مازندران پیرتر میشود؛ شهرها دوستدار سالمند هستند؟
ساری- مازندران آرامآرام پیرتر میشود نه آنقدر ناگهانی که هر روز بتوان تغییر را دید و نه آهسته که بتوان آن را به آینده موکول کرد، آینده سالمندان از تصمیم گیرهای امروز ساخته می شود.

خبرگزاری مهر، گروه استانها: استانی که اکنون ۵۵۹ هزار و ۸۰۰ سالمند دارد و ۱۵.۹ درصد جمعیت آن را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل میدهند و حالا این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که آیا شهرها و روستاهای مازندران برایتان زندگی سالمندان امروز و نسل سالمندان آینده آمادهاند؟
سالمندی دیگر تصویری مربوط به آینده دور نیست؛ بخشی از واقعیت امروز مازندران است. در برخی روستاهای استان، بیش از ۴۰ درصد جمعیت را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل میدهند و این روند در حال افزایش است؛ تغییری که فقط آمارهای جمعیتی را جابهجا نمیکند، بلکه نیازهای تازهای را در حوزه سلامت، حملونقل، مسکن، خدمات اجتماعی و فضای شهری ایجاد میکند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط افزایش شمار سالمندان نیست؛ پرسش مهمتر این است که خانوادهها، نظام سلامت، مدیریت شهری و خدمات اجتماعی تا چه اندازه برای این تغییر آماده شدهاند. سالمندی اگرچه یک مرحله طبیعی زندگی است، اما کیفیت آن به تصمیمهایی بستگی دارد که بخشی از آنها باید سالها پیش از رسیدن افراد به این دوره گرفته شود.
سالمندی فقط یک عدد نیست
۵۵۹ هزار و ۸۰۰ سالمند، تنها یک عدد در جدولهای آماری نیست؛ پشت این رقم، جمعیتی با شرایط متفاوت قرار دارد. برخی سالمندان زندگی مستقل دارند، گروهی به حمایت خانواده نیازمندند و برخی نیز به دلیل معلولیت، بیماری یا نبود حمایت مؤثر خانوادگی، به خدمات تخصصی احتیاج دارند.
از این منظر، سیاست سالمندی نمیتواند فقط بر نگهداری یا درمان متمرکز باشد. خانواده، محله و محیط زندگی نیز بخشی از زنجیره مراقبت از سالمند هستند و هرچه حمایت در سطوح نخست بهتر باشد، فشار بر مراکز تخصصی و خانوادهها نیز قابل مدیریتتر خواهد بود.
۱۴ هزار سالمند تحت پوشش بهزیستی است
رقیه رحمانی، مدیرکل بهزیستی مازندران با بیان اینکه ۱۴ هزار و ۸۶۱ سالمند از خدمات بهزیستی استان بهرهمند هستند. همچنین ۱۲ هزار و ۳۹۳ سالمند دارای معلولیت و دو هزار و ۴۶۸ زن سالمند سرپرست خانوار تحت حمایتهای بهزیستی قرار دارند.
رحمانی با تأکید بر خانوادهمحور بودن سیاستهای بهزیستی، خدمات سالمندان را در هشت مرکز شبانهروزی توانبخشی ـ-مراقبتی، ۱۴ مرکز روزانه آموزشی ـ توانبخشی و هفت مرکز خدمات توانبخشی و مراقبت در منزل تشریح کرده است؛ رویکردی که در آن ماندن سالمند در خانواده تا حد امکان در اولویت قرار دارد.
مدیرکل بهزیستی مازندران همچنین از فعالیت دو مرکز حمایتی سالمندان در استان خبر داده است که هر کدام ظرفیت پذیرش حداکثر ۱۰ سالمند را دارند و خدماتی مانند اسکان، غذای گرم، شستوشوی لباس، نظافت و مراقبت ارائه میکنند. به گفته او، احترام به سالمند فقط ارائه خدمات نیست و فراهم کردن شرایط مناسب برای زندگی، تحرک و مشارکت اجتماعی نیز ضرورت دارد.
سالمندی فقط مسئله بهزیستی نیست
افزایش جمعیت سالمند، موضوعی نیست که یک دستگاه به تنهایی بتواند برای آن برنامهریزی کند. سلامت سالمندان با وضعیت اقتصادی، شرایط خانوادگی، کیفیت محیط زندگی، میزان دسترسی به خدمات و حتی امکان حضور آنان در جامعه ارتباط دارد.
به همین دلیل، سیاست سالمندی باید از مرز مراکز درمانی و حمایتی عبور کند و خانواده، محله، شهر و روستا را نیز دربرگیرد؛ بهویژه در استانی مانند مازندران که سالمندی در برخی مناطق روستایی سهم بسیار بالایی از جمعیت را به خود اختصاص داده است.
