنان با آثار جنگ را فراهم کرده بود، گفت: برایم مهم بود که ببینم نگاه کودکان به جنگ و صلح چیست و آنها درباره آنچه تجربه کردهاند چگونه صحبت میکنند.
این مستندساز افزود: کودکان حاضر در فیلم حرفهای گسترده و قابل تأملی داشتند، اما محدودیت زمانی اثر اجازه نمیداد همه تجربهها و روایتهای آنان در فیلم جای بگیرد و اگر زمان بیشتری در اختیار بود، امکان پرداختن عمیقتر به حالوهوای این کودکان وجود داشت.
جانبزرگی درباره مخاطب کودک این اثر نیز گفت: تلاش نکرده فیلم را به اثری تلخ تبدیل کند و معتقد است با وجود موضوع سنگینی مانند جنگ، این مستند میتواند برای کودکان در سنین مدرسه قابل درک باشد؛ زیرا شخصیتهای اصلی فیلم نیز کودکانی شبیه مخاطبان کودک هستند.
وی با اشاره به حساسیت فیلمسازی درباره کودکان تصریح کرد: کار با کودک به دلیل ویژگیهای رفتاری و روانی او دشوارتر است و فیلمساز باید پیش از آغاز فیلمبرداری، رابطهای مبتنی بر اعتماد با کودک ایجاد کند.
جانبزرگی ادامه داد: تلاش میکند با کمترین تعداد عوامل در محیط حضور پیدا کند و پیش از آغاز کار نیز با کودکان رفتوآمد و ارتباط برقرار کند تا دوربین برای آنها به عنصری مزاحم تبدیل نشود.
وی خاطرنشان کرد: در مستندسازی، ابتدا باید با سوژه رفیق و همراه شد و سپس تلاش کرد آنچه را که در ذهن و تجربه او وجود دارد، به تصویر کشید؛ این مسئله درباره کودکان اهمیت بیشتری دارد و مدیریت ارتباط با آنها نیازمند شناخت و صبوری است.
این کارگردان مستند همچنین پژوهش را یکی از بخشهای مهم تولید مستند دانست و گفت: در پروژه کوه راستین، به دلیل شرایط تولید، مرحله پژوهش و تولید تا حدی به یکدیگر نزدیک شدند، اما با وجود این محدودیت، بازخوردهای دریافتشده از فیلم رضایتبخش بوده است.
از اضطراب جنگ تا سوگ؛ روانشناسی کودک چه میگوید؟
در ادامه این نشست نفیسه صالحی، متخصص روانشناسی کودک و نوجوان، در ادامه این نشست با تحلیل دو مستند، بر تفاوت تجربه روانی کودکان در مواجهه با جنگ و فقدان تأکید کرد و گفت: کوه راستین تصویری از تجربه کودکانی ارائه میدهد که جنگ را به شکل مستقیمتری لمس کردهاند و این تجربه میتواند با نشانههای اضطراب پس از سانحه همراه باشد.
وی افزود: فضای کوه راستین نسبت به واقعیت تلخ جنگ تا حدی تلطیف شده، اما کودکان حاضر در فیلم مستقیماً با صداهای انفجار، تغییر فضای آسمان و احساس ناامنی مواجه بودهاند و همین مواجهه میتواند اضطراب بنیادین کودک را فعال کند.
صالحی با اشاره به رفتار کودکان در این مستند گفت: بازی، نمایش، صحبت کردن و هیجانپردازی کودکان درباره اتفاقاتی که دیدهاند، میتواند نوعی برونریزی اضطراب باشد؛ زیرا کودک همیشه اضطراب و ترس خود را با زبان مستقیم و بزرگسالانه بیان نمیکند.
این متخصص روانشناسی کودک و نوجوان ادامه داد: حتی در شرایطی که کودک مستقیماً شاهد مرگ یا صحنههای شدید جنگ نبوده باشد، قرار گرفتن در معرض اخبار و فضای جنگ میتواند آثار روانی بلندمدتی ایجاد کند و استرس پس از سانحه الزاماً به معنای تجربه مستقیم یک حادثه نیست.
وی با بیان اینکه سینمای مستند میتواند در شناخت این نشانهها نقش داشته باشد، گفت: کوه راستین نشان میدهد کودکانی که در معرض مستقیم جنگ قرار گرفتهاند، چگونه امنیت بنیادین خود را از دسترفته احساس میکنند و این موضوع میتواند برای والدین، روانشناسان و فعالان حوزه کودک یک هشدار جدی باشد.
صالحی سپس به مستند برای کیان پرداخت و گفت: در این اثر، مسئله اصلی بیش از جنگ، مواجهه کودک با مرگ و سوگ است و ویژگیهای شناختی کودک در سنین پایین، شیوه مواجهه او با مفهوم فقدان را تعیین میکند.
