تکیه اعظم برغان از دل تاریخ به قلب کرج آمد
البرز _ همزمان با برنامههای روز فرهنگی کرج، تکیه اعظم برغان با پیشینهای نزدیک به پنج قرن در پارک ایران کوچک بازآفرینی شد تا روایتی از تاریخ، آیین و هویت فرهنگی البرز را به شهر بیاورد.

خبرگزاری مهر، گروه استانها، حمیدرضا عبدالمنافی: اگر این روزها از کنار پارک ایران کوچک کرج عبور کنید، شاید در نگاه اول فقط یک سازه چوبی و گلی ببینید؛ بنایی با حجرههایی در دو سوی خود که میان المانهای دیگر پارک نشسته است. اما این سازه ساکت نیست. پشت آن نزدیک به پنج قرن صدای تعزیه، یادِ نذر و نیاز، و رفتوآمد مردمی ایستاده که روزگاری از طالقان و سولقان راه میافتادند تا به بازار برغان برسند.
همزمان با برنامههای فرهنگی روز کرج، المان تکیه اعظم روستای برغان در پارک ایران کوچک رونمایی شد. سازهای که قرار است بخشی از تاریخ، آیین و هویت فرهنگی البرز را در فضای شهری روایت کند؛ اما پرسش اصلی این است که یک المان شهری تا کجا میتواند حافظه یک روستا را به شهر منتقل کند؟
قصه این بنا را باید از زبان کسی شنید که خودش از اهالی همان روستاست. استاد اعظمی، از بانیان تکیه اعظم، میگوید این بنا در سال ۹۳۱ هجری قمری و در دوره سلطنت شاه طهماسب صفوی ساخته شده است.
به گفته او، طبقه نخست تکیه یادگار دوره صفویه است و طبقه دوم به دوره قاجار میرسد. در دو سوی بنا ۱۰ حجره قرار دارد؛ فضاهایی که در ذهن اهالی با مراسم، گردهمایی و خاطره پیوند خوردهاند.
اما قدمت، همه ماجرا نیست. بسیاری از بناهای تاریخی امروز فقط تماشا میشوند؛ تکیه اعظم هنوز استفاده میشود.
اعظمی میگوید: هر سال در ایام محرم، ۱۰ روز مراسم تعزیهخوانی در این تکیه برگزار میشود و اوج آن در روز عاشورا است. نزدیک به پنج قرن است که این آیین، نسل به نسل، از پدر به پسر و از اهالی به اهالی رسیده است.
او از تعزیه خوانانی یاد میکند که فقط صدای خوب نداشتند؛ با موسیقی و هنرهای آیینی نیز آشنا بودند. از خاطره نذورات و اتفاقهایی هم میگوید که سالها میان مردم دهانبهدهان گشته است. روایتهایی که شاید همهشان سند تاریخی نداشته باشند، اما نشان میدهند این بنا در ذهن اهالی چه جایگاهی دارد.
در برغان، تکیه فقط ساختمان نیست؛ جایی است که معماری، آیین و خاطره مردم در طول چند قرن در هم تنیده شده است.
روزی که برغان بازارِ یک منطقه بود
اگر تکیه روایتکننده روح مذهبی برغان باشد، بازار قدیمیاش روایتگر زندگی روزمره آن است.
عمار ایزدیار، استاد دانشگاه و از کرجیهای اصل، در مراسم رونمایی از همین بازار گفت، بازاری که به گفته او بیش از ۷۰۰ سال قدمت دارد.
وی برغان را در گذشته یکی از مراکز مهم مبادله کالا در منطقه میداند. به گفته او، برنج و چای از مناطق شمالی و مازندران به این بازار میرسید و در مقابل، گندم، توت و گردو از البرز مرکزی در آن عرضه میشد.
در این روایت، برغان فقط مقصد اهالی خودش نبود. مردم طالقان، کن، سولقان و روستاهای اطراف کرج برای دادوستد به این روستا میآمدند. روستایی در دامنه البرز که در دورهای نقشی فراتر از یک سکونتگاه محلی داشت و در مناسبات اقتصادی منطقه سهم میگرفت.
آن بازار هنوز با نام محصولاتی چون آلو، گردو و دیگر سوغات منطقه شناخته میشود؛ نشانهای از اینکه حافظه اقتصادی یک روستا هم میتواند به اندازه حافظه آیینیاش ماندگار باشد.
سوغات کرج کجاست؟
بازآفرینی تکیه اعظم برغان در پارک ایران کوچک، پرسشی امروزی هم پیش روی مدیریت شهری میگذارد؛ پرسشی ساده که جواب سرراستی ندارد: گردشگر یا شهروندی که در کرج به دنبال سوغات بومی البرز میگردد، باید به کجا مراجعه کند؟
ایزدیار همین پرسش را در صحبتهایش مطرح کرد و معتقد است ظرفیت ایجاد یک بازارچه دائمی برای معرفی و عرضه سوغات کرج و البرز در این مجموعه وجود دارد. از شیرینی مشکفی و نان توتک جاده چالوس و عسل طالقان گرفته تا توت، گردو و محصولات برغان، همگی اقلامی هستند که به گفته او میتوانند در چنین فضایی عرضه شوند.