روند روبه رشد سالمندی
محمدصادق رضایی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران، با اشاره به روند سالمندی در استان، گفت: در بسیاری از روستاهای مازندران بیش از ۴۰ درصد جمعیت را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل میدهند و این روند همچنان رو به افزایش است؛ بنابراین برنامهریزی جامع و اجتماعی برای سلامت سالمندان ضرورت دارد.
رضایی در گفت وگو با خبرنگار مهر همچنین بر توسعه آموزش و توانمندسازی خانوادهها تأکید کرده و معتقد است سلامت فقط در مراکز بهداشتی شکل نمیگیرد، بلکه عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و محیطی نیز در سلامت افراد نقش دارند. از این رو، افزایش سواد سلامت و تقویت خودمراقبتی سالمندان و خانوادهها باید جدی گرفته شود.
سالمندی؛ یک مسئله اجتماعی
سالمندی فقط با افزایش نیازهای درمانی همراه نیست؛ تغییر ساختار خانواده و سبک زندگی نیز شرایط این دوره را دگرگون کرده است. خانوادههای کوچکتر، دور شدن فرزندان از محل زندگی والدین و کاهش ارتباطات روزمره میتواند مسئله تنهایی و انزوای اجتماعی سالمندان را پررنگتر کند.
مهدی نادری، جامعهشناس و پژوهشگر مسائل سالمندی، در این باره میگوید: سالمندی را نباید صرفاً از زاویه نیاز به مراقبت دید، سالمند یک عضو جامعه است و اگر ارتباط او با خانواده، محله و محیط اجتماعی قطع شود، حتی برخورداری از خدمات درمانی هم به تنهایی نمیتواند کیفیت زندگی او را تضمین کند.»
او در گفت وگو با خبرنگار مهر معتقد است سیاستهای اجتماعی باید امکان مشارکت سالمندان را افزایش دهد و میافزاید: «خشی از سرمایه اجتماعی جامعه در تجربه و دانش سالمندان قرار دارد.
وی تصریح کرد: اگر برنامهها فقط بر مراقبت از سالمند متمرکز شوند، این ظرفیت نادیده گرفته میشود و سالمندی ناخواسته با مفهوم ناتوانی و وابستگی گره میخورد.
شهرها باید با جمعیت سالمند سازگار شوند
وقتی سهم سالمندان افزایش پیدا میکند، شهر نیز باید متناسب با این تغییر جمعیتی خود را بازطراحی کند. پیادهرو نامناسب، عبور دشوار از خیابان، نبود فضای استراحت یا دسترسی سخت به وسایل حملونقل عمومی، برای سالمندی که توان حرکتی محدودتری دارد، میتواند به مانعی جدی برای حضور در جامعه تبدیل شود.
از این منظر، مناسبسازی شهر نباید به چند رمپ و حذف پله محدود شود. امنیت مسیرهای پیاده، نورپردازی، مبلمان شهری، دسترسی به پارکها، سرویسهای بهداشتی و حملونقل عمومی نیز بخشی از شهری است که باید برای همه گروههای سنی قابل استفاده باشد.
سارا کاظمی، پژوهشگر حوزه شهر سالمندپذیر و برنامهریزی شهری میگوید: شهر سالمندپذیر فقط شهری نیست که در آن پله کمتر باشد. سالمند باید بتواند از خانه خارج شود، در محله رفتوآمد کند، به فضای سبز و خدمات عمومی برسد و بدون وابستگی کامل به دیگران در محیط شهری حضور داشته باشد.
او در گفت وگو با خبرنگار مهر اضافه میکند: طراحی شهر برای سالمندان در واقع نوعی سرمایهگذاری برای همه شهروندان است، پیادهروی ایمن، حملونقل در دسترس و فضاهای عمومی مناسب، فقط نیاز سالمندان نیست و برای کودکان، افراد دارای محدودیت حرکتی و خانوادهها نیز اهمیت دارد.
در مازندران، این موضوع فقط به شهرهای بزرگ محدود نمیشود. روستاهایی که سهم سالمندان در آنها بالاست نیز به دسترسی مناسب به خدمات سلامت، حملونقل و امکانات عمومی نیاز دارند.
اگر سالمند روستایی برای یک مراجعه درمانی یا انجام امور روزمره مجبور به طی مسافت طولانی باشد، فاصله جغرافیایی میتواند به مانعی برای دریافت خدمات تبدیل شود. بنابراین برنامهریزی سالمندی باید متناسب با تفاوتهای شهری و روستایی استان انجام شود.
سالمندی سالم از سالهای قبل آغاز میشود
سالمندی سالم از روزی که فرد وارد ۶۰ سالگی میشود آغاز نمیشود. سبک زندگی، تغذیه، فعالیت بدنی، وضعیت اقتصادی، سطح آموزش و کیفیت ارتباطات اجتماعی در سالهای پیش از سالمندی نیز در کیفیت این دوره اثرگذار است.