وی با اشاره به سن پایین کیان توضیح داد: کودکان زیر شش سال هنوز در مرحلهای از رشد شناختی قرار دارند که مفهوم بازگشتپذیری برایشان دشوار است و ممکن است انتظار داشته باشند فردی که از دست دادهاند، دوباره بازگردد.
صالحی تأکید کرد: به همین دلیل، در مواجهه با کودک باید درباره مرگ با زبانی شفاف، ساده و متناسب با سن او صحبت کرد و از توضیحاتی مانند رفتن فرد متوفی به جایی که امکان بازگشت از آن وجود دارد، پرهیز کرد؛ زیرا چنین تعابیری میتواند برای کودک ابهام بیشتری ایجاد کند.
وی افزود: کودک در فرایند سوگ ممکن است بارها درباره فرد از دسترفته سؤال کند؛ اینکه آیا او برای تولدش خواهد آمد، در پارک حضور خواهد داشت یا هنگام انجام فعالیتی در کنار او خواهد بود. تکرار این پرسشها نشانه لجبازی نیست، بلکه بخشی از تلاش کودک برای پذیرفتن واقعیت فقدان است.
این متخصص حوزه کودک و نوجوان با اشاره به تفاوت فرایند سوگ در سنین مختلف گفت: شیوه تجربه و پذیرش سوگ پیش از شش سالگی، از شش تا ۱۰ سالگی و پس از آن متفاوت است و کودکان در این مسیر ممکن است حتی احساس گناه را تجربه کنند.
وی ادامه داد: کودک ممکن است تصور کند اگر کاری را متفاوت انجام میداد، حادثه رخ نمیداد؛ بنابراین احساس گناه یکی از ابعاد مهم سوگ در کودکان است که خانوادهها باید نسبت به آن آگاه باشند.
صالحی با تأکید بر اینکه سوگ فرایندی خطی نیست، گفت: کودک الزاماً از انکار به خشم، چانهزنی، افسردگی و سپس پذیرش به شکل یک مسیر مستقیم حرکت نمیکند و ممکن است بارها میان این مراحل رفتوبرگشت داشته باشد.
وی درباره نقش سینما در این فرایند اظهار کرد: فیلم فقط یک روایت نیست؛ یک اثر سینمایی میتواند به والد کمک کند بفهمد قرار نیست غم و درد سوگ را از کودک حذف کند، بلکه باید یاد بگیرد چگونه در کنار کودک بماند تا او بتواند با این فقدان زندگی کند.
صالحی افزود: فیلمی مانند برای کیان میتواند به کودکی که تجربه مشابهی داشته نشان دهد که در این وضعیت غیرعادی نیست و افراد دیگری نیز چنین تجربهای را پشت سر گذاشتهاند و میتوان در کنار این درد، به رشد و زندگی ادامه داد.
وی همچنین درباره نحوه بازنمایی سوگ در فیلمهای کودک تأکید کرد: پذیرش سوگ به معنای فراموش کردن فرد از دسترفته نیست؛ کودک باید بتواند دوباره بازی کند، به مدرسه برود، غذا بخورد، بخندد و زندگی روزمره خود را ادامه دهد، بدون اینکه تصور کند شاد بودن به معنای فراموش کردن عزیز از دسترفته است.
آموزش مهارت مواجهه با سوگ باید جدی گرفته شود
در پایان نشست گیتی خامنه، کارگردان آثار حوزه کودک، نیز در این نشست با اشاره به اهمیت پرداختن سینمای کودک به مسئله مرگ و سوگ گفت: موضوع سوگ یکی از مباحثی است که نمیتوان آن را از زندگی حذف کرد، زیرا غم جدایی و مرگ بخشی اجتنابناپذیر از زندگی انسان است.
وی افزود: در شرایطی که کودکان در ایران و منطقه با مجموعهای از تجربههای اضطرابزا و فقدان مواجه هستند، یکی از مهمترین تلاشها باید آشنا کردن خانوادهها و جامعه با چگونگی مواجهه صحیح با سوگ باشد.
خامنه با تأکید بر ضرورت ارتقای مهارت والدین در این زمینه اظهار کرد: طرح درست مسئله سوگ و آموزش شیوه مواجهه با آن، یکی از مهارتهای اساسی زندگی است؛ زیرا بسیاری از والدین مهارت کافی برای گفتوگو با کودک درباره مرگ، فقدان و پیامدهای روانی حوادث traumatically را ندارند.
این کارگردان حوزه کودک ادامه داد: اگر تروما پس از یک حادثه باقی بماند و درمان نشود، میتواند در طول زمان پیامدهای خود را بر زندگی فرد نشان دهد و به همین دلیل، پرداختن به این موضوع در آثار سینمایی و آموزشی اهمیت زیادی دارد.
خامنه در پایان با قدردانی از برگزارکنندگان نشست و متخصصان حاضر در آن، این بحث را از موضوعات مهم و مورد نیاز سینمای کودک دانست.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.