طبیعی است که تبدیل این ایده به یک بازار دائمی، به برنامهریزی و تصمیمگیری جداگانه نیاز دارد و نمیتوان آن را صرفاً با یک مراسم رونمایی محقق دانست. اما پیشنهاد، مسیر تازهای را پیش چشم میگذارد: المانهای تاریخی فقط برای تماشا ساخته نشوند، بلکه به بستری برای معرفی فرهنگ، محصولات و ظرفیتهای گردشگری منطقه تبدیل شوند.
شاید همین نقطه، تفاوت یک سازه تزئینی با یک روایت زنده باشد. شهروندی که از تکیه عکس میگیرد و شهروندی که بعد از دیدن آن، عسل طالقان یا گردوی برغان را هم با خود میبرد، دو نوع ارتباط متفاوت با میراث فرهنگی دارند.
شهری که تاریخش کمتر دیده شده
در مراسم رونمایی، حسین سعیدیسیرایی، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر کرج، بر موضوعی تأکید کرد که شاید بیش از هر چیز، دلیل چنین بازآفرینیهایی را توضیح میدهد: کرج و پیرامون آن آثار تاریخی بسیاری دارد، اما بخشی از مردم این شهر از آنها خبر ندارند.
او از تپه تاریخی مهرشهر معروف به آقتپه، قلعه کلاک و کاروانسرای شاهعباسی کرج نام برد و گفت بخشی از شهروندان کرجی از قدمت و پیشینه شهر خود اطلاع کافی ندارند.
این حرف به شکلی ساده، یک واقعیت شهری را بازگو میکند. کرج امروز شهری بزرگ و پرجمعیت است؛ شهری که شاید برای بسیاری از ساکنانش با ترافیک، ساختمان و شلوغی تعریف میشود، نه با تپهها و قلعهها و کاروانسراهایش. در حالی که در دل این شهر و پیرامون آن، نشانههایی از دورههای مختلف تاریخی باقی مانده است.
تکیه اعظم برغان نیز در همین زنجیره قرار میگیرد. بنای اصلی آن در محدوده روستای برغان است، اما روایتش به تاریخ فرهنگی و اجتماعی بخش مهمی از البرز گره خورده است؛ همان منطقهای که امروز کرج در مرکز آن قرار دارد.
اگر قرار نیست روز فرهنگی کرج به مجموعهای از مراسم مناسبتی محدود شود، بازخوانی چنین روایتهایی میتواند یکی از راههای شناخت دوباره شهر باشد؛ شناختی که در آن تاریخ کرج فقط در بناهای داخل محدوده شهری جستوجو نمیشود.
میراثی که فقط با سنگ و خشت زنده نمیماند
آنچه تکیه اعظم روستای برغان را از یک بنای تاریخی معمولی متمایز میکند، استمرار کارکردش است. تعزیه در این تکیه فقط یک اجرای نمایشی نیست؛ آیینی است که طی نسلهای متوالی ادامه یافته و اهالی روستا در برگزاری و پشتیبانی از آن نقش داشتهاند.
در چنین شرایطی، حفاظت از این میراث فقط به معنای نگهداری یک ساختمان نیست. روایتهای شفاهی، خاطره نذورات، صدای تعزیهخوانان و پیوند مردم با بنا هم بخشی از میراثی است که اگر ثبت و منتقل نشود، همراه نسلها محو میشود.
از برغان تا قلب کرج
حالا تکیه اعظم در پارک ایران کوچک، در معرض دید شهروندان کرجی قرار گرفته است. اما پاسخ پرسش اصلی، فقط به کیفیت ساخت سازه بستگی ندارد.
اگر تاریخ برغان در کنار این المان روایت شود، بازار قدیمیاش معرفی شود، آیین تعزیه به یاد آورده شود و زمینهای برای عرضه محصولات بومی فراهم آید، این سازه از یک المان شهری فراتر میرود و به نقطهای برای آشنایی شهروندان با بخشی از هویت البرز تبدیل میشود.
شاید ارزش واقعی چنین باز آفرینیهایی همین باشد؛ شهروند کرجی هنگام عبور از کنار این بنا، تنها یک سازه زیبا نبیند، بلکه به یاد بیاورد که پشت آن، روایتی از گذشته همین سرزمین ایستاده است؛ روایتی که اگر درست معرفی و حفظ شود، میتواند بخشی از هویت امروز کرج هم باشد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.