پژوهشی درباره سبک زندگی سالمندان نیز ارتباط وضعیت زندگی سالمندان با عواملی مانند سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، شغل و شرایط اقتصادی را بررسی کرده است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد گروههایی با سطح تحصیلات و وضعیت اقتصادی پایینتر، بیشتر در معرض سبک زندگی نامطلوب قرار دارند.
جعفر قربانی، کارشناس رسانه و سلامت، با اشاره به این یافتهها، سالمندی سالم را نتیجه مجموعهای از عوامل و آموزشهایی میداند که باید پیش از رسیدن فرد به سالمندی آغاز شود.
قربانی در گفت وگو با خبرنگار مهر بر ضرورت آموزش ساده، قابل فهم و متناسب با فرهنگ جامعه تأکید دارد و معتقد است در کنار آموزشهای تخصصی، باید از رسانههای دیداری و شنیداری، برنامههای محلی، آموزش چهرهبهچهره و ظرفیت خانوادهها برای ارتقای سلامت سالمندان استفاده کرد.
آموزش به جای انتظار برای بیماری
اگر آموزش سلامت و پیشگیری تنها زمانی آغاز شود که بیماری یا ناتوانی شکل گرفته باشد، بخشی از فرصتهای پیشگیری از دست رفته است. سالمندی سالم نیازمند برنامهای است که از سالهای میانسالی آغاز شود و به خانوادهها نیز آموزش دهد چگونه با تغییر نیازهای جسمی و روانی اعضای سالمند خود مواجه شوند.
قربانی همچنین بر این باور است که سیاست سالمندی نباید فقط بر درمان و افزایش تختهای بیمارستانی متمرکز باشد و آموزش سبک زندگی، حمایت اجتماعی و توانمندسازی سالمندان و خانوادهها باید در کنار خدمات درمانی قرار گیرد.
در مازندران نیز طی یک سال گذشته، هشت هزار و ۳۲۰ سالمند از برنامههای تخصصی و آموزشی پیشگیری از معلولیت در دوران سالمندی بهرهمند شدهاند؛ اقدامی که میتواند بخشی از رویکرد پیشگیرانه در مواجهه با رشد جمعیت سالمند باشد.
خانه سالمندان یا خانهای برای سالمند؟
افزایش جمعیت سالمند الزاماً به معنای افزایش نیاز به مراکز اقامتی نیست. بسیاری از سالمندان ترجیح میدهند در کنار خانواده و در محیط آشنای خود زندگی کنند و در صورت نیاز، خدمات مراقبتی و توانبخشی را در خانه دریافت کنند.
با این حال، برای سالمندانی که فاقد حمایت مؤثر خانوادگی هستند یا به مراقبت تخصصی نیاز دارند، مراکز حمایتی و مراقبتی نیز ضرورت دارند. بنابراین مسئله اصلی، انتخاب میان «خانه» و «مرکز» نیست؛ بلکه ایجاد زنجیرهای از خدمات است تا سالمند متناسب با شرایط خود از سطح مناسب حمایت برخوردار شود.
در این نگاه، هدف صرفاً «نگهداری سالمند» نیست؛ بلکه باید محیطی فراهم شود که سالمند بتواند در آن زندگی کند، ارتباط داشته باشد، حرکت کند و تا حد امکان استقلال خود را حفظ کند.
مازندران برای فردای سالمندی چه میکند؟
مازندران امروز با یک تغییر جمعیتی جدی روبهرو است؛ تغییری که هم در آمار رسمی سالمندان دیده میشود و هم در روستاها و محلههای شهری خود را نشان میدهد. بنابراین برنامهریزی برای سالمندی دیگر موضوعی مربوط به آینده نیست و باید در تصمیمهای امروز حوزه سلامت، بهزیستی، مدیریت شهری و خدمات اجتماعی دیده شود.
پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا مازندران پیر میشود یا نه؛ آمار موجود پاسخ این پرسش را داده است. پرسش مهمتر این است که آیا خانوادهها، شهرها و روستاها و نظام خدمات عمومی همپای این تغییر جمعیتی حرکت میکنند و آیا سالمند آینده استان قرار است فقط دریافتکننده خدمات باشد یا همچنان عضوی فعال از خانواده و جامعه باقی بماند.
مازندران آرامآرام پیرتر میشود و همین «آرامآرام» بودن، فرصت برنامهریزی است؛ فرصتی برای اینکه پیش از سنگینتر شدن بار سالمندی بر دوش خانوادهها و خدمات عمومی، زیرساختهای لازم فراهم شود. آینده سالمندان مازندران در سالهای دور ساخته نمیشود؛ از تصمیمهایی شکل میگیرد که امروز برای خانواده، سلامت، شهر و جامعه گرفته میشود.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.