خانواده، کودکی و تحصیلات
سید علی حسینی خامنهای در مشهد در خانوادهای روحانی به دنیا آمد. تاریخ تولد او در شناسنامه ۲۴ تیر ۱۳۱۸ ثبت شده، اما خود او ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ (۱۹ آوریل ۱۹۳۹) را زادروز واقعیاش دانسته است. پدرش، سید جواد خامنهای، از روحانیان مشهد بود و خانواده اصالتاً به شهر خامنه در آذربایجان شرقی تعلق داشت. او تحصیلات حوزوی را در مشهد نزد پدرش و استادانی چون سید محمدهادی میلانی آغاز کرد، در سال ۱۳۳۶ مدت کوتاهی در نجف ماند و از اواخر ۱۳۳۷ در قم در درسهای سید حسین بروجردی و سید روحالله خمینی شرکت کرد. در سال ۱۳۴۳ برای رسیدگی به پدرش به مشهد بازگشت و در همان سال با منصوره خجسته باقرزاده ازدواج کرد که حاصل آن شش فرزند، از جمله مصطفی و مجتبی، بود.
فعالیت سیاسی پیش از انقلاب
خامنهای از اوایل دههٔ ۱۳۴۰ به هواداران خمینی در مخالفت با حکومت محمدرضا پهلوی پیوست. بر پایهٔ وبگاه رسمیاش، ساواک او را میان سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۵ شش بار بازداشت کرد و در سالهای پایانی حکومت پهلوی به ایرانشهر و سپس جیرفت تبعید شد. او در این سالها در مشهد جلسات درس و تفسیر قرآن برگزار میکرد و چند کتاب از عربی، از جمله آثاری از سید قطب، را به فارسی ترجمه کرد.
از انقلاب تا ریاستجمهوری
پس از انقلاب ۱۳۵۷، خامنهای عضو شورای انقلاب و از بنیانگذاران حزب جمهوری اسلامی شد و مدتی معاون وزارت دفاع بود؛ او در سال ۱۳۵۸ به امامت جمعهٔ تهران منصوب شد و در نخستین دورهٔ مجلس شورای اسلامی نمایندهٔ تهران بود. در ۶ تیر ۱۳۶۰ هنگام سخنرانی در مسجد ابوذر تهران، بمبی که در یک ضبط صوت جاسازی شده بود کنار او منفجر شد؛ او زنده ماند، اما دست راستش برای همیشه از کار افتاد. پس از کشته شدن محمدعلی رجایی، خامنهای در مهر ۱۳۶۰ بهعنوان نخستین روحانی به ریاستجمهوری رسید و در سال ۱۳۶۴ دوباره انتخاب شد. دوران ریاستجمهوری او با جنگ ایران و عراق همزمان بود و میرحسین موسوی در این دوره نخستوزیر بود. ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی و نخستین دورهٔ ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بر عهدهٔ او بود.
رهبری جمهوری اسلامی (۱۳۶۸–۱۴۰۴)
پس از درگذشت خمینی، مجلس خبرگان رهبری در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ خامنهای را به رهبری برگزید؛ این انتخاب ابتدا موقت بود و پس از بازنگری قانون اساسی در همان سال، که شرط مرجعیت را برای رهبر حذف کرد، دوباره تأیید شد. جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم در سال ۱۳۷۳ او را در شمار مراجع تقلید معرفی کرد، هرچند مرجعیت او میان بخشی از حوزویان محل اختلاف بود. رهبری او که بیش از ۳۶ سال طول کشید، طولانیترین دورهٔ رهبری در جمهوری اسلامی است.
در این دوره اختیارات نهاد رهبری و نقش سپاه پاسداران در سیاست، امنیت و اقتصاد گسترش یافت. خامنهای از برنامهٔ هستهای ایران حمایت کرد و فتوایی دربارهٔ حرمت تولید و کاربرد سلاحهای کشتار جمعی صادر کرد. او در سال ۱۳۹۴ از توافق هستهای برجام پشتیبانی کرد؛ توافقی که پس از خروج ایالات متحده در سال ۱۳۹۷ عملاً کارایی خود را از دست داد. مخالفت با سیاستهای آمریکا و اسرائیل و حمایت از گروههای موسوم به «محور مقاومت» از محورهای اصلی سیاست خارجی او بود. دوران رهبری او با اعتراضهای گستردهای همراه بود، از جمله در سالهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ (پس از مرگ مهسا امینی). منتقدان و سازمانهای حقوق بشری او را مسئول برخورد قهرآمیز با این اعتراضها میدانند، در حالی که او بخشی از این رخدادها را «اغتشاش» و متأثر از دخالت دشمنان خارجی توصیف میکرد.
رویدادهای ۱۴۰۴ و کشته شدن
در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ اسرائیل حملات گستردهای را علیه ایران آغاز کرد که به «جنگ دوازدهروزه» شناخته شد. خامنهای در این مدت در انظار عمومی ظاهر نشد و پس از آتشبس در پیامی ویدئویی ایران را پیروز جنگ خواند. از ۷ دی ۱۴۰۴ اعتراضهای سراسری در پی بحران اقتصادی و سقوط ارزش ریال آغاز شد؛ مقامهای ایرانی شمار کشتهها را حدود سه هزار نفر اعلام کردند، در حالی که گروههای حقوق بشری آمار بسیار بیشتری گزارش کردند.
در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶)، در نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، مجموعهٔ دفتر رهبری در تهران هدف حملهٔ هوایی قرار گرفت و خامنهای کشته شد. رسانههای رسمی ایران بامداد روز بعد مرگ او را تأیید کردند. به گزارش خبرگزاری فارس، دختر، داماد، عروس و یکی از نوههای او نیز در این حمله کشته شدند. دولت ایران ۴۰ روز عزای عمومی اعلام کرد و مجلس خبرگان در ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ پسرش، سید مجتبی خامنهای، را به رهبری برگزید. مراسم تشییع که به سبب جنگ به تعویق افتاده بود، از ۱۲ تا ۱۸ تیر ۱۴۰۵ در تهران، قم و شهرهای نجف و کربلای عراق برگزار شد و پیکر او در ۱۸ تیر ۱۴۰۵ (۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶) در حرم امام رضا در مشهد به خاک سپرده شد. رسانههای رسمی ایران از او با عنوان «رهبر شهید انقلاب» یاد میکنند.
جایگاه و ارزیابیها
هواداران خامنهای او را رهبری میدانند که جمهوری اسلامی را پس از خمینی تثبیت کرد و در برابر فشار آمریکا و اسرائیل ایستادگی کرد. منتقدان او را مسئول تمرکز قدرت، محدود شدن آزادیهای سیاسی و مدنی، سرکوب اعتراضها و بحرانهای اقتصادیِ ناشی از تحریمها و تنشهای خارجی میدانند. واکنشها به مرگ او نیز دوگانه بود: شمار زیادی در ایران و برخی کشورها عزاداری کردند و گروههایی دیگر، بهویژه در میان ایرانیان خارج از کشور، شادمانی کردند. او به شعر و ادبیات فارسی علاقه داشت و دیدارهای منظمی با شاعران برگزار میکرد.